آرمان ملی: روز گذشته باز تن و بدن تهرانیها لرزید. زلزله؛ این خطر بسیار بزرگ خاموش که نه تنها پایتختنشینها ترجیح میدهند به آن فکر نکنند چرا که آنقدر تاثیرات ملی و بینالمللی آن، مخرب و غم انگیز است، که فکر کردن به آن زندگی را به کلی مختل میکند. این خطر برای برخی دیگر از شهر و مناطق در کشور هم وجود دارد اما ریسک زلزله شدید در تهران به دلیل وجود بافت فرسوده و جمعیت زیاد و همچنین نزدیکی به پهنه گسلهای فعال در شهر تهران در این نواحی به نسبت بالاتر است.
کارشناسان معتقدند در صورت فعال شدن یکی از سه گسل تهران ابعاد خسارتهای احتمالی آن از ۱۰۰ هزار کشته و یک میلیون زخمی فراتر خواهد بود. گسل شمال تهران، گسل مشاء و گسل ری 3 گسل اصلی در محدوده شهر تهران هستند که گسل شمال تهران را میتوان به عنوان یکی از خطرآفرینترین گسلها در صورت وقوع حادثه ارزیابی کرد. کارشناسان یکی از مخاطرات جدی پس از وقوع زلزله در تهران را انفجار گاز میدانند و میگویند به طور قطع منطقه شهران که دارای مخازن گازی است آسیب بسیار جدی خواهد دید. همچنین آمار کشته و مصدوم شدن یک میلیون نفر در زلزله احتمالی تهران با بزرگی هفت ریشتر ناشی از ریزش ساختمانها بوده که اگر مخاطرات ثانوی زلزله از جمله انفجارها را حساب کنیم این رقم بزرگتر خواهد شد.
اما روز گذشته همه این مخاطرات که البته آماری به روز شده هم نیستند، بار دیگر خودنمایی کردند؛ ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ زمینلرزهای به بزرگای 3.9 بخشهای از تهران را لرزاند. این زلزله در جنوب غربی استان تهران در منطقه ملارد، در ساعت ۱۰ و ۲۸ دقیقه صبح جمعه اتفاق افتاد و تقریباً در همان محلی رخ داد که زمینلرزه ۲۹ آذر ۱۳۹۶با بزرگای ۵ در جنوب کرج و محدوده اشتهارد، بین شهر ملارد و شهریار اتفاق افتاده بود، این رخداد در راستای گسلهای شرقی غربی منطقه است و از نظر لرزه خیزی شناخته است.
هرچند مدیرکل مدیریت بحران استان تهران گفت که این زلزله خساراتی نداشته اما آماده باش نیروهای هلال احمر و نظر برخی کارشناسان احتمال وقوع زلزلهای دیگر را میدهند با این اعتقاد که ممکن است این نه زلزله اصلی که پیش لرزهای هشداردهنده بوده و از سوی دیگر با ایجاد فرونشست در زمین همین منطقه که تصاویر آن در شبکههای اجتماعی مخابره شده، بار دیگر بحث ارتباط استفاده بیرویه از آبهای زیرزمینی، زلزله و فرونشست زمین هم روی زبانها افتاد.
در مورد اول، یعنی احتمال وقوع زلزلهای دیگر، یک زلزلهشناس گفته: «وقوع یک زمینلرزه با بزرگای 3.9 الزاما به معنی رخداد زمینلرزه بزرگتر نیست، اگر این ناحیه با توالی زمینلرزههای متعدد بررسی شود و همچنین اگر پس از این زمینلرزه زلزلههای دیگری اتفاق بیفتد، دراینصورت میشود نگاه دیگری به لرزهخیزی امروز منطقه غرب تهران داشت، درغیراینصورت منطقه را به عنوان یک منطقه گسله میشناسیم و راستای گسل ماهدشت- جنوب کرج در این ناحیه به عنوان یک گسل فعال کاملاً شناخته شده است.»
مهدی زارع، پیرامون فرونشست زمین هم در این منطقه توضیح داده است که «در این ناحیه فرونشست زمین به گستردگی اتفاق افتاده است، حدوداً طی ۳۰ سال گذشته حدود ۵۰ میلیارد مترمکعب آب از زمین استخراج شده است، براساس بررسیهای شش سال گذشته در ناحیه استان تهران و البرز به نظر میرسد بین پمپاژ گسترده آب و افزایش سطح لرزهخیزی در منطقه ارتباط وجود دارد، در همین منطقه (منطقه وقوع زلزله دیروز) فرونشست زمین قابل توجه است، که این هم در ارتباط با پمپاژ آبهای زیرزمینی بوده است.»
بنابراین تغییرات محیطی، پمپاژ آب، تمرکز گسترده جمعیت در این ناحیه که استفاده کنندگان از آب برای کشاورزی و مقاصد شرب هستند همگی در لرزهخیزی گسلهای منطقه تاثیرگذار بودند، حداقل درباره زلزلههای کوچک بین پمپاژ گسترده آب، فرونشست زمین و لرزه خیزی ارتباط وجود دارد.
