برتری فرهنگ و گاه برتری نظامی ایران موجب شده که این کشورها گرچه در دوستی با ایران دم میزنند، اما در خفا در طول ۱۰۰ سال گذشته خواستار ایرانی ضعیف در کنار خود هستند، این موارد با هر ریشهای دلیل تنهایی ایران در جهان است. اکنون نیز که کشور در بحرانی ساخته شده توسط غربیها قرار گرفته است، بحرانی اقتصادی به واسطه تحریمهای فلجکننده غرب و تلاشهای آنها برای تغییر، تنهایی تهران بیش از گذشته خودنمایی میکند. حتی در زمانیکه ایران با شعارهایی مانند دیپلماسی و گفتوگو و حل مسائل خود با جهان درهایش را به روی کشورهای مختلف جهان از اروپا تا منطقه گشود، بازهم اختلافها هویدا شد و کشورهای منطقه به علت اینکه نمیخواهند ایران مستقل کنونی قدرتمندتر شود، اگر چه در خفا، اما در برابر ایرانایستادند.
* خواست دشمنان ایران
در شرایط کنونی که ایران از جنگ ۱۲ روزه سر بلند بیرون آمده است، اما گرفتار چالشهای درونی با ریشه اقتصادی است که نماد آن در خیابان در هفتههای گذشته هویدا شد. ماندن در شرایط نه جنگ و نه صلح هیچ گونه منفعتی برای ایران ندارد، چرا که این شرایط عملا موجب داغترشدن بحرانهای سیاسی و اجتماعی درون ایران میشود خصوصا اینکه آمریکاییها بهعنوان مخالفان درجه یک کشور تلاش دارند با نعرههای نظامی خود در منطقه شرایطی شبیه به محاصره اقتصادی را برای ما فراهم کنند تا بحرانهای داخلی، ثابت سیاسی در ایران را در مرزهای ورشکستگی قرار دهد. از اینروست که ایران این روزها در تلاش است درهای بسته دیپلماسی به علت بدعهدیهای آمریکاییها را بازنگه دارد تا آنچه آنها میخواهند یعنی فروپاشی ناشی از بحران اقتصادی در ایران محقق نشود.
* عبور از بحران
عبور از شرایط ویژه کنونی اگر چه نیازمند سیاست واحد در دستگاه دیپلماسی کشور است، اما تا زمانیکه نوعی اجماع سیاسی بین گروههای سیاسی برای عبور از شرایط کنونی ایجاد نشود عبور از بحران عملا غیرممکن است. اخیرا آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات ایران در مجمع عمومی این جبهه سیاسی با ابراز تأسف و اعلام همدردی با خانوادههای جانباختگان حوادث دیماه ۱۴۰۴ اظهار کرد: بارها صحبت از به رسمیت شناختن اعتراضات شد، اما کمترین امکانی برای منتقدان فراهم نشد و تنها موافقان به شکلی نابرابر از این امکان برخوردارند. وی افزود: ضروری است نخبگان و ایراندوستان بتوانند بر سر راهحلهای عبور از این بحرانهای فزاینده به اجماع برسند. ما اصلاحطلبان جزو آخرین گروههایی هستیم که همچنان به اصلاح از درون امید بستهایم؛ تلاشی که شوربختانه، باردیگر با صخره ستبر بنبست مواجه شده است.
*چه باید کرد؟
در کشور ما ایران بعد از هر بحرانی همواره نخبگان سیاسی و اجتماعی عریضههایی را اعلام میکنند که محتوای آن چه باید کرد است. نتیجه آن ایجاد اصلاحات سیاسی در کشور برای یگانه شدن مسیر دولت و ملت است. اکنون به نظر میرسد هر دو جبهه سیاسی در ایران باید اولا عمیقا در برابر تندروها ایستادگی کنند؛ تندروهایی که هرگونه گام برداشتن برای حل مسائل با جهان را از مسیر دیپلماسی به سخره میگیرند و در ثانی هر دو جبهه باید اصلاح امور به نفع مردم را درک کرده و صدای معترضان را بشنوند که چیزی جز ثبات سیاسی، اقتصادی و رشد کشور ایران نمیخواهند. مسیر برای همه مشخص است باید دید چه خواهد شد، حتی اگر اصلاحات سیاسی در زمان کنونی ضروری دیده نشود اجماع بر روی حل مسائل خارجی کشور میتواند ملاک عبور از بحرانها باشد.