بستن
کد خبر: ۱۰۵۳۸۵۸
نعمت ا.. فاضلی:

تقابل بر سر تعریف جامعه و انسان است

تقابل بر سر تعریف جامعه و انسان است

مسائل مربوط به زنان در سال ۱۴۰۱ در محافل علمی و رسانه‌ای در مقایسه با سال‌های قبل بسیار دیده و شنیده شد، با مرگ مهسا امینی یک‌بار دیگر مسأله زنان به صدر گفت‌وگوها بازگشت. از این روی برخی معتقدند حوادث بعد از شهریور ۱۴۰۱ تماماً رنگ‌ و بوی مطالبات زنانه داشت، در مقابل آنها گروهی هستند که عقیده دارند ریشه‌های اقتصادی اعتراضات گذشته پررنگ‌تر بود و مطالبات زنان صرفاً شروع کننده بیان اعتراضات بود. اما در این بین نگاه سومی هم وجود دارد، خبرآنلاین نوشت دکتر نعمت‌ا... فاضلی، جامعه‌شناس با بیان اینکه زنان کانون اعتراضات اخیر در ایران بودند معتقد است «میان دال مرکزی گفتمان رسمی و دال مرکزی اعتراض اخیر تقابل وجود دارد، تقابلی که قابل تقلیل به اقتصاد و مسأله زنان نیست بلکه بر سر تعریفی متفاوت از جامعه و انسان است.» او با پیش کشیدن سیر تحول معرفت اجتماعی در جامعه ایرانی و تغییر نگاه‌ها به زن و زنانگی تحلیل جدیدی از حوادث سال گذشته ارائه کرد.بخشی از این گفت‌وگو در ادامه آمده است.
سال گذشته چندین ماه پرالتهاب در کشور داشتیم، خیلی‌ها معتقدند مطالبات زنان سبب شکل‌گیری آن اعتراضات شد، نظر شما چیست؟
این اعتراضات مانند بسیاری از جنبش‌های دیگر چند لایه است، ساده سازی کردن آن به یک لایه به فهم آن کمک نمی‌کند، این واقعیت آشکار است که این اعتراضی با زنان هویت پیدا کرد و کنشگران اصلی آن زنان بودند، اما صرفاً مسأله زنان نیست.
پس اعتراضات سال قبل محصول چه بود؟
محصول شکل یا فرم معرفت اجتماعی بود که در دهه‌های اخیر در ایران شکل گرفت.
منظورتان کدام معرفت اجتماعی است؟
منظورم شیوه اندیشیدن و فهم مردم درباره زندگی، جهان، انسان، مردانگی، زنانگی، سیاست، حوزه عمومی و شهر است. این درست که زنان کنشگران کانونی این اعتراض بودند اما زنان هم پاره‌ای از جهان اجتماعی هستند که دارند در کنار یکدیگر، در کنار مردان، طبیعت و تاریخ می‌اندیشند و تفسیر می‌کنند، اتفاق اخیر محصول فرم جدید معرفت اجتماعی زنان و مردان ایرانی است، این معرفت اجتماعی که در جامعه ما شکل گرفته چند ویژگی دارد.
ویژگی‌های آن‌ چیست؟
زنانگی را به شیوه جدید می‌فهمد، شیوه‌ای که از مشروطه شروع شده یعنی فهم از زن متجدد، یعنی بخشی از معرفت اجتماعی جامعه ایران به امر زنانه توجه کرد که این توجه شامل مردان هم می‌شود، یعنی فهم مردان هم از زنانگی درحال تغییر است، اینکه زنان کنشگران کانونی این اعتراض بودند به معنای کنار بودن مردان نیست، اتفاقاً مردان در این معرفت اجتماعی جدید که زنانگی را جور دیگری می‌فهمد همراه هستند.
در این معرفت اجتماعی جدید که فهم زنانگی را تغییر داده چه موارد دیگری دستخوش تغییر شده است؟
در فرآیند به چالش کشیده شدن شیوه فهمیدن زنانگی، مادرانگی و خواهرانگی و همسری تغییری کرده است. از این روی برای اتفاقات اخیر دیگر نمی‌شود واژه «مطالبات» را انتخاب کرد، شاید این واژه برای توضیح اتفاقی که رخ داد واژه کافی نباشد. ما واژه مطالبات را در فضای کشورهایی مانند فرانسه، بریتانیا، کشورهای اسکاندیناوی و جوامع توسعه یافته به کار می‌بریم جامعه‌ای که از حیث صنعتی و اقتصادی رشد یافته و در آن انتقاد وجود دارد، در آن‌جا می‌شود از مطالبات زنان نام برد. مثلاً می‌خواهند سهم بیشتری از قدرت داشته باشند.
در ایران چطور، به جای مطالبات زنان از چه واژه‌ای باید استفاده کنیم؟
در جامعه ما بحثِ زنان و اعتراض اخیر مطالبات کسی نیست، بلکه بحران‌هایی است که به‌طور طولانی شکل گرفته است جامعه معرفت و آگاهی خودش را در لحظه‌ای مشخص به رخ می‌کشد اما در فرآیند تدریجی و طولانی آن را پرورش می‌دهد، آگاهی جامعه همیشه در سکوت شکل می‌گیرد اما در لحظه‌ای به‌طور انفجاری بیان می‌شود، این انفجار هم انفجار مطالبات نیست، اینکه مثلاً گفته شود اگر این چهار مورد انجام شود مسأله حل خواهد شد اینطور نیست. مسائلی در تاریخ معاصر درباره زن به‌وجود آمده که فراتر از مسئله بهداشت، رفاه، اشتغال و مانند این‌ها است، گرچه این موارد وجود دارند اما اگر همه این‌ها تامین شود مسأله ما همچنان سر جای خودش باقی است، چراکه هسته کانونی مسأله درجای خودش باقی مانده اگر خواسته‌های جامعه صرفاً اقتصادی باشد حاکمیت راحت‌تر می‌پذیرد، چراکه با خواسته‌های اقتصادی مشکل تئوریک ندارد، اما در فهم جدید از معرفت یک تقابل وجود دارد میان هسته دال مرکزی گفتمان رسمی و دال مرکزی اعتراض اخیر.
این تقابل و هسته مرکزی که نام می‌برید چیست؟
تقابل بر سر تعریف جامعه و انسان است. در جامعه ایران معرفت اجتماعی و شیوه فهم ما از خودمان، بدن، زندگی تغییر کرده است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی