سعید خادمی مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور نوشت؛ ارتباط ایران و ونزوئلا دو دهه است که در سطح بینالمللی مورد توجه قرار گرفته است. این روابط، به ویژه از دوران هوگو چاوز و نیکلاس مادورو شکل جدیتری به خود گرفت. این همکاریها نه تنها سیاسی و دیپلماتیک بوده، بلکه در حوزههای اقتصادی، نفت و انرژی، نظامی و فرهنگی نیز گسترش یافته است. از سوی دیگر، تجربه بحران اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ونزوئلا به عنوان یک هشدار بالقوه برای کشورهای در حال توسعه و حتی جمهوری اسلامی ایران، مورد توجه تحلیلگران داخلی و بینالمللی قرار گرفته است. پیوند ایران و ونزوئلا در ابتدا بر اساس منافع انرژی و نفتی شکل گرفت، اما با گذشت زمان، این رابطه به یک همگرایی استراتژیک در برابر فشارهای غرب و بهویژه ایالات متحده آمریکا تبدیل شد. در عین حال، تحلیلهای اخیر نشان میدهد که سقوط یا دستگیری مادورو میتواند پیامدهای گستردهای برای همپوشانی استراتژیک ایران داشته باشد و درسهایی حیاتی برای مدیریت داخلی، جلوگیری از فشارهای خارجی و حفظ ثبات اقتصادی و سیاسی کشور ارائه دهد. روابط ایران و ونزوئلا از اوایل دهه ۱۳۸۰ اوج گرفت.
ایران و ونزوئلا بارها بر «حق حاکمیت ملی»، «مقابله با فشارهای اقتصادی غرب» و «همکاری در زمینه انرژی» تأکید کردهاند. ونزوئلا در دوره مادورو با بحران شدید اقتصادی، کاهش تولید نفت و کمبود تجهیزات پالایشگاهی روبهرو بود و ایران با صادرات تجهیزات و سوخت پالایشگاهی به این کشور کمک کرد تا حدی بحران انرژی داخلی خود را مدیریت کند. ایران و ونزوئلا به طور رسمی و غیررسمی تجربههایی در زمینه تبادل اطلاعات، آموزش نیروهای امنیتی و پشتیبانی تجهیزات دفاعی داشتند. هرچند این همکاریها به دلیل حساسیتهای بینالمللی محدود شده بود، اما به وضوح یک پیام مقاومت در برابر فشارهای آمریکا و متحدانش ارسال میکرد. محورهای اشتراک ایران و ونزوئلا را بر اساس ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جند دسته میتوان برجسته کرد. وابستگی اقتصادی به نفت و انرژی: هر دو کشور اقتصاد خود را عمدتاً بر پایه نفت ساختهاند و وابستگی به این منبع باعث آسیبپذیری آنها در برابر نوسانات بازار جهانی و تحریمها شده است. فشارهای بینالمللی و تحریمها: ایران و ونزوئلا هر دو با تحریمهای شدید آمریکا مواجه بودهاند و این فشارها عملاً بخشی از سیاست خارجی ایالات متحده را تشکیل میدهد. مدیریت متمرکز قدرت: ساختارهای سیاسی ایران و ونزوئلا به گونهای است که بخشهای تصمیمگیری کلان در اختیار نهادهای مرکزی قرار دارد و این مسأله انعطافپذیری کمتر در برابر بحرانها را نشان میدهد.
