از زمانی که پا به مدرسه گذاشتم، همیشه یک موضوع به من و همکلاسیهایم گوشزد میشد و آن اینکه احترام معلمتان را نگهدارید. تاملی بر سیره پیشوایان دین اسلام هم در خصوص اهمیت و جایگاه معلم به خوبی روشن است. این سخن از امام علی(ع) که هر کس کلمهای به من بیاموزد من را تا آخر عمر بنده خود کرده است، خود یک نمونه از اهمیت جایگاه معلم است. مطالعه جایگاه معلم در برخی از کشورهای مختلف بهخصوص کشورهای پیشرفته از قبیل ژاپن و... هم خود گویای تلاش کشورها برای حفظ و ارتقای جایگاه و منزلت اجتماعی معلمین است. تاملی بر آنچه بر معلمین عزیز سرزمینم در این سالها گذشت، قلب انسان را به درد میآورد. از نحوه اجرای رتبهبندی معلمان تا پرداخت نشدن حقوقشان در پایان سال و حتی میزان حقوقشان و در نهایت اعتراضات و تحصنهای متعددی که در طی چند سال اخیر توسط معلمان تا بازنشستگان وزارت آموزش و پرورش انجام شده است خود نشانههایی از نارضایتی این قشر فرهیخته است. در این سالها که تورم و گرانی برای خیلی از مردم تقریبا کمرشکن شده است این نوع برخوردها اصلا شایستهشان نیست. فراموش نشود که آینده هر کشوری از مدرسه میگذرد که یکی از اضلاع مهم در تعیین این آینده، معلمین هستند. بهانههای از قبیل جمعیت بالای معلمان و بازنشستگان وزارت آموزش و پرورش و مشکل در تامین منابع مالی و... بهانهای برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی در تامین نیازهای این قشر بزرگ و مهم در جامعه است. با توجه به سوابق اجرایی حداقلی و شناختی که دارم منکر دشواریهای مالی برای تامین منابع نیستم ولی این ناهماهنگیها و... ربطی به تامین منابع ندارد. به نظر میرسد که نادیده گرفتن معلمین بیش از هر چیزی جلوه میکند و این اصلا زیبنده جایگاه و منزلت معلمین نیست. با شناختی که از معلمان عزیز دارم اعتراف میکنم که این عزیزان علیرغم همه مشکلاتی که برای شان ایجاد میشود برای تدریس و فعالیتهای آموزشی کمکاری نمیکنند چون وجدانشان اجازه نمیدهد و مردم سرزمینشان را دوست دارند و آینده این سرزمین هم برایشان مهم است ولی این فداکاریها، دلیلی بر نادیده گرفتن حفظ منزلت اجتماعیشان نیست.