طبیعیترین شرایط برای رابطه منطقی بین کشورهای همسایه این است که مساله خاصی هم وجود نداشته باشد که بخواهد بین آنها اختلافآفرین شود. این نوع روابط منطقی و پایدار در بین تمام کشورهای دنیا میتواند وجود داشته باشد. مهمترین مسائلی که بین کشورها بهوجود میآید معمولا مسائل مالی، رقابتهای اقتصادی و... است. منطقه ما در خلیج فارس از تعدادی کشورهای ثروتمند تشکیل شده و باید بتوانیم با مناسبات دقیق و درست از ظرفیتهای حاضر در این کشورها در راستای منافع ملی به خوبی استفاده کنیم. ترکیه که همسایه شمال غربی کشورمان است طی سالهای اخیر ثروتمند شده و طبیعی است که بین این کشورها بیشترین روابط تجاری و اقتصادی و بازرگانی و... وجود داشته باشد. البته به شرط اینکه مسائل غیر مالی و سیاسی و... به خصوص مسائل ایدئولوژیک و اختلافات مذهبی مانع برقراری این روابط موثر نشود. این مسائل در قرن جدید نباید وسیلهای برای اختلاف و ایجاد مشکل باشد و وقتی تاثیری نگذارد کشورهای همسایه میتوانند بیشترین ارتباطات را داشته باشند چرا که به یکدیگر نزدیکتر هستند. دیگران نیز نمیتوانند رقابت کنند و کالاها، فرآوردهها و محصولاتی از فولاد، سیمان و وسایل ساختمانی که در ایران و عربستان ساخته میشود به بهترین نحو میتواند در بین دو کشور مبادله شود. البته طی 40 سال اخیر بین ایران و کشورهای عربی منطقه اختلافاتی بروز کرد که تا حدی در هر کشوری پیش میآید. اما وقتی مدتها گذشت و جامعه تدریجا وضعیت طبیعی و متعارف به خود گرفت این مسائل باید منتفی شود. البته الان ما به جایی نرسیدهایم و صرفا در شرایط قبل از قطع روابط قرار داریم. مگر با عربستان و بحرین پیش از اینها رابطه نداشتیم؟ هر چند اکنون رابطه با کویت که بیشتر از همه کشورهای خلیج فارس است در پایینترین سطح قرار دارد تا چه رسد به دیگران. حال زمانی که روابط با این کشورها مجددا برقرار شود، سفارتخانهها دایره شود تازه به زمانی میرسیم که این اتفاقات باعث قطع روابط طرفین شد. مساله این است که طرفین با یکدیگر تا چه اندازه در قول و قرارهایی که میگذارند پایبند به این باشند که در امور داخلی یکدیگر دخالت نکنند. اگر چنانچه به این کار پایبند باشند میتوان امیدوار بود که ارتباطات عادیتری بین آنها برقرار شود. از طرف دیگر در بین کشورهایی که احتمال برقراری ارتباط مجدد و احیای روابط دارند مصر با بقیه تفاوت دارد و نسبت به کشورهای دیگر کمترین مساله را با ایران دارد. از نظر رابطه سیاسی و ارتباطات فرهنگی بیشترین سابقه را با ایران دارد. گرچه از سایر کشورها دورتر است اما رابطه عمیقی میان ایران و مصر وجود داشته و دارد. منتها در مورد ایران و مصر سالهاست که در دو کشور سفیر وجود دارد، اما نه به نام سفیر بلکه تحت عنوان حافظ منافع اما از میان سفرای سطح بالای دو کشور انتخاب میشوند. اما تا زمانی که مشکلات میان دو کشور در حوزههای مختلف که بیشتر جنبه سیاسی دارد و قابل حل است مرتفع نشود نمیتوان به از سرگیری روابط تهران قاهره امیدوار بود. اما اگر روند تعامل و ارتباطات موثر همچنان وجود داشته باشد میتوان به بهبود روابط دو کشور نگاه ویژهای داشت. مساله دیگر اینکه نباید از نظر دور داشت که اگر میخواهیم با همه کشورها روابط اقتصادی و تجاری برقرار کنیم نمیتوان صرفا با دور زدن تحریم یا روشهای دیگر به مبادله پرداخت و بایدبرمبنای FATF عمل کنیم تا روابط اقتصادی و تجاری به مراتب بهتری را تجربه کنیم.