بستن
کد خبر: ۱۵۰۴۷۸۰
«آرمان ملی» معادلات جدید در حوزه انرژی را بررسی می کند

«نفت» شمشیر دولبه اقتصاد و سیاست

«نفت» شمشیر دولبه اقتصاد و سیاست
آرمان ملی – صدیقه بهزادپور: در معادلات جدید نظام بین‌الملل، نفت بیش از آنکه در دایره انرژی قابل بررسی باشد، یک عامل کلیدی در عرصه بین‌المللی تلقی می‌شود که به باور بسیاری به عنوان سلاح ژئوپلیتیکی تلقی می‌شود.

به گفته کارشناسان حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا و لشکرکشی اخیر آمریکا به خاورمیانه و... نیز در سایه همین رویکرد جدید صورت گرفته است. به باور این افراد، آمریکا، با شناخت عمیق از اهمیت انرژی در ابعاد اقتصادی و امنیتی، به‌دنبال تبدیل این منبع حیاتی به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی و اقتصادی بر رقبای خود است. تحلیلگران معتقدند، رفتار‌های مداخله‌جویانه آمریکا نشان دهنده یک استراتژی دوگانه است که به منظور مهار رقبای جهانی و حفظ قدرت دلار در برابر یوآن شکل گرفته است. به خصوص، محدودیت‌های صادرات نفت به چین به‌عنوان بخشی از این سیاست‌ها در نظر گرفته شده است. ایالات متحده با این اقدامات، تلاش می‌کند تا از تضعیف دلار جلوگیری کرده و در عین حال، نفوذ خود را در بازار‌های جهانی انرژی تقویت کند.

سلاح ژئوپلیتیک
 

به گزارش «آرمان ملی»، محمود خاقانی مدیر پیشین وزارت نفت در این باره گفت: انرژی وبه خصوص نفت، دیگر صرفاً موضوعی اقتصادی یا صنعتی نیست، بلکه به‌عنوان مهمترین منبع انرژی جهان، جایگاه خود را در اکثر درگیری‌های ژئوپلیتیکی تثبیت کرده و به ابزاری تعیین‌کننده در تنظیم روابط قدرت میان بازیگران بزرگ بین‌المللی تبدیل شده است. در این راستا، آنچه امروز در عرصه جهانی مشاهده می‌شود، عبور از منطق بازار آزاد انرژی و ورود به دوره‌ای است که در آن، تصمیم‌گیری‌های سیاسی، امنیتی و حتی نظامی، مسیر تولید، صادرات و قیمت نفت را شکل می‌دهد. او افزود: آمریکا، بیش از هر قدرت دیگری، درمسیر این سیاست جدید گام برداشته است و سعی می‌کند که در رقابت با برخی از کشورها، به خصوص چین، نفت را در خدمت راهبرد کلان خود برای حفظ برتری سیاسی، اقتصادی و ارزی قرار دهد، چراکه ترامپ به‌خوبی می‌داند که کنترل جریان انرژی، به‌ویژه در شرایطی که نظم بین‌المللی در حال گذار به سمت چندقطبی شدن است، می‌تواند نقش اهرم فشار را علیه رقبا و حتی شرکای اقتصادی ایفا کند. از این رو، سیاست انرژی آمریکا در سال‌های اخیر، پیوندی ناگسستنی با اهداف امنیت ملی این کشور پیدا کرده است. این کارشناس افزود: نمونه بارز این رویکرد را می‌توان در رفتار آمریکا با کشور‌هایی مشاهده کرد که دارای ذخایر عظیم نفتی هستند، اما در چارچوب سیاست‌های واشنگتن حرکت نمی‌کنند. در این راستا، ونزوئلا، یکی از شاخص‌ترین مصادیق این وضعیت است که پیش از حمله با فشار‌های گسترده سیاسی، تحریم‌های اقتصادی و تهدید‌های امنیتی علیه ونزوئلا، به بهانه مشکلاتی، چون قاچاق و... بیش از همه به دنبال دسترسی به منابع نفتی این کشور بود که بلافاصله بعد از ربودن رئیس‌جمهور این کشور، درخواست خود برای پانصد میلیون بشکه نفت و سهم‌خواهی از دیگر منابع این کشور کاملاً عیان ساخت. این تناقض آشکار، نشان داد که مسئله اصلی نه دموکراسی و حقوق بشر، بلکه کنترل منابع انرژی و مدیریت بازار جهانی نفت است. 

