شاهد تحولاتی در سیاست خارجه کشور در منطقه هستیم. این تحولات به خواست کدام یک از دو نهاد دستگاه سیاست خارجه و شورای عالی امنیت ملی صورت گرفته است؟
وزارت خارجه مسئول بررسی فعل و انفعالات در منطقه است. گزارشهای وزارت خارجه به مقامات بالاتر نظام منعکس میشود و از مقامات در ارتباط با نوع عملکرد خود راهنمایی و در نهایت دستورالعمل دریافت میکند. نظام در برخی امور در سیاست خارجه تصمیم میگیرد که تقسیم کار صورت بگیرد و بخشی از امور را وزارت خارجه دنبال کند و بخشی دیگر از امور به شورای عالی امنیت ملی منتقل شود.
چرا با وجود اینکه وزارت خارجه باید وظایف خود را در سیاست خارجه انجام دهد اما در امور مهمی به شورای عالی امنیت ملی منتقل میشود؟
به این علت که شورای عالی امنیت ملی جمع تمامی سازمانها و دستگاههای نظام است. وزارت اطلاعات، وزارت خارجه، سازمان اطلاعات سپاه مسئولیتهایی دارد که همه آنها نمایندگانی در شورای عالی امنیت ملی دارند. از این رو زمانی که این شورا دست به اقدامی میزند مثلا مذاکره در عراق برای بهبود رابطه با عربستان؛ عملا مسئولیت و تعهد همه این دستگاهها را خواهیم داشت. آنگاه اگر اختلاف نظر به وجود آید؛ هیچ کدام از دستگاهها نمیتوانند بهانه بیاورند که فلان اقدام توسط وزارت خارجه صورت گرفته و حال که این وزراتخانه اقدامی کرده باید پاسخگوی پیامدهای آن باشد. زمانی که شورای عالی امنیت ملی امضا و توافقی در عرصه سیاست خارجی انجام میدهد؛ در آن معناست که همه این دستگاهها توافق کردند.
در مساله عربستان سعودی چرا وزارت خارجه نقشی برجستهتر از شورای عالی امنیت ملی نداشت؟
در مساله روابط با عربستادن سعودی این مورد را باید در نظر گرفت که مهمترین مساله عربستان مساله امنیت بود و امنیت را وزارت خارجه باید بعد از طی کردن مراحل طولانی تایید کند اما اگر سایر دستگاهها هم در انجام تعهدات خود حاضر باشند و این امنیت از زیر امضای شورای امنیت ملی بگذرد، در آن معناست که همه دستگاهها مسئولیت در این مورد دارند و هر کدام باید متعهد باشند و پاسخگو.
مساله سوریه هم مساله امنیت است اما شاهد بودیم که وزیر خارجه و رئیسجمهور در گسترش روابط با این کشور نقش داشتند. علت را در چه میدانید؟
در مورد سوریه وزارت خارجه نقشهای زیادی داشته و سایر دستگاهها به صورت جداگانه در موضوع سوریه نقش داشتند و هم به صورت مجتمع، شورای عالی امنیت ملی در مورد سوریه مسئولیت دارد اما به لحاظ کلی تا زمانی که بحرانهای امنیتی و سیاسی در سوریه اوج گرفته بود طبعا یکی از این دستگاهها مسئولیت بیشتری در ماجرا داشت اما زمانی که خطر گروههای تروریستی در جغرافیای سوریه کاهش یافت، سایر دستگاهها باید وارد شده و نقش خود را ایفا کنند و مساله سوریه برای ایران باید از یک مساله و رویه امنیتی و نظامی تبدیل به رویه و مساله اقتصادی، اجتماعی و مدنی شود. از این رو ما شاهد یک روند دقیق در سوریه هستیم که این روند بعد از فرآیندهایی حاصل شده است لذا رئیس دولت که مسئول کارهای اجرایی است و از طرف همه دستگاههای اجرایی مسئولیت دارد، باید جلو افتاده و به یک جمع بندی روشنی رسیده میشد.
