«آرمان ملی» برای پاسخ به این پرسش و تحلیل شرایط جامعه ایران با دکتر تقی آزاد ارمکی گفتوگو کرده که در ادامه میخوانید.
*جامعه ایران چگونه میتواند از بحرانها و مشکلات کنونی عبور کند؟
لایههایی در نظام سیاسی بر این گمان است که در مواجهه با خواست، مطالبات و اعتراض جامعه توانسته آنها را حل و از آنها عبور کند. در حالی که هر جنبش و تحرکی در اجتماع نمود و نشانی از بخشهایی است که دچار مشکل بوده است؛ مشکلاتی که جامعه را تحت فشار قرار داده است. درست است که با این تحرکات مواجهه صورت گرفته، اما آنها هنوز حل نشده باقی ماندهاند. نکته مهم این است که پس از آرام شدن فضا و پایان یافتن التهاب احساس غلبه یافتن شکل گرفته است. آیا در دهههای گذشته مشکل دانشجویان حل شده است؟ آیا مشکلات اقتصادی حل شده و اگر اینطور بوده، چطور مشکلات اقتصادی را حل کرده است؟ مشکلات در حوزه سیاست خارجی چطور؟ انباشت و مجموع شدن مشکلات در نهایت موجب بالا رفتن حرارت و التهاب در اجتماع میشود و برخی از ما هنوز هم نمیدانیم چه اتفاقی رخ داده است. به همین دلیل جامعه احساس میکند زخمهایش التیام نیافته است.
*این زخمها چگونه خود را نشان خواهد داد؟
اگر این حالت ادامه داشته باشد میتواند تحولاتی را پدید آورد. البته عموم مردم میگویند ما دنبال انقلاب نیستیم. یعنی جامعه دنبال این نیست که وارد یک مرحله توقف و آغاز شود. از سوی دیگر درست است که جامعه به هیچ وجه به دنبال مداخله خارجی نیست، اما این به معنای از بین رفتن احتمال مداخله خارجیها نیست. در حالی که ادامه چنان شرایطی جلو ثبات را میگیرد، باید به یاد داشت که اگر نیروهای اجتماعی نقش موثری ایفا نکنند، احتمال مداخله خارجیها بیشتر میشود.
*صورت بندی این وضعیت چگونه خواهد بود؟
در چنین شرایطی کشور دوباره وارد یک دوره جنگ و ستیز بین خودی و بیگانه میشود. تجربه بشری نشان میدهد اگر اشغالگرانی وارد یک کشور شوند، یک دوره طولانی باید مبارزه کرد تا اشغالگران از کشور بیرون بروند.
*این سناریو در جهان امروز بدبینانه نیست؟
خیر. مگر در همین سالها بخشهایی از اوکراین اشغال نشد؟ روسیه به اوکراین حمله کرده و امروز مدعی است در حالی از این کشور خارج میشود که ۲۰ درصد خاک این کشور را به روسیه ضمیمه کنند. ترامپ هم با این درخواست موافقت کرده است. چه کسی تضمین میکند که این اتفاق درباره ایران نخواهد افتاد؟ این در حالی است که ایران در عرصه بینالمللی تحت فشار است و بدون در نظر گرفتن واقعیتها، اتهامهایی مطرح شده است که اگر مواجهه درست صورت نگیرد، این اتهامات میتواند بحران را تشدید کند. جامعه مداخله خارجی را طلب نمیکند، اما آماده تصمیمگیری و تصمیمسازی است. جامعه انتظار دارد در تصمیمات کلان تغییر و تحول ایجاد شود و یا نیروهای اجتماعی نقش موثر خود را ایفا کنند.
*اگر این اتفاق رخ نداد چه میشود؟
اگر همگرایی با مردم صورت نگیرد ثبات و قرار ساختاری ممکن است از بین برود. در حالی که زمینه برای همبستگی اجتماعی و افزایش همدلی بعد از جنگ ۱۲ روزه وجود داشت، اما آن فرصت از دست رفت و کسی این همبستگی اجتماعی را به رسمیت نشناخت. برخی به شکلی عمل کردند که گویا عملکرد آنها باعث عبور کشور از بحران شده است در حالی که در واقعیت عبور از جنگ ۱۲ روزه تصمیم جامعه بود و جامعه میخواست که از این بحران عبور کند. جامعه در آن شرایط سخت کنش رادیکال از خود نشان نداد. این در حالی بود که برخی گمان میکنند به دلیل آموزههای آنها چنین اتفاقی رخ داده و میدانیم که چنین نبوده است. کاری که این عده انجام دادند تلاش برای کمرنگ کردن سهم ملت ایران بود، در حالی که قهرمان اصلی جنگ ۱۲ روزه ملت ایران بود.
*در صورت مداخله خارجی دوباره جامعه همین واکنش را نشان خواهد داد؟
مشخص نیست جامعه در شرایط سخت همان رفتار را تکرار میکند یا نه. این احتمال هم وجود دارد که نسبت به شرایط پدید آمده کار خاصی انجام ندهد و بیتفاوت باشد. به همین دلیل گفتن این نکته لازم است که اگر تغییر رویه داده نشود، رادیکالیسم اجتماعی افزایش پیدا میکند و افزایش رادیکالیسم به نوبه خود احتمال مداخله خارجی را بیشتر میکند. هیچ مسئولی نباید پس از عبور از بحرانها ژست فاتح به خود بگیرد که با این کار بخواهد برای خودش پایگاه اجتماعی بسازد. چنین کسی باید رفتار خود را تغییر دهد و به سمت جامعه برگردد.