آیا نزدیکی چین بین دو بازیگر اصلی در منطقه خلیج فارس بیانگر یک دوره کاملاً جدید در تاریخ خاورمیانه است؟ این سوال حتی برای بسیاری از روزنامهنگاران کهنه کاری که از نزدیک شاهد روابط تیره و تار میان ایران و عربستان بودهاند مبهم و دشوار است. این اولین بار نیست که دو کشور متخاصم منطقه خلیج فارس میانجیگری کشور ثالثی را پذیرفتهاند. اما همه تلاشهای قبلی همواره به بن بست رسیده است. اولین چیزی که میانجیگری را از تلاشهای قبلی متمایز میکند این است که میانجی یک کشور کوچک یا غیرمتعهد نیست. چین امروز یک قدرت اقتصادی و نظامی است. جدای از آن، چین بزرگترین واردکننده نفت از دو کشور نفتخیز منطقه خلیج فارس است. همچنین سرمایهگذاریهای قابل توجهی در هر دو کشور انجام داده است، بنابراین نفوذ خود را به طور موثر گسترش داده است. اگر بخواهیم به زبان روابط بینالملل صحبت کنیم، گفته میشود که پس از کاهش نفوذ آمریکا در خاورمیانه، چین زیرکانه برای پر کردن خلأ حرکت کرد. کاهش نقش آمریکا در تأثیرگذاری بر سیاست خارجی عربستان فرصتی را برای میانجیها ایجاد کرد تا حداکثر همکاری را با ایران داشته باشند. خلأ آشکار آمریکا در چشمانداز
سیاسی خاورمیانه، شک و تردید تهران را نسبت به این موضوع برطرف کرد که ردپای واشنگتن در عربستان به معنای حمایت سیاسی و روانی از اسرائیل است. این امر سبب تغییر در سیاست خارجی ایران شد. عامل دیگر در تغییر دیدگاه ایران محبوبیت محمد بن سلمان ولیعهد سعودی به عنوان یک اصلاحطلب است.
همچنین باید به دیگر تنش زداییها در جهان عرب اشاره کرد. اندکی پس از نشست ایران و عربستان، ریاض میزبان نشست منطقهای عربی برای بحث درباره ورود سوریه به اتحادیه عرب بود. یک هیات عربستانی نیز برای گفتوگو با انصارا... که کنترل شهر صنعا پایتخت این کشور را در دست دارند، به یمن سفر کرد. در نتیجه مذاکرات، حوثیها و ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی تبادل اسرا را آغاز کردند. نزدیک به ۸۰۰ زندانی برای پیوستن به خانوادههای خود با هواپیما منتقل شدند. ریاض همچنین میزبان یک هیات حماس برای آشتی بود. چند سال پیش، عربستان سعودی به اتهام ارتباط نزدیک با جنبش اسلامی اخوانالمسلمین، حماس را تحت فشار گذاشت. پادشاهی سعودی این جنبش را رقیب خطرناکی میداند. در سالهای اخیر، آمریکا و اسرائیل عربستان سعودی را تحت پیمان ابراهیم به عادی سازی روابط با اسرائیل وادار کردهاند، اما عاملی که مانع از مذاکرات مثبت برای توافق میشود این است که ریاض میزبان هیات حماس و پس از آن محمود عباس، رهبر تشکیلات خودگردان فلسطین در کرانه باختری خواهد بود که حل این مساله تا حدودی دشوار است.
قصد جمعی خاورمیانه
از طرف دیگر بیانیه سه جانبهای که در ۱۹ اسفندماه ۱۴۰۱ در پکن منتشر شد نیز از جهات مختلف دارای اهمیت است. اهمیت آن در این است که جدا از اختلاف نظر شیعه و سنی، اختلافات قومی فرهنگی و رقابت برای برتری منطقهای، به ویژه پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ دو کشور مجبور به حرکت در جهت مخالف شدند. نزدیک به دو سال جلسات محرمانهای توسط دو طرف تحت ابتکار چین در عراق و عمان برگزار شد. این یک اقدام دیپلماتیک در سطح بالا بود که در آن بحثها فراتر از تمایزات سنتی فرهنگی و فرقهای بود. این مساله برای دیگر نقاط خاورمیانه که سالهاست درگیریها در آن جریان دارد، اهمیت زیادی دارد. در حالی که عراق، کشوری تولیدکننده نفت با اکثریت شیعه، مشتاق افزایش صادرات نفت خود است، عمان از مکتب فقه اسلامی اباضی پیروی میکند. با مکتب حنبلی اهل سنت عربستان و مکتب جعفری شیعه ایرانی کاملاً متفاوت است. لذا پیام آشتی تهران و ریاض اینگونه قابل تفسیر است که نشان دهنده پیوندهای متفاوت در سراسر آسیا از مکه تا منچوری است؛ پیوندهایی که برای دههها به شدت توسط نیروهای خارجی از هم جدا نگه داشته شده بودند. این نتیجه مهم میتواند به معنای انگیزهای تقویت
شده برای سرعت بخشیدن به روند کریدور حمل و نقل بینالمللی روسیه - ایران - هند باشد. این توافق نشان دهنده قصد جمعی خاورمیانه برای بازپسگیری سهم سنتی خود در بازار نفت خام یا احیای مجدد اوپک تحت رهبری روسیه است. و البته، چین که نقش بسیار مهمی در خلیج فارس خواهد داشت.