نفت ارزان و مهار چین 

خاقانی توضیح داد: در این راستا، محدودسازی صادرات نفت به چین نیز از جمله دیگر اهداف مورد نظر آمریکاست که انگیزه اصلی او برای حملات به کشور‌های دیگر از جمله گرینلند را آشکار می‌کند. در حقیقت، آمریکا نگران است که تداوم دسترسی پکن به نفت ارزان، موقعیت اقتصادی و ارزی چین را تقویت کرده و در بلندمدت، جایگاه دلار را به‌عنوان ارز مسلط جهانی به چالش بکشد. در واقع مهار انرژی، بخشی از جنگ بزرگ‌تر آمریکا و چین است؛ جنگی که در آن نفت، نقشی فراتر از یک کالای استراتژیک ایفا می‌کند. او اضافه کرد: از سوی دیگر، ایران و روسیه به‌عنوان دو تولیدکننده بزرگ نفت و گاز، هم در این دایره مورد توجه آمریکا قرار گرفتند تا بتواند مدیریت مطلوبی در این زمینه با استفاده از این سلاح ژئوپلتیکی داشته باشد، قطعاً تحریم‌های نفتی علیه مسکو پس از جنگ اوکراین و فشار‌های طولانی‌مدت بر صادرات انرژی ایران، نه‌تنها با هدف کاهش درآمد‌های این کشورها، بلکه برای بازطراحی موازنه قدرت در بازار جهانی انرژی اعمال شده است. در واقع آمریکا تلاش کرده با حذف یا تضعیف نقش این بازیگران، مسیر عرضه نفت را به‌گونه‌ای مدیریت کند که منافع راهبردی خود و متحدانش تأمین شود. 

نفت و هوش مصنوعی 

او ضمن پیچیده خواندن معادلات جهانی دراین خصوص گفت: واقعیت بازار انرژی جهانی، پیچیده‌تر از آن است که در چارچوب تصمیمات یکجانبه قابل کنترل باشد. ظهور خریداران بزرگ و مستقل مانند چین و هند، گسترش مسیر‌های غیررسمی تجارت انرژی و افزایش توان کشور‌ها در دور زدن تحریم‌ها، باعث شده است که؛ نفت به‌عنوان سلاح ژئوپلیتیک، با محدودیت‌های جدی مواجه شو و دراین مسیر هرچه فشار‌ها افزایش یافته، بازار نیز راه‌های جدیدی برای تطبیق پیدا کرده است. به گفته این کارشناس، با آغاز دوردوم ریاست جمهوری ترامپ، نقطه عطفی برای اِعمال سیاست‌های گسترده دراین باره شکل گرفت. او افزود: با شروع دور دوم یاست‌جمهوری دونالد ترامپ، سیاست‌های تمامیت خواهی او بیش از پیش با اِعمال تعرفه‌ها، ادعا‌ها زورگویی مثلاً در باره جزیره گرینلند، حمله به ونزوئلا و... تشدید شد و ترامپ آشکارا نفت و گاز را ستون اصلی نظم جدید قدرت در جهان می‌دانست و بر این باور بود که با تمرکز بر انرژی‌های فسیلی، می‌توان هم اقتصاد آمریکا را تقویت کرد و هم رقبا را تحت فشار قرار داد. در این بین حتی تمرکز بر انرژی‌های تجدیدپذیر به حاشیه رانده شد و اولویت به افزایش تولید و کنترل منابع سنتی انرژی داده شد. او با تاکید بر اهمیت نفت به عنوان فرصتی در دنیای سیاسی گفت: این فرآیند فقط اقتصادی نبود، بلکه پیوند نفت با امنیت ملی، به خصوص در عصر رقابت‌های فناورانه و توسعه هوش مصنوعی، اهمیت دوچندان پیدا کرده است، چراکه از طرف دیگر، زیرساخت‌های هوش مصنوعی، مراکز داده و فناوری‌های پیشرفته، همگی نیازمند انرژی پایدار و ارزان هستند و دراین ممیان، تسلط بر منابع انرژی، به‌معنای حفظ برتری تکنولوژیک نیز هست، لذا آمریکا بار دیگر به نفت به‌عنوان یک مؤلفه حیاتی در سیاست خارجی خود بازگشت. 

