ما همه چیز داشتیم. نمایندگان متعدد در سبک و سیاقهای مختلف. وقتی هدایت، علوی و جمالزاده شروع کردند اصلا نمیشد پیشبینی کرد کسی میآید که ناتورالیستی مینویسد، یکی رئالیسم ابتدایی، یکی رئالیسم جادویی و یکی سیال ذهن آن هم وقتی خود هدایت سورئالیسم مد نظر برتون و همقطارانش را به درستی درک کرده و نمونه ایرانیزه شده آن را اجرا کرده بود. در این بین چوبک که بیشترین گرایشش به مکتب امیل زولا بود توانست نمونههای موفقی در ادبیات فارسی از خود به یادگار بگذارد. چوبک مرموز بود و برخلاف بعضی از نویسندگان که با حذف آنها از ادبیات داستانی فارسی اتفاق خاصی نمیافتد قابل حذف نیست. او در رمان سنگ صبور توانست از جریان سیال ذهن برای انعکاس ذهنیت شخصیتهای داستان به شیوه تکگویی استفاده کند و اثری ماندگار و جاودانهای را به مخاطبان جدی ادبیات عرضه کند. از ویژگیهای جریان سیلان ذهن میتوان به برشهای زمانی پیدر پی، درهم ریختگی دستوری، نشانهگذاری، تبعیت از زمان ذهنی شخصیت داستان و بعضا شاعرانگی در زبان به دلیل انعکاس ذهنیات مرحله پیش از گفتار شخصیت اشاره کرد. هر چند ریشههای این جریان را میتوان در آثار تولستوی و داستایفسکی با دو شیوه مختلف پیدا کرد اما این جریان در ادبیات مدرن با آثار جیمز جویس از جمله اولیس و همچنین خانمدالووی و به سوی فانوس دریایی ویرجینیا وولف، خشم و هیاهو ویلیام فاکنر و پدرو پارامو خوان رولفو به اوج خود میرسد و در ایران نیز گلشیری، شهدادی، مندنیپور، معروفی و... از آن بهره جستهاند. و اما سنگ صبور چوبک که در سال ۱۳۴۵ منتشر شد به گونهای موفق بود که مخاطب حرفهای شگفتزده کرد در این رمان آن چیزی که آدم را شگفتزده میکند درآمیختن زندگیسیاه آمیخته با فقر مردم که در فضایی ناتورالیستی رخ میدهد به روش سیال ذهن است. فضای رمان مانند کابوسی سهمگین است. فضایی که از تلخی و درد، خواننده را به بهت فرو میبرد به گونهای که هیچ راه گریزی از این پیشامدها وجود ندارد. اغراق نیست اگر بگویم سیفالقلم شخصیتی است که رعب و هراس را به مخاطب القا میکند. جا به جایی راوی در فصلهای گوناگون رمان فضایی فاکنری در رمان گور به گور را برای مخاطب تداعی میکند. چوبک در بعضی از داستانکوتاههای خود ناموفق بوده و داستان در طرح مانده است هرچند در جزئیات تصاویر مستند و بعضا اغراقآمیزی از عصر خود پیش روی خواننده ترسیم میکند. فیض شریفی اینبار در جلد دوم مجموعه نقد و بررسی داستان زمانما کارنامه ادبی صادق چوبک را معرفی و نقد کرده است. کتابی ارزشمند که به جزئیترین مسائل ادبی و حواشی زندگی چوبک پرداخته به گونهای که از جلسه خصوصی چوبک و رحمانی هم نگذشته است. این کتاب نیز مانند دو جلد دیگر که به نقد و بررسی آثار هدایت و گلشیری اختصاص یافته است با خویشتننگاری صادق چوبک آغاز میگردد و به معرفی اجمالی آثار چوبک در صفحه ۱۴ کتاب میپردازد. در شروع توضیح و نقد مجموعهداستان خیمهشببازی به تعریف طنز میپردازد و طنز دهخدا، جمالزاده، صادقهدایت و چوبک را در ردیف طنز ساتیری (طنز غربی) قرار داده است. و پس از طرح سوال مهم و به جای رئالیسم