رابطه فرونشست زمین و زلزله
چند سال پیش، دکتر بهرام عکاشه که به پدر زلزلهشناسی ایران معروف است، در گفتوگو با رسانهها به ارتباط میان فرونشست زمین و زلزله اشاره کرده و با اشاره به وضعیت کاهش بارندگیها و ازدیاد برداشت آبهای زیر زمینی، گفته بود که «اعتقاد کامل دارم که برداشت بیرویه و استفاده نابجا از آبهای زیر زمینی باعث زلزله خواهد شد.» او ادامه داده بود: «معمولا زلزلههای بزرگ در اعماق بیش از ۵ کیلومتری رخ میدهد؛ از این رو بسیار بعید است که در عمقهای زیاد آبی وجود داشته باشد، ضمن آنکه آب ناشی از باران و برف در عمقهای کم میتوانند نفوذ کنند.» عکاشه با تاکید بر اینکه برداشت بیرویه آبهای زیر زمینی میتواند زلزلههای تا ۵ ریشتر را ایجاد کند، اشاره کرده بود که «بر روی بسیاری از رودخانههای کشور سد احداث شده که این امر منجر به کاهش آب رودخانهها شده است و کم آبی در کشور مصیبت دیگر ما و از نظر من نوع دیگر زلزله است.»
پدر زلزله شناسی ایران با بیان اینکه «با برداشت بیرویه آبهای زیر زمینی، در لابهلای ذرات خاک فضاهای خالی ایجاد میشود»، توضیح داده بود که چگونه لابهلای ذرات خاک آب وجود دارد که همین آب عامل مقاومت است و با برداشت این مقاومت، فضای خالی ایجاد میشود که لغزش را بر روی زمین به همراه دارد.
اما دکتر مهدی زارع هم که در ابندای گزارش به بخشی از صحبتهایش در گفتوگو با خبرآنلاین اشاره کردیم، پیشتر هم در مطالب و یادداشتهایی که در اختیار رسانهها قرار داده، با اشاره به اینکه ایران در اقلیمی خشک و نیمه خشک واقع شده، توضیح داده بود که «متاسفانه از همان منابع محدود هم درست استفاده نمیکنیم به طوری که اکنون حدود 130 میلیارد متر مکعب تمام آب قابل استحصال در کشور است که متاسفانه سالانه بیشتر از این میزان استفاده میکنیم یعنی حدود 6 تا 7 میلیارد متر مکعب بیشتر از ظرفیت منابع آب قابل استحصال برداشت میکنیم. در کنار اقلیم خشک و برداشت بیرویه از منابع آبی، چند سالی است که خشکسالی هم بر آنها اضافه شده و دشتها، کوهها، رودخانهها و انسانها با آن دست و پنجه نرم میکنند که به مرور این مساله نیز مشکلات زیادی را برای منابع آبی به همراه آورده است به طوری که اکنون 14 استان کشور از جمله تهران، کرمان، یزد، اصفهان، خراسان رضوی، همدان، فارس، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، سمنان، البرز، قزوین، مرکزی، اردبیل و گلستان درگیر پدیده فرونشست زمین شده است که میتواند عوارض جبران ناپذیری به همراه داشته باشد.»
آقای زارع از آن دست کارشناسهایی است که خطر بروز زلزلههایی که ناشی از برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی هستند را زیاد میداند. او میگوید: «در 50 سال گذشته به دلیل پمپاژ و استفاده از آبهای زیرزمینی حدود 16 متر سطح آب زیرزمینی در دشتهای غرب تهران افت کرده است. همین موضوع موجب فرونشست زمین شده و خانههای شهریار، وردآورد، ملارد و شهر قدس و جنوب جاده تهران- کرج تا نزدیک منطقه غرب تهران از جمله فرودگاه مهرآباد، تهرانسر و منطقه 17، 18، 21 و جنوب منطقه 22 شهر تهران را تحت تاثیر قرار داده است. فرونشست زمین عامل تغییر تنش در گسلهای تهران است. برای ایجاد ارتباط بین تغییرات بارهای تنشی روی پوسته طی خشکسالی و زلزله، ابتدا باید تعیین کنیم که چه نوع فرآیندهای زمین ساختی ممکن است با پدیدههای اقلیمی مرتبط باشد. زمین لرزهها میتوانند با تغییر در میزان تنش روی گسل تحریک شوند. بزرگترین متغیر اقلیمی که میتواند بارهای تنش گسل را تغییر دهد، آبهای سطحی به شکل باران و برف است. مطالعات متعددی چنین همبستگیهایی را تایید کردهاند. به طور معمول، جایی که ما شاهد این نوع همبستگیها بودهایم، خرد لرزه خیزی مشهود است، ریتم رخداد
زمین لرزههای کوچک با بزرگای کمتر از صفر، بسیار کوچکتر از آنچه انسان میتواند احساس کند تا بزرگای حدود 1. 5است.»
بله خطر زلزله همیشه برای مردم ایران و به ویژه تهرانیها زیاد احساس میشود. با توجه به زلزله روز گذشته تهران و بحثهایی در ارتباط با فرونشست زمین و زلزله، تنها و در حسن ختام این مطلب میتوانیم بگوییم که متاسفانه نه تنها در مقاوم سازی و نوسازی بافت فرسوده خسارات جانی و مالی ناشی از زمین لرزه را بیشتر میکنیم که با برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی هم به استقبال زلزله میرویم!