سیاست احیای روابط با همسایگان همچون عربستان قابل دفاع است و هر چند که ایران تاوان سنگینی را بابت خودسری برخی در سیاست خارجی داد اما اصل موضوع قابل دفاع است. البته پیش از این که به اصل موضوع بپردازیم امید میرود که برای پدیده خودسری در ایران جرم انگاری صورت بگیرد. برخوردهای خودسرانهای که اثر منفی بر امنیت عمومی و منافع ملی کشور دارد باید جرمانگاری صورت بگیرد. پیش از این بارها گفتیم که این کار باید در سیاست خارجی صورت بگیرد و نگرفت و در نهایت دیدیم که هفت سال تاوان خودسری یک سری افراد در سیاست خارجی را منافع ملی کشور داد. به همین دلیل پایان دادن به این دوران که یکی از بدترین دوران قطع روابط ایران با دیگر کشورهاست میشود گفت اقدام مثبتی است. لذا از این اقدام مثبت باید محافظت کرد و به طور معمول از اقدامات مثبت زمانی محافظت میشود که روی کاغذ نمانند. ایران و عربستان دو کشوری هستند که عمق استراتژیک آنها در مقابل هم بوده و این مناسبات در حد اعلی باید به جایی رسند که این عمق استراتژیک به سمت همکاری یا حوزه مشترک المنافع بودن حرکت کند. این انتظاری است که وجود دارد. هر چند برخی از نیروهایی که به عنوان نیروهای طرفدار دو طرف محسوب میشوند برخورد سردی با این توافق داشتند ولی حداقل از لحاظ دیپلماتیک به نظر میرسد که مقامات دیپلماتیک دو طرف عزم جدی دارند که مناسباتشان شکل بگیرد. البته هر کدام اهداف خاصی هم دارند . به طور مشخص عربستانیها نمیخواهند بیش از این کیان خود را به نوسانات سیاسی در واشنگتن وابسته کنند . کما اینکه هر حزبی که روی کار میآید یک نوع برخورد را با عربستان دارد و به همین دلیل عربستان به سمت تنوع مناسبات خارجی خود پیش رفته و با کشورهای مختلفی مثل چین و روسیه نیز مناسبات خود را گسترش داده است. در سمت دیگر نیز سعودیها سعی کردند مهمترین نقاط ضعف سیاست خارجی خود را به گونهای با گسترش سیاست تنش زدایی خود بپوشانند. عربستانیها میدانستند که یمن نقطه ضعف آنهاست و سعی کردند که با مذاکرات سیاسی با ایران بخشی از این نقاط ضعف را حل کنند که البته بقیه به مناسبات عربستان با یمنیها باز میگردد که شرایط خاص خود را دارد. با این حال تحولات این چند روز نشان داد که عربستانیها هم در داخل باید با نیروهای افراطی مقابله کنند. زمانی که دولت عربستان اعلام کرد که در طول یک سال گذشته 161 میلیارد دلار سود فعالیتهای آرامکو بوده یعنی به مخالفین داخلی توافق با ایران میخواهد این موضوع را بفهماند که اگر تنش ادامه پیدا کند عربستان نمیتواند از این اماکن و مراکز سودآور خود حمایت کند. در طرف ایران نیز مساله به گونه دیگری قابل طرح است. باید جایزه داد به کسانی که در امر تنشزایی ید طولایی داشتند. اینکه میبینیم برخی از سیاستهای ضد ایرانی در دنیا نتیجه میدهد به دلیل گسترش ابعاد دشمنی است که علیه کشور شکل گرفته است. لازمه رفع این تنش نیز شکل گیری نوعی سیاست توام با مدارا در سیاست خارجی است که در قبال قضیه عربستان شکل گرفت و امید میرود که به جنبه عملی هم برسد. گام اول حتما شکلگیری نمایندگیهای سیاسی، گام دوم کاهش تنشهای ن منطقهای و در گام سوم نیز میتوان به سمت گسترش مناسبات اقتصادی طرفین حرکت کنند. لذا باید مناسبات ایران و عربستان را گام به گام تحلیل کرد.