یا ناتورالیسم بودن چوبک در نهایت اعلام میکند کفه ترازوی چوبک به سمت مکتب ناتورالیستی گیدوموپاسان و امیلزولا سنگینی میکند. و در صفحات بعد به معرفی المانهای مکتب ناتورالیسم میپردازد که از جمله میتوان ارجح دانستن نظام محافظهکاری بر نظام انقلابیون، تاثیر وراثت، عشقمحوری به شکل خواست جسمانی، افراط در شرح جزئیات و... را نام برد. شریفی به نقد و بررسی داستانهای مجموعهداستان خیمهشب بازی میپردازد و نقاط ضعف و قوت این داستانها را یک به یک برای مخاطب شرح میدهد و پس از آن به توضیح، تفسیر و نقد و بررسی داستانهای کتاب انتری که لوطیاش مرده بود میپردازد. داستان چرا دریا طوفانی شد را میستاید و توصیفات او را از دریا همپای توصیفات کنراد و همینگوی میداند. شریفی پس از داستان مذکور به نقد و بررسی داستان قفس پرداخته که یک داستان سمبولیک است و نظریات براهنی و علی تسلیمی را در مورد این داستان بیان میکند. و در انتها به بررسی داستان انتری که لوطیاش مرده بود میپردازد. یکی از نقاط مثبت این کتاب این است که شریفی متن این داستانها را برای فهم بهتر مخاطب در کتاب گنجانده است و همین باعث میشود که خواننده منظور و مدلول نگارنده کتاب را دریابد. در صفحه ۱۱۵ کتاب بالاخره نقد و بررسی معروفترین اثر چوبک، رمان تنگسیر آغاز میگردد که پس از بیان تلاشهای مخالفان این رمان در جهت تخریب آن به بررسی آن کتاب از منظر «بینامتنیت» کریستوا و سایر نظریهپردازان، میپردازد که بخشی از نقد و بررسی این رمان از کتاب گشودن رمان حسین پاینده عینا ذکر گردیده است و سپس از این منظر به بررسی صحنه آغازین رمان میپردازد و این بررسی موشکافانه و جامع در صفحه ۱۵۹ کتاب با بررسی سیلان زمانها و مکان و اشخاص و اشیا و گل سرخ و درختها از دریچه ذهن شخصیت اصلی رمان(کدی کامپسون) خشم و هیاهو فاکنر پایان مییابد. شریفی در ادامه کتاب به بررسی سایر آثار چوبک میپردازد و در انتها بعد از مقایسه جنایت و مکافات و سنگ صبور در صفحه ۳۳۰ کتاب در صفحه ۳۳۸ لایههای پسامدرنیستی رمان صبور را برای مخاطب هویدا میکند و در آخرین پاراگراف کتاب چوبک را بنیانگذار جریان سیال ذهن در ایران میداند. شریفی با زیرکی دست به انتخابهای متنوعی برای نقد و بررسی میزند و مجموعه این کتابها علاوه بر آنکه برای مخاطبین عادی ادبیات مفید هستند حاوی پیامهایی محرمانه و حکیمانه برای نویسندگان جوان هستند. همان گونه که در ابتدای این یادداشت ذکر گردید روزی ما همه چیز داشتیم. نمایندگان متعدد در سبک و سیاقهای مختلف که حالا با تلاشهای یک طیف فکری خاص همه چیز به تکرار و تکثر رسیده و به نوشتن در یک طیف فکری خاص منحصر شده است و برای این علاوه بر عدم تلاشهای کافی نویسندگان نسل جدید و به تعبیر فاکنر عرق ریزی، هزینههای هنگفتی شده است. بدین توضیح ما که روزی با آن شروع طوفانی هر چیز را عینا از سرچشمه میگرفتیم و با تمرین و ممارست آن را ایرانیزه و جاودانه میکردیم و به معنا و مفهوم واقعی به ادبیات خدمت میکردیم فیالحال به جایی رسیدهایم که دامنه دید و نگارشمان معطوف به نگاه و سیاقی خاص گردیده است.