اطهاری معتقد است: نقش بازدارنده مقولات فرهنگی و مذهبی در توسعه برای ملتی با پیشینه متنوع فرهنگی باستانی و اسلامی ایران و ملتی که هویت ملیاش بر شکلگیری دولت تقدم داشته، کماهمیتتر از بقیه مقولات است، زیرا موضوع مهمی که در جامعه شناسی هنر به اثبات رسیده این است که طبقات مختلف از ذخایر فرهنگی جامعه خود به گونههای مختلف در جهت منافع خود بهره میگیرند، پس موضوع مهم همان اهمیت به پراکسیس اجتماعی است نه خود فرهنگ. بدون تردید شاکله کنونی دولت در ایران مانعی اصلی در راه توسعه است. درآمد نفت به دولت در ایران اجازه داده که مانع عمل و بالندگی نهادها، حقوق مالکیت و چارچوب سیاسی مقوم توسعه ایران یا باعث گسیختگی آن شود. در ادامه ماحصل این گفتوگو را میخوانید.
*چرا مقوله توسعه همواره در ایران در حاشیه جنبشهای اجتماعی و برنامههای دولت قرار داشته است؟
موانع توسعه تاریخی و کنونی ایران را میتوان به دو دسته عینی و ذهنی تقسیم کرد. این موانع باعث شده که در یک قرن گذشته از انقلاب مشروطه با وجود کوششها جنبشها و انقلابهای فراگیر اجتماعی که در مقایسه با جوامع دیگر کم نظیر و گاه یکتا هستند رشد و توسعه پایدار در ایران محقق نشود. به همین دلیل شناخت این موانع برای عبور از آنها ضرورتی تام دارد. در ایران معاصر توسعه فرایندی گسسته و گسیخته داشته است. گسسته به این معنا که در حال حاضر در مقایسه با کشورهایی که پس از اروپا و ایالات متحده آمریکا پا در راه توسعه نهاده و اکنون موفق محسوب میشوند، دچار وقفه زمانی طولانی گشته است. گسیخته به این معنا که پس از گسستگیها نتوانسته راهی سازگار و مورد اجماع و دارای مقبولیت اجتماعی برای توسعه تعریف کند. نتیجه هر دو این بوده که انباشت لازم سرمایه هستیهای خاصی را که جزء ذات آنند به حال اجتماعی برای توسعه ایران انجام نپذیرفته است. جنبشهای تاریخ معاصر ایران نشان میدهد که ایرانیان شعور و اراده تاریخسازی پیدا کردهاند و از بند کور تاریخ گذشته گریختهاند، اما هنوز آگاهی یا سرمایه اجتماعی کافی را برای ساختن این تاریخ به دست نیاوردهاند.
*چرا این سرمایه اجتماعی شکل نگرفته است؟
ما در مرحله نخست مشخص کنیم که هدف ما از توسعه در زمان حاضر چیست وگرنه گفتوگو راه به ناکجاآباد میبرد یا هر که از ظن خود بدان میپردازد. در نتیجه نه توافق درباره موانع توسعه میسر میشود و نه راههای دستیابی به آن. برای توسعه دو مولفه کلیدی وجود دارد. نخست موجودیت دولت دموکراتیک بر مبنای آزادی احزاب و حفظ حقوق اقلیت و دوم صنعتی شدن به معنای تولید فزاینده و متنوع کالاها و خدمات قابل رقابت و مبادله با کشورهای دیگر. موانع کنونی توسعه ایران را باید در همان اجزایی جستوجو کرد که تغییرات بلندمدت تاریخی را توضیح میدهند، یعنی در نهادها، حقوق مالکیت، دولت و ایدئولوژی. در واقع توسعه به معنای ساختیابی این اجزا در جهت حاکمیت دموکراتیک و صنعتی شدن است. غفلت اساسی در تحلیلهای رایج این است که به عمل اجتماعی موجد این ساختیابی نمیپردازند و بدین ترتیب تاریخ را به تاریخ اندیشه و تاریخسازی را به اندیشهسازی تقلیل میدهند، در حالی که تمام این اجزای با پراکسیس اجتماعی تقریبا در تمام جوامع مدرن دولت مدتی به اجبار کارگزار اصلی توسعه بوده تا جامعه را نیز کارگزار خود کند. با این وجود توسعه زمانی تداوم یافته که طبقات اصلی جامعه مدرن، کارگزار آن شده و دولت را کارگزار خود کردهاند.
*در شرایط کنونی آیا حرکت جامعه را در مسیر توسعه میدانید؟
یکی از دلایل گسیختگی توسعه در ایران گسستگی از سنت در شکل نفی به جای پیوند با آن با نقدش بوده است. از نظر من نقش بازدارنده مقولات فرهنگی و... در توسعه برای ملتی با پیشینه متنوع فرهنگی باستانی و اسلامی ایران و ملتی که هویت ملیاش بر شکلگیری دولت تقدم داشته کماهمیتتر از بقیه مقولات است، زیرا موضوع مهمی که در جامعه شناسی هنر به اثبات رسیده این است که طبقات مختلف از ذخایر فرهنگی جامعه خود به گونههای مختلف در جهت منافع خود بهره میگیرند، پس موضوع مهم همان اهمیت به پراکسیس اجتماعی است نه خود فرهنگ. بدون تردید شاکله کنونی دولت در ایران مانعی اصلی در راه توسعه است. درآمد نفت به دولت در ایران اجازه داده که مانع عمل و بالندگی نهادها، حقوق مالکیت و چارچوب سیاسی مقوم توسعه ایران یا باعث گسیختگی آن شود.