مواجهه با بحرانهای داخلی: هر دو کشور تجربه اعتراضات داخلی، بحران اقتصادی و چالشهای اجتماعی داشتهاند که نشان میدهد فشار همزمان از داخل و خارج میتواند اثرات مخرب اقتصادی و سیاسی داشته باشد. این اشتراکات نشان میدهد که تجربه ونزوئلا برای ایران یک هشدار استراتژیک است و نه یک سناریوی محتوم. با وجود اشتراکات، تحلیلهای اقتصادی و سیاسی نشان میدهد که تفاوتهای بنیادین بیش از آن است که شباهت ایران و ونزوئلا به مساله اخیر کشیده شود. تنوع اقتصادی بیشتر ایران: هرچند نفت بخش بزرگی از اقتصاد ایران را تشکیل میدهد، اما ایران بخشهای صنعتی، پتروشیمی، معدنی و خدماتی گستردهای دارد که کمک میکند اقتصاد کشور نسبت به تکمحوری نفتی، مقاومتر باشد. قدرت سیاسی و نهادی متفاوت: ایران دارای نهادهای قویتر و ساختارهای قانونگذاری و نظارتی مستقل است که در ونزوئلا ضعیف یا تحت کنترل کامل رهبران قرار دارد. تنوع جمعیتی و سیاسی: ایران دارای طیف گستردهای از گروههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است که امکان تعادل و چانهزنی سیاسی داخلی را فراهم میآورد، برخلاف ونزوئلا که در بحران، اکثر نهادها زیر فشار قرار گرفتند. تجربه طولانی در مواجهه با تحریمها: ایران از دهه ۱۳۶۰ با تحریمهای اقتصادی مواجه بوده و توانسته سیاستها و شبکههای اقتصادی جایگزین ایجاد کند. این تفاوتها نشان میدهد که ایران ماهیتاً خطر فروپاشی مشابه ونزوئلا را ندارد، اما عدم مدیریت صحیح میتواند آسیبپذیریها را افزایش دهد.
پیامدهای سقوط مادورو
با سقوط یا دستگیری مادورو، تحلیلگران داخلی و خارجی توافق دارند که ایالات متحده و متحدانش در شکلگیری تغییر ساختاری در ونزوئلا نقش کلیدی داشتهاند. این موضوع نشان میدهد: فشارهای اقتصادی و تحریمها کافی نیستند؛ مداخله مستقیم نظامی و سیاسی ممکن است در دستور کار باشد. سقوط متحدان ایران میتواند پیامدهایی برای همپوشانی استراتژیک، دیپلماسی و روابط اقتصادی ایران داشته باشد. ایجاد تغییرات ساختاری در کشورهای تحت فشار میتواند الگویی برای سایر بازیگران جهانی باشد و ایران باید پیشبینیهای راهبردی برای مقابله با چنین سناریوهایی داشته باشد. تجربههای ونزوئلا نشان میدهد که تجمع بحرانهای اقتصادی، فشار خارجی و مدیریت ناکارآمد میتواند به فروپاشی سیاسی و اجتماعی منجر شود.
برای ایران، درسها شامل موارد زیر است. کاهش وابستگی اقتصادی به نفت و گسترش اقتصاد داخلی: توسعه صنعتی، کشاورزی و فناوریهای نوین باید در اولویت قرار گیرد. تقویت نهادهای قانونی و نهادی: تقویت قوه قضاییه و رفع کانونهای احتمالی نفوذ در مجلس و نهادهای نظارتی میتواند جلوی تمرکز بیش از حد قدرت و فساد را بگیرد. مدیریت فشارهای بینالمللی: ایجاد شبکههای تجاری و دیپلماتیک جایگزین، کاهش آسیبپذیری در برابر تحریمها و جلوگیری از مداخله مستقیم خارجی. تقویت انسجام اجتماعی و سیاسی: ایجاد کانالهای شفاف برای بیان اعتراضات و مشارکت اجتماعی به کاهش فشارهای داخلی کمک میکند.
حمایت مردم، قطعا مهمترین رکن حفظ نظام جمهوری لسلامی خواهد بود. بر اساس تحلیل منابع داخلی و خارجی، توصیههای راهبردی برای جلوگیری از تجربه مشابه ونزوئلا عبارتاند از: تنوعبخشی به اقتصاد و سرمایهگذاری در فناوریهای جایگزین نفت. تقویت شبکههای بانکی و تجاری مستقل از غرب. ایجاد سازوکارهای پاسخ سریع به بحرانهای اقتصادی و اجتماعی. ارتقای شفافیت در مدیریت منابع عمومی و بودجهای. تقویت دیپلماسی منطقهای و جهانی با هدف کاهش فشار خارجی. آموزش و فرهنگسازی عمومی در زمینه اهمیت انسجام ملی و مشارکت اجتماعی. با بررسی دقیق روابط ایران و ونزوئلا، اشتراکات و تفاوتها، و همچنین تحلیل سقوط مادورو و پیامدهای آن، میتوان نتیجه گرفت: تجربه ونزوئلا یک هشدار استراتژیک است، نه یک سناریوی محتوم.