در خبرها آمده بود که تهران در این سفر قصد دارد موافقتنامههایی را در ارتباط با بازسازی سوریه به امضا برساند. در شرایطی که تهران با چالشهایی مانند نقل و انتقال مالی روبهروست، ایران چه اندازه میتواند در بازسازی سوریه نقش ایفا کند؟
سوریه بعد از این سالها که با درگیری و خشونت روبهرو بوده در برقراری امنیت نسبی فضای مناسبی را ایجاد کرده تا خود را در معرض بازسازی قرار دهد؛ بازسازی ساختارهای اقتصادی و اجتماعی خود را در دستور کار قرار داده است. این بازسازی نیازمند عناصر مهمی است. امنیت، عنصر اولیه در بازسازی سوریه است که تقریبا در 80 درصد سرزمین سوریه این امنیت ایجاد شده است. البته برخی حملهها توسط رژیم صهیونیستی در مناطق مختلف سوریه صورت میگیرد که این مورد نیز نیازمند طرح و برنامه مناسب در زمینه بازدارندگی است. امروز جادهها، نیروگاهها، پلها و وسایل حمل و نقل زمینی، هوایی و دریایی، شبکههای ارتباط، از جمله تلفن؛ای تی و... در زمینه کشاورزی مساله آبیاری و زنجیزه غذایی، پالایشگاهها، مساله حمل و نقل سوخت، بنادر، خطوط انتقال انرژی از عراق به دریای مدیترانه، کارخانهها، شهرها، اماکن مسکونی همه و همه نیازمند وجود دستگاههای طراح، مجری، مواد اولیه و.... است اما عنصر بعدی که به شدت در بازسازی سوریه نقش کلیدی دارد؛ سرمایهگذاری است و جمهوری اسلامی ایران در تامین امنیت سوریه نقش داشته. در مرحله بعد تلاش میکند سوریه از نظر ساختار سیاسی به
وضعیت مناسبی برسد که ثبات در سوریه پایدار باشد. ایران در پروژههای اقتصادی سوریه مانند شبکههای آب و برق سوریه نقش داشته است. در حال حاضر ایران باید در تمامی زمینههای بازسازی در سوریه نقش مستمر و قویتر داشته باشد. راهاندازی این پروژههای زیرساختی نیازمند سرمایه است که نه ایران و نه سوریه این سرمایه را ندارند. البته برخی شرکتهای چینی و روسی آمادگی دارند که در این زمینه در سوریه سرمایهگذاری کرده و هم اینکه پروژهها را خود اجرایی کند. ایران میتواند در سوریه پروژه اجرا کند اما نیازمند منابع مالی است.
برای عبور از فقدان منابع مالی برای حضور در بازسازی سوریه باید چه کار کرد؟
مساله مالی را میتوان از طریق کنسرسیومهای چند ملیتی با حضور ایران، چین، روسیه و.... حل کرد این کشورها میتوانند از این طریق در بازسازی سوریه نقش داشته باشند. منابع آماده در سوریه در درجه اول فسفات است. معادن فسفات در سوریه زمینی است و به راحتی میتوان آن را برداشت کرد و به مصرف رساند. البته این مورد تنها میتواند بخش اندکی از منابع مورد نیاز در بازسازی سوریه را تامین کند.
آمریکا هم سوریه، هم ایران و هم روسیه را تحریم کرده. آیا میتوان کنسرسیوم را به گونهای ایجاد کرد که مساله بازسازی سوریه به سرانجام برسد؟
ایران و روسیه در بخشی از نیازمندیهای سوریه میتوانند تامین کننده باشند اما از نظر مالی باید بازگشت این هزینهها را مورد ارزیابی قرار دهند. در اینجاست که میتوان از نقش مالی و امکانات ساخت و ساز چین در بازسازی سوریه استفاده کرد که البته چین شرایط خاص خود را دارد. امارات و عربستان دست بازتری در بازسازی سوریه خواهند داشت که عملا بازسازی روابط سیاسی خود را با سوریه آغاز کردند، اما روابط جدی که منجر به سرمایهگذاری شود محقق نخواهد شد مگر اینکه عربستان و امارات اجرای خواستههای سیاسی خود در سوریه را عملا مشاهده کنند.
امارات و عربستان چه خواستههایی در این ارتباط دارند؟
یکی از خواستههای آنها عدم حضور نظامی ترکیه در سوریه است. حضور نظامی ترکیه از نظر سیاسی مورد پذیرش امارات نیست. از این رو باید تکلیف این مساله را روشن کرد تا این دو کشور بتوانند در بازسازی سوریه به تزریق منابع بپردازند. دوم موضوع بازگشت آوارگان سوریه است که حدود سه الی چهار میلیون جمعیت باید به سوریه بازگردد که بازگشت اینها نیازمند سرمایه است. همچنین ساختار سیاسی و نظام سوریه باید مشخص شود. مساله پذیرش گروههای مختلف در سوریه باید مدنظر قرار گیرد. بدون این تغییرات عربستان و امارات هم وارد سرمایهگذاری در سوریه نخواهند شد.