سناریوهای محتمل پیشروی
ایران و غرب چیست؟
از تبادل زندانیان
تا توافق کمتر در برابر کمتر
دولت روحانی با مصوبه موسوم به «قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریمها» در اسفندماه ۱۳۹۹ رسما مجوز خود را برای احیای برجام از دست داد. بعد از افشای صوت مصاحبه ظریف با لیلاز، عملا وزیر خارجه وقت ایران از هدایت تیم مذاکرهکننده هستهای کنار گذاشته شد و سیدعباس عراقچی ریاست تیم را برعهده گرفت اما این تیم بعد از دور ششم مذاکره و رسیدن به یک پیشنویس نهایی، رسما از ادامه مذاکره محروم شد. تصور این بود که دولت بعدی (که معلوم بود دولتی غیرهمسو با دولت حسن روحانی باشد) احیای برجام را به سرانجام برساند. بنابراین به مدت بیش از ۶ ماه تا مستقرشدن دولت رئیسی، مذاکرات متوقف ماند. شروع مذاکرات با هدایت علی باقریکنی بود. باقریکنی بهعنوان یکی از مخالفان سرسخت برجام و از نزدیکان سعید جلیلی مسئول احیای توافق شده بود. باقری پیشنویس عراقچی را کنار گذاشت و با دو بسته پیشنهادی، یکی خروج سپاه از فهرست گروههای تروریستی آمریکا و دیگری لغو همه تحریمها به وین رفت. مذاکرات همانطور که پیشبینی میشد ظرف دو روز متوقف شد. مذاکرات ماههای بعد به همین منوال ادامه پیدا کرد و به پیشنویس نهایی اتحادیه اروپا رسید. اوایل تابستان ۱۴۰۱
طرفهای مذاکره ختم مذاکرات را اعلام کردند و توپ در زمین ایران و آمریکا با میانجیگری اتحادیه اروپا افتاد. ایران و آمریکا مشغول اصلاح پیشنویس اروپایی با محوریت بسته شدن پرونده پادمان در آژانس بینالمللی انرژی اتمی بودند که اعتراضاتی در ایران در مرگ مهسا امینی آغاز شد و همه معادلات را برهم زد. در ششماه اخیر طرف اروپایی و آمریکایی بارها اعلام کردند که دیگر احیای برجام را در دستورکار ندارند.
آغاز ترافیک دیپلماتیک در ایران
ششماه بعد اما ظاهرا تحولاتی اتفاق افتاده که خلاف این ادعا را نشان میدهد. ۲۹ دیماه حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه با شبکه تی.آر.تی ترکیه مصاحبه کرد و در آن اعلام کرد «اکنون ما در نقطهای قرار داریم که برای رسیدن به نقطه پایانی توافق بدون پیششرط آمادگی داریم.» ۸ اسفند وزیر خارجه از دریافت پیامی از سوی مقامات آمریکا از طریق وزیر خارجه عراق خبر داد. این خبر توسط سخنگوی وزارت خارجه آمریکا رد شد. «ند پرایس»، گفت: هیچ پیامی از طریق عراق برای ایران نفرستادیم و احیای برجام ماههاست که در دستورکار قرار ندارد. با این حال تحولات بعدی با سفر رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تهران در تاریخ ۱۱ اسفند اتفاق افتاد. این سفر برای چندینماه در برنامههای مدیرکل قرار داشت اما بهدلایلی که احتمالا عدم مجوز ایران به هیات آژانس برای بازرسی از اماکن هستهای هم جزو آنها بود، بارها لغو شده بود. صرف عملی شدن این سفر خبر مهمی بود. بیانیه پایانی سفر گروسی به تهران که مشترکا با رئیس سازمان انرژی اتمی ایران قرائت شد هم نشان از مثبت بودن این سفر از دید آژانس بود. در این بیانیه پایانی ایران قول تسهیل همکاریهای
گستردهتر جهت تسریع حل مسائل پادمانی باقیمانده مربوط به «سه مکان هستهای» اعلام نشده را به آژانس داد و بهطور «داوطلبانه» به آژانس اجازه داد تا چنانچه مقتضی باشد فعالیتهای راستیآزمایی و نظارت بیشتر را اجرا کند.
سناریوهای محتمل
با همه اینها بهنظر میرسد احیای برجام دور از دسترس باشد. طرف غربی معتقد است افکار عمومی آنها برای بازگشت به برجام آماده نیست و از اینرو تمایلی به احیای توافق قبلی ندارد. این عبارت که «برجام دیگر در دستورکار نیست» بارها از زبان اروپاییها و آمریکاییها شنیده شده است. رهبران کشورهای غربی طرف برجام سختترین مواضع را علیه ایران در جریان اعتراضات گرفتهاند. آلمان میزبان اجتماع ضدجمهوری اسلامی در خارج از کشور بوده؛ رئیسجمهور فرانسه در کاخ الیزه از سران اپوزیسیون جمهوری اسلامی پذیرایی کرده؛ بریتانیا در جریان اعتراضات سفیرش را برای مدتی از تهران فراخوانده. با این اوصاف دو سناریو، یکی بدبینانه و دیگری خوشبینانه وجود دارد. سناریوی بدبینانه احتمال بالاتری دارد. در این سناریو بهنظر میرسد با توجه به مصاحبه نمازی، بیشتر ترافیک دیپلماتیک مربوط به تبادل احتمالی زندانیان آمریکایی باشد. این توافق احتمالا منجر به آزادی سیامک نمازی، عماد شرقی و مراد طاهباز میشود. این توافق در صورت تحقق به آزادی ۷میلیارد دلار وجود مسدود شده ایران در بانکهای کرهجنوبی و عراق منجر خواهد شد. یک احتمال خوشبینانه هم وجود دارد و آن
مذاکره برای رسیدن به «توافق کمتر در برابر کمتر» است. علی واعظ، مشاور ارشد گروه بینالمللی بحران در امور ایران آذرماه در گفتوگو با «روزنامه هممیهن» گفته بود منطقیترین راهحل در شرایطی که برجام به بنبست خورده توافق کمتر در مقابل کمتر است. او در توضیح گفته بود این توافق برای این است «که برای طرفین وقت بخرد تا شرایط مهیا شود تا بتوانند به یک توافق براساس یک گفتمان متفاوت با محورهای جدید برسند.» به عقیده واعظ آمریکا از یک توافق موقت استقبال میکند برای اینکه اصولا انگیزه اصلی آمریکا در برجام هم این بود که موضوع هستهای ایران را بتواند از حاد بودن بکاهد تا بتواند بر موضوعاتی که برایش اهمیت بیشتری دارد یعنی رقابت با چین و روسیه تمرکز کند. به این دلیل است که آمریکا از یک توافق موقتی که جلوی هستهایتر شدن ایران را بگیرد و در عین حال تحریمهای کمتری را لغو کند، استقبال میکند. مسلما برای ایران هم توافق موقت جلوی سختتر شدن اوضاع اقتصادی را خواهد گرفت. در توافق موقت «کمتر برای کمتر» طرفین روی دو موضوع مهم تمرکز خواهند کرد؛ نخست بازگرداندن اقدامات شفافیت کلیدی و محدودکردن سطح غنیسازی اورانیوم ایران به زیر ۵
درصد و در مقابل لغو تحریمهای دو بخش مهم اقتصادی ایران یعنی نفت و بانکها توسط آمریکا.