بر اساس آمار رسمی دولت، حدود 3 هزار نفر در این حوادث، از معترضان گرفته تا افرادی بهنام معترض که اعتراض را به خشونت کشاندند و نیروهای انتظامی، جان خود را از دست دادند. این حوادث به بهانه جهش قیمت ارز از دل مراکز اقتصادی ایران آغاز شد. بلافاصله دولت، از رئیسجمهور گرفته تا وزرای مربوطه و رؤسای اصناف مختلف که درگیر افزایش قیمت ارز بودند، جلساتی برگزار کردند و وعدههایی برای رسیدگی به خواستههای معترضان اقتصادی داده شد. اگر همان مسیر طی میشد، شاید در تاریخ ایران مسالمتآمیزترین اعتراضاتِ منتهی به نتیجه ثبت میشد. به این معنا که مردم برای امور اقتصادی به خیابانها آمده بودند و هیچ حرکت و شعار ساختارشکنانهای سر داده نشد و دولت نیز بلافاصله پیگیر مطالبات مردم شده بود. در صورتیکه این مطالبات به نتیجه میرسید، صفحهای سپید در تاریخ، در جهت کاهش فاصله دولت و ملت ثبت میشد، اما...
* دمیدن بر آتش آشوب
اما در روز نهم و دهم دیماه، به ناگاه فرزند مخلوع شاه ایران که سالهاست در جهت رهبری اپوزیسیون در تلاش است و در این مسیر حمایتهای بیدریغ اسرائیل و آمریکا را با خود همراه دارد، بهطوریکه شبکه اینترنشنال رسما در جهت آشوب در ایران برنامههای هدفمند تولید کرده و این رهبر خودخوانده را رهبر انقلاب مردم ایران میداند، خواستار حضور مردم در خیابانها شد. اقدامی که به روایت مقامات ایرانی با فعالیت گروههای تروریستی در ایران همراه شد و در طول دو روز، اتفاقاتی رخ داد که دل هر ایراندوستی را به درد آورد. لذا ورود سازماندهیشده این فرد باعث شد مدنیترین اعتراضات در حدود چهاردهه گذشته، بهجای به نتیجه رسیدن دچار چنان وقایعی شود.
*بازداشت فعالان سیاسی
چند روز پس از آنکه تمامی رؤسای جمهور سابق و افراد و چهرههای ملی، از جمله سیدمحمد خاتمی، در ارتباط با نفوذ دشمنان در اعتراضات اخیر و اقدامات تروریستی هشدار دادند و تقریبا تمامی اصلاحطلبان، بهصورت نسبی، ضمن تأکید بر اعتراضات مسالمتآمیز و شنیدن صدای معترضان، به ادبیات رسمی نزدیک شدند، زمزمههایی از سوی برخی اصلاحطلبان شنیده شد که خوشایند نبود. در ادامه شاهد بودیم که آذر منصوری، اصغرزاده و امینزاده، همچنین دکتر شکوریراد بازداشت شدند و برخی دیگر از اصلاحطلبان فعال در جبهه و تعدادی از دبیران کل احزاب اصلاحطلب نیز احضار شدند. اما به فاصله چند روز، اکثریت این افراد بهرغم اینکه برخی تلاش میکردند فعالیت آنها را به خارج از کشور منتسب کنند، به قید وثیقه آزاد شدند. هرچند برخی نیز بهدلیل داشتن احکام قضایی قبلی که اجرا نشده بود، ظاهرا برای گذراندن احکام آزاد نشدند. اما اینکه چگونه این افراد با چنین سرعتی آزاد شدند، پرسشی است که مطرح شده و نمیتوان نقش دولت را در این ارتباط نادیده گرفت.
* ایجاد آرامش در کشور
واقعیت آن است که با توجه به اینکه بازداشتها بهصورت یکباره انجام شد و نوع نگاهی که به علل آن وجود داشت، پیشبینی آزادی سریع این افراد چندان قابل تصور نبود. در بهترین حالت، پیشبینی میشد برخی از این اشخاص به علت داشتن احکام قضایی، برای اجرای حکم به زندان معرفی و برخی نیز محاکمه شوند. حتی افراد گمان میکردند چون رئیسجمهور صراحتا از دست داشتن تروریستها در حوادث کشور سخن گفته بود، او نیز اقدامی در جهت آزادی این افراد انجام ندهد. اما از چند ساعت تا چند روز بعد، اکثریت افراد بازداشتشده آزاد شدند؛ موضوعی که بهنظر میرسد نمیتوان از نقش شخص رئیسجمهور در آن چشمپوشی کرد. میتوان تصور کرد او توانسته است با ریاست محترم قوه قضائیه و حتی رئیس قوه مقننه کشور، در قالب جلسات سران قوا و حتی بهصورت انفرادی، وارد گفتوگو شود و درخواستهایی در این ارتباط مطرح کند. از میان سخنان پزشکیان که بهصورت جسته و گریخته در شبکههای اجتماعی منتشر شده، میتوان چنین برداشتی داشت. اکنون، با توجه به دستوری که رئیسجمهور برای بررسی حوادث اخیر و در نظرگرفتن نقش خارجیها صادر کرده، میتوان امیدوار بود روندی شکل گیرد که از تکرار این موارد در آینده جلوگیری شود. واقعیت آن است که از مدتها قبل کارشناسان هشدار داده بودند که درگیریها در منطقه، برای افزایش فشار بر ایران و حتی انجام ترورها، به داخل کشور منتقل خواهد شد. بخشی از این ترورها در جنگ ۱۲ روزه در داخل انجام شد، اما در آن زمان هیچ معترضی به خیابانها نیامد. بعید به نظر میرسد در شرایطی که ایجاد آشوب در ایران در دستور کار محافل امنیتی ضدایرانی بوده و رسما اپوزیسیونی نیز برای آن ساختهاند، منشأ حوادث اخیر را در خارج ندانست؛ هرچند مسیر معترضان همواره از افرادی که آشوب ایجاد میکنند، جداست، اما نباید این دو را در یک کاسه گذاشت.