آیا دولت رئیسی موفق شده در طول مدت نزدیک به دو سال میزان رضایت و سرمایه اجتماعی را در جامعه افزایش بدهد؟ آیا نگاه به آینده در رویکردی که دولت در مدیریت کشور در پیش گرفته به چشم میخورد؟
با توجه به اتفاقاتی که در سال گذشته در کشور رخ داد چنین به نظر میرسد که بخشهایی از جامعه نسبت به برخی سیاستهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه رضایت ندارند. به همین دلیل نیز شاهد اعتراضاتی در کشور بودیم. این اعتراضات در راستای اعتراضاتی بود که در سالهای 96 و98 صورت گرفته بود. با این وجود برخی مسئولان جامعه به جای اینکه در مسیر مرتفع کردن چالشها حرکت کنند با پاک کردن صورت مسأله به شکلی رفتار میکنند که گویا معترضان داخلی به دنبال براندازی هستند. این در حالی است که واقع امر چنین نیست و مردم نسبت به سیاستهای اقتصادی جامعه انتقاد دارند. واقعیت این است که با پاک کردن صورت مسأله مشکلی حل نمیشود. به هرحال پس از آن اعتراضات نشانههایی مبنی بر اینکه مسئولان کشور دغدغهها و خواستههای اعتراضکنندگان را در دستور کار نشان بدهند در ظاهر مشاهده نشده است. در شرایط کنونی مهمترین دغدغههای مردم کنترل تورم، جلوگیری از کاهش بیشتر ارزش پول ملی، ایجاد اشتغال و... است که تاکنون رویکرد مثبتی در این زمینه از سوی مسئولان مشاهده نشده است. این وضعیت درباره مجلس شورای اسلامی که در سال پایانی خود قرار دارد نیز وجود دارد و مجلس
یازدهم نیز حرکت مثبت و تأثیرگذاری در راستای مرتفع کردن دغدغههای مردم انجام نداده است.
حل نشدن مشکلات مردم چه پیامدهایی برای جریان اصولگرایی خواهد داشت؟
من فکر میکنم گوش کسانی که در اتاقهای شیشهای نشستهاند نسبت به خواستههای مردم سنگین شده است. نکته دیگری که در این زمینه وجود دارد این است که مردم برای بیان خواستههای خود تریبون کافی در اختیار ندارند و تریبونهای رسمی و عمده مانند صداوسیما و تریبونهای نماز جمعه در اختیار یک گروه خاص قرار دارد. تریبون مجلس شورای اسلامی باید تریبون و صدای مردم باشد، اما برخی نمایندگان به دنبال این هستند که به شکلی رفتار کنند که صلاحیت آنها در دورههای بعدی انتخابات نیز تأیید شود. به همین دلیل اغلب سعی میکنند از خطوط قرمزی که مورد نظر شورای نگهبان و نهادهای نظارتی است، عدول نکنند. لذا این نگرانی وجود دارد که در صورت ادامه این روند نارضایتیها در آینده به شکلهای مختلف خود را نشان بدهد. ما نباید اجازه بدهیم گسلها و گسستهای اجتماعی در آینده بیشتر شود تا وحدت ملی و منافع ملی در آینده با خطر مواجه شود.
درحالی که مهمترین وعدههای دولت حل کردن مشکلات اقتصادی مردم بود، اما این وعدهها تاکنون محقق نشده است. آیا رویکردی که دولت در پیش گرفته میتواند در سال جاری دغدغهها و خواستههای مردم را در زمینههای اقتصادی مرتفع کند؟
مشکلات اقتصادی جامعه با سحر و جادو حل نمیشود. مشکلات کشور ما باید براساس تجربه جهانی و موفقیتهایی که کشورهای مشابه ما به دست آوردهاند حل شود. به عنوان مثال ما باید به وضعیت کشور چین نگاه کنیم که چندین برابر کشور ما جمعیت دارد که چگونه این کشور موفق شده مشکلات خود را حل کند و امروز به یکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی تبدیل شده است. این وضعیت درباره هند نیز وجود دارد. کشورهای دیگری مانند مالزی و اندونزی که نسبت به چین و هند جمعیت کمتر ولی مشکلات مشابهی داشتند، نیز موفق شدهاند مشکلات خود را حل کنند. تجربه این کشورها نشان میدهد که عقلانیت و برنامهریزی منطقی و علمی در تصمیم گیری و جذب سرمایهگذاری خارجی و ایجاد شرایط برای رقابت اقتصادی داخلی باعث رشد و رونق اقتصادی در این کشورها شده است. مشکلات اقتصادی که امروز در جامعه ما وجود دارد تنها مختص به ایران نبوده و اغلب کشورها با آن مواجه بودهاند. مشکلات ژاپن پس از جنگ جهانی دوم عمیقتر از کشورما بود و با بحرانهای بزرگتری مواجه بود. با این وجود این بحرانها را با عقلانیت و دوراندیشی پشتسر گذاشتند. ما نمیتوانیم دروازههای اقتصاد کشور را ببندیم و مانع از