شمشیر دولبه

خاقانی حضور نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه و تمایل ترامپ برای حمله به ایران را در این راستا ارزیابی کرد و گفت: این سیاست با افزایش حضور نظامی آمریکا در برخی از کشورها، به خصوص خاورمیانه همراه شد. استقرار ناو‌ها و تجهیزات سنگین در منطقه، بیش از آنکه نشانه آمادگی برای یک درگیری مستقیم باشد، حامل پیامی بازدارنده و هشدارآمیز در حوزه انرژی است. واشنگتن می‌کوشد نشان دهد که هرگونه اختلال در جریان نفت، با واکنش امنیتی مواجه خواهد شد به خصوص اینکه با رویکرد فروش ارزان نفت به چین نیز همراه باشد، اما همین حضور نظامی گسترده، در عین حال نشان‌دهنده نگرانی آمریکا از شکنندگی بازار انرژی و نقش تعیین‌کننده ایران در این معادله است. او ادامه داد: در حقیقت در این راستا، نفت، به شمشیری دولبه تبدیل شده است که از یک سو، ابزاری برای اعمال فشار سیاسی و اقتصادی است و از سوی دیگر، می‌تواند به منبعی برای بی‌ثباتی جهانی تبدیل شود که در نتیجه افزایش قیمت نفت در نتیجه هرگونه تنش، مستقیماً اقتصاد آمریکا و متحدانش را تحت تأثیر قرار می‌دهد و همین امر تناقض، سیاست‌گذاران واشنگتن را در وضعیتی پیچیده قرار داده است که در آن، استفاده بیش از حد از ابزار نفت، می‌تواند به نتایجی معکوس منجر شود. 

کنترل نفت

او توضیح داد: در این راستا، ایران با توجه به جایگاه و موقعیت ژئوپلیتیکی خود، جایگاهی فراتر از یک تولیدکننده صرف انرژی پیدا کرده است، اگرچه محدودیت‌های ناشی از تحریم و کمبود سرمایه‌گذاری، ظرفیت تولید نفت کشور را کاهش داده، اما موقعیت ژئوپلیتیکی ایران همچنان نقشی کلیدی در امنیت انرژی منطقه و جهان ایفا می‌کند و در حقیقت توان بالقوه ایران در تأثیرگذاری بر مسیر‌های انتقال انرژی و واکنش به تهدیدها، باعث شده است که این کشور به یک بازیگر بازدارنده در معادلات نفتی تبدیل شود، چرا که آمریکا به خوبی واقف است با اندک سرمایه‌گذاری می‌تواند از منابع مطلوب ایران به نفع خود و با محدودیت‌های صادراتی نفت ارزان ایران به چین، به اهداف در بسیاری از حوزه‌ها دست یابد. او یادآور شد: البته چین و روسیه نیز بار‌ها هشدار داده‌اند که هرگونه اقدام نظامی یا فشار حداکثری علیه ایران، پیامد‌هایی فراتر از یک مناقشه منطقه‌ای خواهد داشت و می‌تواند تعادل بازار جهانی انرژی را برهم بزند. این همگرایی منافع، نشان می‌دهد که نفت دیگر ابزار انحصاری هیچ قدرتی نیست و بازیگران متعددی قادرند از آن در جهت منافع خود استفاده کنند. مدیرکل سابق وزارت نفت معتقد است: البته با وجود اهمیت نفت، نباید از این امر غافل شد که در سال‌های اخیر، دیگر نمی‌توان فقط با این سلاح به فشار مطلق علیه رقبا فائق آمد، هرچند شاید بتواند فشار‌هایی را تحمیل کنند، اما نمی‌شود آنها را به تسلیم وادارد، حتی برعکس، این سیاست‌ها موجب شکل‌گیری سازوکار‌های جدید، ائتلاف‌های غیررسمی و افزایش استقلال کشور‌های هدف شده است. این کارشناس حوزه انرژی خاطرنشان کرد: جهان امروز وارد مرحله‌ای شده است که در آن، انرژی نه ابزار سلطه یک‌جانبه، بلکه بخشی از یک موازنه پیچیده و چندلایه قدرت است. نفت همچنان اهمیت خود را حفظ کرده، اما استفاده از آن بدون پرداخت هزینه، برای هیچ کشوری ممکن نیست. در این نظم نوین، همه بازیگران سلاح انرژی را در اختیار دارند، اما هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که کنترل کامل آن را در دست دارد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار