بعد از کوچ برخی خوانندگان و کنسرتها به خارج از ایران حالا نوبت به فستیوال موسیقی رسیده است. البته فستیوالهای موسیقی خصوصی. خبرهایی که نشان میدهد چقدر وضعیت برای کنسرت موسیقی در ایران و فستیوالهای منظم موسیقی پیچیدهتر شده است. سال 97 بوده که اولین دوره فستیوال «شو آو هندز» در ایران به همت مدیر موسسه نشر موسیقی «هرمس»، رامین صدیقی، بهمنظور اجرای موسیقی بداهه و به دور از دستهبندیهای رایج در موسیقی کلاسیک، در ایران پایهگذاری شد که بیشتر با استقبال علاقهمندان موسیقی جاز و بداهه همراه شد؛ چرا که موزیسینهای درجهیک اروپایی در این فستیوال چند شبه شرکت کردند. ازآنجا که فستیوال شوآو هندز از ابتدا برای سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران پیریزی شده بود لذا مخاطبان آن نیز کاملاً آشنا به محصولی بودند که مدیر نشر هرمس برای آنها تدارک دیده بود و علاقهمندانه پیگیر تکتک اجراها شدند. از اینرو اولین دوره با موفقیت خاصی به پایان رسید. مدیر این پروژه برای فستیوال عمری به مدت ده سال در نظر گرفته بود تا هرساله برگزار شود و رویکردی جدید در آن را هرسال ملاک اجراها قرار دهد. او چشمانداز ده سال آینده فستیوالش را ترسیم کرده و برای آن برنامهریزی کرده بود. سال دوم نیز بیشتر به دوئتها اختصاص داشت و حتی برخی موزیسینهای ایرانی نیز در کنار موزیسینهای خارجی نشستند و همراه هم ساز زدند. سال سوم اما مشکل شیوع آنفلوآنزای N1H1 و کرونا در جهان، مانع برگزاری این رویداد شد و حالا بعد از سه سال که دیگر شرایط بیماری کرونا تحت کنترل درآمده، این فستیوال نیز از ایران کوچ کرده و در حال برگزاری در کشور همسایه، ترکیه است. هرچند سالی که گذشت نیز نویدبخش افقهای روشنی در پیشروی اهالی موسیقی نبود و اتفاقات نیمسال دوم آن برخی را نسبت به ادامه فعالیت دلسرد کرد اما مساله اصلی عدم برگزاری این فستیوال در ایران پایین آمدن شدید ارزش پول ملی است که دیگر نمیتواند پاسخگوی موزیسینهای برتر جهان برای جمعی بسیار گزیده و مخاطب اصلی بازار هدف این محصول باشند. هرچقدر هم علاقهمندان مایل به پرداخت بلیتهای گرانقیمت باشند که انصافاً این فستیوال تنها فستیوال ارزشمندی بود که قیمت بلیتهای آن نیز بسیار مناسب طراحیشده بود اما دیگر با دلار 50 هزارتومانی نمیتوان از مخاطب انتظار داشت. لذا پسندیدهتر بود که این فستیوال راه دیگری برای ادامه حیات برگزیند. ازاینرو نباید برگزارکننده رویداد متهم به بیعلاقگی به کشور یا مخاطبانش شود؛ بلکه باید پذیرفت که ظرفیتهای لازم برای برگزاری چنین رویدادهایی بهصورت خصوصی یا تنها با پشتوانه بلیتفروشی به مردم دیگر از بین رفته است و تا مادامیکه شرایط اقتصادی کشور رنگ ثبات نبیند نمیتوان به برگزاری مجدد آن در تهران امید بست. به همین علت بد نیست از آقای وزیر که از موزیسینها میخواست تا کنسرت برگزار کنند ولیکن نتیجهاش شد برگزاری کنسرت زانکو در سال گذشته، سوال پرسید که آیا وقتی شرایط را برای برگزاری کنسرت فراهمشده توصیف میکرد به تورم و کاهش ارزش پول ملی و محرومیت مردم ایران از اجرای موزیسینهای خارجی فکر کرده بود و آیا شایسته نیست چنانچه میخواهد در اندازه یک وزیر گرهگشایی کند برای تأثیرات بیارزشی پول ملی بر فستیوالها راهکاری بیابد؟