مرتضی مکی تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: مذاکرات هستهای جمهوری اسلامی ایران با هیأت آمریکایی در ژنو، ده روز پس از پایان دور پیشین گفتوگوها در مسقط، همچنان در فضایی آمیخته از امید و نگرانی دنبال میشود. این مذاکرات در شرایطی جریان دارد که عدم قطعیت سنگینی بر آن سایه افکنده و تحلیلها درباره سرنوشت آن دوگانه است. گروهی با تمرکز بر متغیرهای مثبت و نشانههای دیپلماتیک، توافق را محتمل میدانند و گروهی دیگر با اشاره به معادلات سیاست خارجی آمریکا و همسویی آن با اسرائیل، نسبت به اهداف واقعی واشینگتن بدبین هستند.
این گروه بر این نظر است که پنجره دیپلماسی ممکن است برای کاخ سفید ابزاری جهت خرید زمان و آمادهسازی زمینههای فشار یا حتی اقدام نظامی باشد؛ برداشتی که ریشه در ارزیابی آنان از نگاه امنیتی آمریکا به وضعیت داخلی و منطقهای ایران دارد. در مقابل، خوشبینان به نشانههایی اشاره میکنند که حاکی از تمایل طرفین به مدیریت تنش و دستیابی به تفاهمی ولو محدود و مرحلهای است. در این میان، دیدار اخیر دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در کاخ سفید که جزئیات آن بهطور کامل منتشر نشده بر ابهامات افزوده است.
برخی تحلیلگران با اشاره به تفاوت لحن و بازتاب این نشست نسبت به دیدارهای پیشین، بر این باورند که ترامپ لزوماً همان همسویی کامل گذشته را با نتانیاهو تکرار نکرده و همچنان به مسیر مذاکره با ایران باور دارد. با این حال، گروهی دیگر هشدار میدهند که تجربههای پیشین نشان داده اختلافات ظاهری میتواند ناگهان جای خود را به هماهنگی عملی بدهد. همانگونه که جنگ ۱۲ روزه، در میانه گفتوگوها اتفاق افتاد. با وجود این تردیدها، مجموعه مواضع و اظهارات چهرههایی، چون علی لاریجانی، سیدعباس عراقچی و نیز طرح مباحث اقتصادی از سوی مجید تختروانچی نشان میدهد تهران این دور از مذاکرات را با رویکردی فعالتر و هدفمندتر دنبال میکند.
برخلاف برخی ادوار گذشته که تمرکز ایران عمدتاً بر پاسخگویی به فشارها و محدود ماندن در چارچوب صرفاً هستهای بود، در این مرحله تلاش شده است با ارائه پیشنهادهای اقتصادی، این پیام منتقل شود که توافق با ایران میتواند منافع ملموس اقتصادی برای طرف آمریکایی نیز به همراه داشته باشد. چنین رویکردی، علاوه بر تلاش برای خروج از بنبستهای پیشین، متناسب با نیازهای داخلی هر دو طرف نیز ارزیابی میشود. ترامپ در فضای سیاسی آمریکا بهدنبال یک دستاورد قابل عرضه است؛ موفقیتی که بتواند آن را بهعنوان برگ برندهای در عرصه داخلی معرفی کند و نشان دهد فشارهای نظامی و تحرکات منطقهای آمریکا در خلیج فارس و مدیترانه، صرفاً نمایش قدرت نبوده است.
از سوی دیگر، مواضع صریحتر و شفافتر لاریجانی پیش از آغاز این دور از مذاکرات، حاکی از آن است که اگر آمریکا ارادهای واقعی برای رسیدن به توافق داشته باشد، تهران نیز آمادگی دارد مسائل را بهتدریج به حوزههای دیگر گسترش دهد. در این نگاه خوشبینانه، اجرای موفق یک توافق حتی محدود میتواند بستری برای گفتوگو در سایر زمینهها و آغاز فرآیند تنشزدایی تدریجی میان دو کشور باشد.
با این همه، سرنوشت مذاکرات ژنو به موازنه نیروها در واشینگتن و تلآویو و نیز به ارزیابیهای امنیتی دو طرف اصلی گره خورده است. خروجی این گفتوگوها نشان خواهد داد که کدام رویکرد دست بالا را دارد: طرفداران فشار و تقابل یا حامیان دیپلماسی و مدیریت تنش. ژنو، در این مقطع، نه فقط محل مذاکره بر سر یک پرونده هستهای، بلکه صحنه آزمون اراده سیاسی برای عبور از چرخه تهدید و بیاعتمادی است.