رقابت اقتصادی در داخل کشور شویم و مردم را به خرید محصولات بیکیفیتی مانند خودروهای خارج از استاندارد بیکیفیت تولید داخل مجبور کنیم. نکته مهمی که وجود دارداین است که تحریمها و محدودیت برای ارتباط با جهان مشکلات اقتصادی ما را عمیقتر کرده است. در دولت اصلاحات و نیز دوره آقای روحانی تلاشهایی برای ارتباط معقول با جهان انجام شد که از مهمترین آنها در دوره روحانی توافق معروف به برجام بود. با این وجود با خروج آمریکا از برجام شرایط تغییر کرد و ما نتوانستیم از مواهب برجام به سود اقصاد کشور استفاده کنیم. پس از اینکه ترامپ از برجام خارج شد در داخل نیز برخی به عمیقتر شدن این چالشها دامن زدند. به همین دلیل نیز برجام نتوانست در بلندمدت روی اقتصاد ایران تأثیر مثبت بگذارد. نکته دیگری که وجود دارد این است که برخی دشمن تراشیها هزینههایی برای ما داشته است. ما باید در چنین مسائلی عقلانیت و تدبیر بیشتری داشته باشیم. از طرف دیگر اگر از عقلانیت سیاسی جهانی استفاده کنیم به جای اینکه دروازههای اقتصادی خود را به روی تکنولوژی کشورهای غربی ببندیم و سراغ کالاهای بیکیفیت چینی و روسی برویم که امکان رقابت با تکنولوژی اروپا و
ژاپن را ندارند، میتوانیم با عقلانیت بیشتر در مسیر جذب سرمایه خارجی و ارتباط تجاری با جهان پیشرفته حرکت کنیم. در دنیای امروز ملاک برای ارتباط با کشورهای دیگر منافع ملی است. به همین دلیل ما باید با هر کشوری که منافع ملی ما را تأمین میکند و آن را تهدید نمیکند رابطه داشته باشیم. ما باید واقعیت را بپذیریم که رفت وآمد دولتها و مجلسها مشکلات ساختاری ما را حل نمیکند. ما باید به سمت اصلاح چارچوبهای کلان مدیریت حرکت کنیم.
آیا ارادهای برای اصلاح چارچوبهای کلی مشاهده میکنید؟
همانطوری که قبلا اشاره کردم در دوره اصلاحات و نیز در دولت روحانی گامهای موثری در این زمینه برداشته شد. با این وجود رقبای داخلی که حاضر هستند برای «دستمالی قیصریه را به آتش بکشند» و موافق نبودند که دستاوردهای مهم به نام رقبای آنها تمام شود، در مسیر حرکت دولت اصلاحات و دولت روحانی سنگاندازی کردند تا این دولتها شکست بخورند و خود قدرت را به دست بگیرند. هدف این گروه این بود که فعلا رقیبشان در اداره کشور هیچ امتیازی نتواند کسب کند، تا زمانی که خودشان به قدرت رسیدند و تمامی ارکان کشور را بهدست آوردند، به نحوی که خواستند این مشکلات را حل کنند. اتفاقی که در عمل رخ نداد و آنها نتوانستند مشکلات کلان و یا به اصطلاح ابربحرانها را حل کنند. به همین دلیل چالشهای داخلی مانند تورم وگرانی، بیارزش شدن پول ملی، مهاجرت نخبگان و... عمیقتر شده و اقشار مختلف مردم را تحت فشار قرار میدهد. در شرایط کنونی ما در زمینه مسکن با چالشهای جدی مواجه هستیم. گرانی کالای مصرفی یومیه مردم بیداد میکند و سفره مردم کوچکتر میگردد، ارزش پول ملی ما با شیب تند، حتی بعضا بهطور یومیه کاهش پیدا کرده و امروز در شرایط بحرانی قرار دارد. این
وضعیت نشان میدهد سیاستهایی که تاکنون در این زمینه در پیش گرفته شده موفق نبوده است و اگر این سیاستها ادامه پیدا کند و در آن تجدید نظر صورت نگیرد این احتمال وجود دارد که در آینده با بحرانهای اقتصادی غیر قابل حل مواجه شویم. کشور ما از نظر منابع خدادادی در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد و ما جز چند کشور خیلی ثروتمند جهان، به لحاظ سرمایههای طبیعی و نیز به لحاظ موقعیت استراتژیک جهانی هستیم، با این وجود وضعیت زندگی مردم رضایت بخش نیست و در شرایط کنونی مردم برای گذراندن امور زندگی خود با چالشهایی مواجه هستند و در واقع مدیریت و کارآیی لازم برای بهرهبرداری صحیح از این منابع خدادادی و بهرهمندی مردم از آنچه مشاعا مالک آن هستند وجود ندارد، تمامی اینها تغییر اساسی در رویکردها و استفاده از تمامی توان منابع انسانی و مدیریتی کشور را میطلبد.