رویکردی که پیش از این ایران هشدار داده بود که در صورت حمله آمریکا به ایران، جنگ، فقط جنگی بین دو یا سه کشور نخواهد بود، بلکه منطقه را به آتش خواهد کشاند و در این راستا، شاهد بودیم که بلافاصله پس از حمله اسرائیل وآمریکا به ایران، وعده صادق مقام معظم رهبری شهید، عینیت یافت وتمام پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه به منظر خاک آمریکا مورد حمله قرار گرفت و موشکهای ایران به خاک اسرائیل نیز نشست. از طرفی ایران همچون در مواجهه تهدید تمامیت ارضی ایران و سنگاندازی برای ایران و ایرانی ها، اقدام به مسدودسازی تنگه هرمز کرد تا درک شرایط دشوار فعالیت با وجود تحریمها برای دیگر کشورها نیز ملموستر شود و در این میان، افزایش قیمت نفت و همچنین عدم امکان حرکت نفتکشها و حمل و نقل انرژی برای تمام جهان، به عنوان یک اهرم بازدارنده ناشی از جنگ ترامپ و نتانیاهو علیه ایران، محقق شود.
اهمیت بستن تنگه هرمز
به گزارش «آرمان ملی»، صباح زنگنه کارشناس بینالملل در این باره گفت: در چارچوب تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه و تشدید تنشهای بینالمللی، تنگه هرمز به عنوان یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهانی، دوباره به مرکز توجه سیاستمداران، کارشناسان و رسانهها تبدیل شده است. تنگه هرمز که بیش از یک پنجم نفت خام جهان را از خود عبور میدهد، نه تنها یک مسیر حیاتی اقتصادی، بلکه یک نماد استراتژیک قدرت و نفوذ در منطقه محسوب میشود. ایران، در پاسخ به حملات نظامی اخیر و تهاجمات رژیم صهیونیستی و آمریکا، اعلام کرد که در صورت ادامه این تهاجمات، ممکن است اقداماتی در جهت کنترل یا بستن تنگه هرمز را در نظر بگیرد. این اقدام، چه به صورت تهدید و چه به صورت عملی، تأثیر گستردهای بر منطقه و جهان خواهد داشت. او افزود: ایران تا پیش از حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران، با وجود خاطرات ناخوشایند حمله طی مذاکرات، بر مبنای احترام به اصول دیپلماسی، باب گفتوگو با آمریکا را باز نگه داشت، اما ترامپ با همراهی نتانیاهو با حمله به ایران و شهادت رهبر معظم انقلاب، تمام درهای دیپلماسی را بست و به این ترتیب فرصتی برای تحقق وعده صادق ایران و کشانده شدن آتش جنگ به تمام منطقه فراهم آمد.
نفت صد دلاری
این کارشناس اضافه کرد: تنگه هرمز به دلیل موقعیت استراتژیک خود، یکی از پرخطرترین مسیرهای جهانی است. هرگونه اختلال در حرکت کشتیها در این منطقه، به سرعت قیمت نفت را بالا میبرد و بازارهای جهانی را تحت فشار قرار میدهد. این موضوع در سالهای گذشته نیز چندبار تکرار شده است. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۹، حمله به دو کشتی تانکر در نزدیکی تنگه هرمز، باعث افزایش قیمت نفت به بالای ۷۰ دلار در بشکه شد. این رویداد نشان داد که چگونه یک منطقه کوچک میتواند تأثیرات جهانی داشته باشد. در این راستا قیمت نفت در حال حاضر به بشکهای حدود صد دلار رسیده است که قابلیت افزایش به صد و پنجاه دلار را نیز دارد. وی تاکید کرد: علاوه بر این با مسدودسازی تنگه هرمز امکان نقل و انتقال نفت برای کشتیها محدود و ممنوع شد و به این ترتیب تامین نفت و انرژی و... برای تمام کشورها با مشکل ایجاد میشود و به این ترتیب ایران با اقتدار ثابت کرد زمانی که ایران نمیتواند از تسهیلات نفت و صلح بهره گیرد، بقیه نیز با دشواریهایی روبهرو میشوند.
اهرم فشار قانونی
او با تاکید بر اینکه در شرایط فعلی، ایران این اقدام را به عنوان یک اهرم فشار جدی در نظر میگیرد، گفت: این کشور، در پاسخ به حملات نظامی اخیر و تهاجمات آمریکا و اسرائیل، اعلام کرده است که در صورت ادامه این تهاجمات، ممکن است اقداماتی در جهت کنترل یا بستن این تنگه را در نظر بگیرد، قطعا این اقدام، چه به صورت تهدید و چه به صورت عملی، تأثیرات گستردهای بر منطقه و جهان خواهد داشت. بدیهی است، از نظر اصول حاکم بر بینالملل، بستن تنگه هرمز به دلیل اهمیت حیاتی آن در تلاقی خطوط کشتیرانی جهانی، صرفاً یک اقدام منطقهای نیست، بلکه یک شوک اقتصادی جهانی محسوب میشود. بیش از یک پنجم نفت خام مصرفی جهان از این مسیر باریک عبور میکند و هرگونه وقفه، هرچند کوتاه، به معنای افزایش انفجاری قیمت حاملهای انرژی و احتمالاً ورود اقتصادهای وابسته به این منابع به فاز رکود عمیق خواهد بود. این پیامدها نه تنها بازیگران متخاصم، بلکه شرکای اقتصادی ایران و قدرتهای بیطرف را نیز به سمت موضعگیریهای تهاجمی علیه مبدأ این اختلال سوق میدهد.
ابزارهای ایران در جنگ
او معتقد است: بستن تنگه هرمز در عمل، تنها اقدام پایانی به عنوان یک عامل بازدارنده نیست، بلکه میتواند همراه با دیگر ابزارها از آن استفاده کرد. در این راستا میتوان از خط لوله نفت ایران-روسیه، اوراسیا و... به عنوان دیگر ابزارها یاد کرد، هرچند قطعا این تهدید میتواند به عنوان یک ابزار فشار قوی در مذاکرات بینالمللی مطرح شود. این کارشناس تاکید کرد:، اما در شرایط کنونی، این تهدید میتواند به دلیل تشدید تنشها و اقدامات نظامی اخیر، به یک عملیات واقعی تبدیل شود. این امر میتواند پیامدهای جدی برای منطقه و جهان داشته باشد. اول از همه، این اقدام میتواند باعث افزایش قیمت نفت و انرژیهای دیگر شود. این افزایش قیمت میتواند به کشورهای مصرفکننده نفت، به خصوص کشورهای اروپایی و آسیایی، ضربه زیادی وارد کند. این کشورها که به نفت ایران وابسته هستند، مجبور خواهند شد تا جایگزینهایی برای نفت ایران پیدا کنند، که ممکن است هزینهبر باشد.
پایان بلاتکلیفی
صباح زنگنه توضیح داد: در شرایط کنونی چالش اصلی برنامهریزی اقتصادی و تجاری ایران است. «عدم قطعیت وضعیت اقتصادی»، که با بازگشت احتمالی دولتهایی با رویکرد تهاجمیتر نظیر ریاست جمهوری ترامپ تقویت میشد، عملاً هرگونه برنامهریزی بلندمدت و بهینه اقتصادی را مختل میساخت و منجر به سرازیر شدن هزینههای اضافی بر پیکره اقتصاد ملی میشد. او توضیح داد: وقتی ریسک اصلی، یعنی اقدام نظامی، در سایه قرار دارد، تمامی برنامههای سرمایهگذاری، توسعه زیرساختها و حتی مدیریت بازارهای روزانه دچار اختلال میشوند. فعالان اقتصادی داخلی و خارجی به دلیل عدم اطمینان از ثبات مسیرهای تجاری و همچنین خطر هدف قرار گرفتن تأسیسات حیاتی در صورت وقوع درگیری، از ورود سرمایه و تعهدات بلندمدت خودداری میکنند. این حالت انتظار منفعلانه، به طور مستقیم موجب رکود در بخشهای مولد، توقف پروژههای زیرساختی ضروری و تشدید نوسانات در بازارهای داخلی ارزی یا کالایی، میشود که در نهایت خود را به شکل تورم و بیثباتی ساختاری نشان میدهد. اقتصاد ایران در این شرایط، به جای حرکت به سوی توسعه بهینه، مجبور به اختصاص منابع به ذخیرهسازی و مدیریت بحران میشود که به هیچ عنوان به نفع اهداف سیاسی و اقتصادی بلندمدت کشور نیست.