به عبارت دیگر ضربه به پشتوانه مشارکت، ضربه به مشروعیت کارآمدی دولت است. اگر حمایت اصلاحطلبان و چهرههای اثرگذار آنان نبود، اساساً پیروزی انتخاباتی در معرض تهدید جدی قرار میگرفت و میدان اصلی رقابت میتوانست آرای باطله باشد.» جملات ذکر شده اظهارات دکتر غلامرضا انصاری فعال سیاسی اصلاحطلب در گفتوگو با «آرمان ملی» است. انصاری در این گفتوگو به بررسی نوع کنشگری رئیسجمهور و اصلاحطلبان در اتفاقات اخیر پرداخته که در ادامه میخوانید.
*ارزیابی شما از نوع کنشگری اصلاحطلبان در وقایع اخیر چیست؟ دولت و اصلاحطلبان در این شرایط چگونه عمل کردند؟
واقعیت این است که آنچه اخیراً از سوی آقای پزشکیان در موضعگیری نسبت به جریان اصلاحطلب و برخی چهرههای شناخته شده آن از جمله جناب آقای دکتر شکوریراد مطرح گردیده، نه صرفاً یک اظهار نظر سیاسی، بلکه در حکم موضع رسمی یک منتخبِ مبتنی بر رأی مردم است؛ موضعی که از منظر حقوق عمومی، اخلاق سیاسی، فقه حکومتی و قواعد شرعی ناظر بر عدالت و وفای به عهد قابل ارزیابی و نقد جدی است.
*چه نقدی را وارد میدانید؟
نقش واقعی اصلاحطلبان در تحقق رأی و مشروعیت اجتماعی بر اساس قرائن روشن اجتماعی و سیاسی، حضور آقای پزشکیان در رقابت انتخاباتی، بهویژه در مرحلهای که بخش قابل توجهی از بدنه جامعه دچار یأس سیاسی، بیاعتمادی و تمایل به عدم مشارکت بود، بدون تردید با اتکا به ظرفیت بدنه اصلاحطلب و کنشگران فعال آن امکان بروز و ظهور یافت. در آن شرایط، بخش قابل توجهی از رأیآور بودن آقای پزشکیان، نه محصول رقابت عادی انتخاباتی، بلکه نتیجه تلاش سنگین و پرهزینه جریان اصلاحطلب و افرادی نظیر آقای شکوریراد بود که برخلاف بخشی از جامعه از جمله اینجانب که درزمان معرفی آقای پزشکیان بهعنوان وزیر بهداشت مخالف بودم و همچنین سابقه و توان ایشان را برای مسئولیت ریاست جمهوری مکفی نمیدانستم، که به عدم مشارکت گرایش داشتند، برای اقناع بدنه اجتماعی و تغییر فضای عمومی وارد میدان شدند. اگر این سرمایه اجتماعی و توان بسیج سیاسی وارد نمیشد، احتمال بسیار قوی آن بود که رقابت اصلی، نه میان نامزدها، بلکه میان مشارکت و آرای باطله شکل گیرد. بنابراین، کماهمیت جلوه دادن این نقش، صرفاً یک خطای سیاسی نیست، بلکه نوعی تحریف واقعیت اجتماعی است که آثار آن به اعتماد عمومی ضربه میزند.
