الهه فابریکی اورنگ، پژوهشگر اقتصاد و تحول سازمانی نوشت: در دنیای امروز، مواجهه با چالشها و نااطمینانیها، بخش جداییناپذیر زندگی انسان معاصر است. از بحرانهای اقتصادی و فشارهای اجتماعی گرفته تا تغییرات ناگهانی در شرایط کاری و تحولات پیشبینیناپذیر در زندگی شخصی، همه ما بارها در موقعیتهایی قرار میگیریم که احساس میکنیم کنترل از دست ما خارج شده است. اما در دل این ناپایداریها، یک مفهوم کلیدی وجود دارد که میتواند نهتنها به ما کمک کند بقا پیدا کنیم، بلکه ما را به انسانی قویتر، انعطافپذیرتر و رشدیافتهتر تبدیل کند: تابآوری پویا. تابآوری پویا به توانایی افراد، جوامع و سیستمها برای سازگاری هوشمندانه، بازسازی درونی و بازتعریف مسیر پس از شوکها و بحرانها اشاره دارد.
برخلاف تابآوری سنتی که عمدتاً بر برنامهریزی خطی، پیشبینی سناریوها و آمادگی از پیشطراحیشده تمرکز دارد، تابآوری پویا بر زیستن در عدم قطعیت، پذیرش ناپایداری و توانایی واکنش خلاقانه به رویدادهای غیرمنتظره استوار است. در این رویکرد، هدف حذف ریسک نیست؛ بلکه مدیریت هوشمندانه ریسک، تبدیل تهدید به فرصت و استخراج معنا از بحران است. چرا تابآوری پویا در شرایط اقتصادی و انگیزشی حیاتی است؟ بحرانهای اقتصادی، فشارهای معیشتی و فرسایش انگیزشی میتوانند تأثیرات عمیق روانی، اجتماعی و رفتاری بر انسانها داشته باشند.
از دست دادن شغل، بیثباتی مالی، فرسودگی روانی، اضطراب آینده و احساس ناتوانی، بخشی از پیامدهای این وضعیتهاست. در چنین شرایطی، تابآوری پویا نقش یک سپر روانی- رفتاری هوشمند را ایفا میکند. تقویت انعطافپذیری ذهنی: افراد میآموزند به جای مقاومت در برابر تغییر، با آن هممسیر شوند. افزایش خلاقیت شناختی: بحران بهجای انسداد ذهن، به موتور تولید راهحل تبدیل میشود. بازسازی اعتماد به نفس: عبور از بحرانها، باور «توانستن» را در فرد نهادینه میکند. تقویت سرمایه اجتماعی: انسانها یاد میگیرند تنها نیستند و شبکههای انسانی، بخشی از قدرت بقا هستند. سوال این است که چگونه تابآوری پویا را در خود تقویت کنیم؟ تقویت تابآوری پویا نیازمند تحول در نگرش، الگوهای فکری و رفتارهای روزمره است و میتوان به شکل زیر منظم کرد: ۱- پذیرش عدم قطعیت: آینده همیشه سیال است؛ پذیرش این واقعیت، اضطراب را به آگاهی تبدیل میکند.
۲- توسعه دیدگاه مثبت واقعگرایانه: نه خوشبینی توهمی، بلکه امید آگاهانه. ۳- تقویت مهارت حل مسئله: تبدیل مسئله به پروژه، نه بحران. ۴- پرورش خودآگاهی: شناخت ظرفیتها، محدودیتها و منابع درونی. ۵- حفظ سلامت جسم و روان: بدن سالم، ذهن تابآور میسازد. ۶- ایجاد شبکههای حمایتی: روابط انسانی، زیرساخت بقا هستند. ۷- یادگیری از تجربهها: هر بحران، یک کلاس آموزشی پنهان است. تابآوری پویا فقط یک ویژگی فردی نیست؛ یک شاخص تمدنی است. جوامعی که تابآوری پویا دارند، اقتصاد متنوع دارند، زیرساختهای مقاوم میسازند، آگاهی عمومی را ارتقا میدهند، مشارکت اجتماعی را تقویت میکنند و تصمیمسازی را مردمی میکنند. چنین جوامعی بحران را پایان نمیبینند، بلکه آغاز بازطراحی میدانند. زندگی شبیه یک رقص پیچیده است؛ موسیقی تغییر میکند، ریتم عوض میشود، گاهی زمین میلغزد.
اما انسان تابآور پویا نمیایستد. او با تغییرات و بحرانها هماهنگ میشود. از ناپایداریها، زیبایی میسازد. ما باید بیاموزیم در دل طوفانها، تعادل بسازیم، در دل بحرانها، معنا پیدا کنیم و در دل بیثباتیها، رشد کنیم. مهمترین خطر، خود بحران نیست بلکه ذهنیت بحران است و برای مهار آن باید بهجای مشکل بر راهحل تمرکز کرد و نیز خرد کردن مسائل بزرگ و جشن گرفتن پیشرفتهای کوچک اهمیت دارد. مراقبت از خود و حفظ امید فعال و یادگیری مداوم را الگوی اجرایی منظم در طول زندگی خود کنیم. تابآوری پویا یک مهارت نیست؛ یک سبک زندگی است در جهان غیر قابل پیشبینی دنیای امروز. رقصیدن در میان چالشها ممکن است؛ اگر یاد بگیریم چگونه با زندگی هماهنگ شویم، نه اینکه با آن بجنگیم.