حسین امامیراد، نماینده چناران، طرقبه، شاندیز و گلبهار در مجلس نوشت؛ تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه، به ویژه در قبال ایران، بیانگر یک استراتژی چندوجهی از سوی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی است که ریشه در اهداف خصمانه بلندمدت اقتصادی و امنیتی آنها دارد. در فاصله زمانی کمتر از ۹ ماه و درست در میانه مذاکرات ایران با آمریکا و در شرایطی که عمان به عنوان واسطه این مذاکرات، اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران، فداکارانه برای رسیدن به توافق، بسیاری از خواستههای خود را تعدیل کرده است.
آمریکا و رژیم صهیونیستی که خود دارنده سلاح هستهای هستند، به بهانه واهی عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای، برای دومین مرتبه اقدام به حمله و تجاوز به تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ایران نمودند و با نقض منشور ملل متحد و بدون هیچ مبنای حقوقی بینالمللی متوسل به استفاده از زور علیه جمهوری اسلامی ایران شدند و رهبر معظم انقلاب را به همراه جمعی از فرماندهان عالیرتبه نظامی و نیروهای نظامی، کودکان و مردم غیرنظامی به شهادت رساندند و صدها بیمارستان، مدرسه، ورزشگاه و منزل مسکونی و اخیراً زیرساختهای اقتصادی و عمرانی را مورد حمله و تخریب قرار دادند.
امروز برای همه روشن شده که جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، صرفاً به دلیل موضوع هستهای، مسائل منطقهای و محور مقاومت نیست؛ بلکه راهبردهای اقتصادی و امنیتی بسیار مهم در پس این تخاصم عمیق وجود دارد. استراتژی ایالات متحده در طول تاریخ، همواره بر محور تضعیف حاکمیت و چندپاره کردن کشورهای دارای ذخایر عظیم و بهرهبرداری از منابع طبیعی آنها بوده است.
این رویکرد که از آن میتوان با عنوان «استثمار و استعمار نوین» یاد کرد، در دوره اخیر با تمرکز آشکار بر کشورهای منطقه خاورمیانه، شکل جدیتری به خود گرفته است و در مورد ایران، این اهداف عمدتاً بر محور دستیابی به منابع غنی نفت و گاز و همچنین تضعیف و تجزیه کشور متمرکز شده است. اگرچه که هیچگاه نظام سیاسی، اقتدار نیروهای مسلح و پایداری و آزادگی مردم ایران با هیچ کشور دیگری قابل مقایسه نیست.
امروز بیش از هر زمان دیگری چهره حقیقی آمریکا عیان شده و شکی نیست که این کشور، هیچ تعهدی به حقوق بشر و انسانیت ندارد و همه شعارهای توخالی و فریبنده آن صرفاً، ابزاری برای چپاول منابع دیگر کشورهاست و از کشتار بیرحمانه مردم بیدفاع و تجاوز به حاکمیت کشورهای مستقل، فروگذار نمیکند؛ گو اینکه این رخداد، بارها و بارها و به بهانههای واهی و ساختگی و در پوشش حقوق بشر، آزادی، برقراری دموکراسی، امنیت، مبارزه با استبداد و با سایر شعارهای انساندوستانه دروغین، در کشورهای مختلف تکرار شده است. هدف نهایی، ایجاد جنگ داخلی، تضعیف نهادهای امنیتی و هموار کردن مسیر برای تجزیه ایران است.
شکی نیست که تجزیه ایران، پیامدهای ویرانگری برای مردم در سراسر کشور به همراه خواهد داشت که شامل بحرانهای عظیم اقتصادی، اجتماعی، امنیتی، هویتی، مهاجرتی و زیرساختی میشود. در مقابل، این وضعیت برای رقبای منطقهای و قدرتهای جهانی، فرصتی بینظیر برای چپاول منابع و گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی فراهم خواهد کرد. اسرائیل و آمریکا به دنبال ایران ضعیف هستند نه یک ایرانِ قوی، توسعهیافته و مردمسالار و ایران ضعیف یعنی ایران تجزیه شده که از تمام نیروهای مخالف، برای ایجاد تنش و بحران در کشور برای فروپاشی حاکمیت بهره میبرد.