*یعنی معتقدید پزشکیان از اهداف اصلاحطلبی فاصله گرفته است؟
قاعده «وفای به عهد» و الزام شرعی و اخلاقی منتخب نسبت به حامیان نه یک امر مستحب، بلکه از قواعد الزامآور اخلاقی و شرعی است. قرآن کریم تصریح میکند: «اَوفُوا بِالعُقود» و نیز: «وَأَوفُوا بِالعَهدِ آن العَهدَ کانَ مَسئولاً» مفهوم «عهد» منحصر به قرارداد مکتوب نیست، بلکه هر نوع پیمان سیاسی و اخلاقی که موجب ایجاد اعتماد عمومی و مشارکت مردم گردد را دربر میگیرد. وقتی جریانی سیاسی، اجتماعی بدون سهمخواهی، بدون شرط گذاری و جلوگیری از فروپاشی مشارکت، هزینه حیثیتی و تاریخی پرداخت میکند، این اقدام از منظر فقه سیاسی، نوعی بیعت و نصرت سیاسی محسوب میشود که در برابر آن، منتخب موظف به رعایت حرمت نصرت کنندگان است. از همین رو، تخریب، تحقیر یا طرد کسانی که در ایجاد مشارکت عمومی نقش تعیینکننده داشتهاند، از منظر فقهی در دایره کفران نعمت و نقض اخلاق عهد قابل تحلیل است. از سوی دیگر قاعده فقهی حرمت اضرار و آثار اجتماعی موضعگیریهای ناصواب یکی از قواعد مسلّم فقه اسلامی، قاعده «لاضرر و لاضرار» است. موضعگیری که موجب شکاف میان بدنه رأیدهنده، کاهش سرمایه اجتماعی دولت، دلسردی مشارکت کنندگان و تقویت جریان تحریم انتخابات گردد، مصداق روشن اضرار اجتماعی است. این مسئله، صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست، بلکه اثر مستقیم بر منافع عمومی دارد و در فقه حکومتی، هر کنش سیاسی که موجب تضعیف انسجام اجتماعی شود، از مصادیق تضییع مصلحت عامه خواهد بود. به ویژه آنکه جریان اصلاحطلب در این انتخابات، بر اساس فرض مطرح شده، بدون سهمخواهی وارد حمایت شد؛ یعنی از جنس معامله سیاسی نبود بلکه از جنس مسئولیت پذیری اجتماعی بود. آسیب رساندن به چنین سرمایهای، اقدامی پرهزینه و غیرموجه است.
*آیا پزشکیان به دلیل موقعیت و جایگاه ریاست جمهوری و شرایط پیچیده کشور چنین رویکردی را در پیش نگرفته است؟
ناسازگاری برخی مواضع با عدالت علوی و مبانی نهجالبلاغه مشخص است. عدالت علوی صرفاً تکرار لفظ نیست؛ بلکه التزام عملی به انصاف، حقشناسی و رعایت کرامت افراد است. امیرالمؤمنین علی (ع) در نهجالبلاغه، حقپذیری و انصاف با مردم را معیار حکومت میداند. همچنین هشدار میدهد که بدترین نوع ظلم آن است که انسان خدمات اهل نصرت و یاری را نادیده بگیرد. عدالت علوی اقتضا دارد که حق کسانی که برای تحقق مشارکت سیاسی هزینه دادهاند، به رسمیت شناخته شود؛ اختلافات درونی جریانهای سیاسی به ابزار تحقیر و حذف تبدیل نشود؛ با سرمایه اجتماعی به عنوان امانت مردم برخورد شود، نه ابزار موقت برای پیروزی. اگر قرار باشد پس از انتخابات، همان نیروهایی که برای ایجاد انگیزه در بدنه اجتماعی تلاش کردهاند به عنوان مسئله معرفی شوند، این رفتار با روح نهجالبلاغه که بر رعایت حرمت و انصاف استوار است، ناسازگار خواهد بود. همچنین از منظر حقوق عمومی مشروعیت سیاسی متکی بر مشارکت است. در حقوق عمومی، مشروعیت دولتها و مقبولیت نظام اجرایی، وابسته به پشتیبانی اجتماعی است.
*با توجه به شرایط موجود سرمایه اجتماعی و سیاسی اصلاحطلبی در چه وضعیتی قرار خواهد گرفت؟
مشارکت مردم در انتخابات، تنها یک عدد آماری نیست؛ بلکه پشتوانهای است که در مذاکرات خارجی، تصمیمات داخلی، سیاستهای اقتصادی و امنیت اجتماعی نقش بنیادین دارد. اگر بخش مؤثر مشارکت توسط اصلاحطلبان و فعالانی همچون آقای شکوریراد تأمین شده باشد، هرگونه موضعگیری که آنان را تخریب یا بیاعتبار کند، در عمل به معنای تضعیف پایگاه مشروعیت خود دولت است. این اقدام در منطق حقوقی، نوعی تضعیف مبنای رضایت عمومی تلقی میشود و آثار آن متوجه کل ساختار اداره کشور خواهد بود. به همین دلیل من معتقدم مواضع اخیر آقای پزشکیان در قبال اصلاحطلبان و چهرههایی نظیر آقای شکوریراد، دستکم از سه جهت قابل نقد است: از حیث سیاسی و اجتماعی، از حیث فقهی و اخلاقی و از حیث حقوق عمومی. به عبارت دیگر ضربه به پشتوانه مشارکت، ضربه به مشروعیت کارآمدی دولت است. اگر حمایت اصلاحطلبان و چهرههای اثرگذار آنان نبود، اساساً پیروزی انتخاباتی در معرض تهدید جدی قرار میگرفت و میدان اصلی رقابت میتوانست آرای باطله باشد.