اقداماتی که ایران در راستای تنشزدایی انجام میدهد بخشی از تحولات کلی دنیای امروز مبنی بر دوری کشورها از تنش است. پیشقراول این سیاست هم اول عربستان و بعد هم چین در شرایط منطقهای ما بودند. عربستانیها عملا به گونهای یکطرفه آتشبس جنگ یمن را اعلام کردند و حتی یک میلیارد دلار هم در قالب نیروهای طرفدار خودش برای شرایط بعد از جنگ و بازسازی اختصاص دادند. چون میدانستند نقطه ضعف آنها یمن است و در عصر جدید تنشزدایی، کشورها با تنشزدایی نقاط ضعف خود را پوشش میدهند و سیاستهای عمدتا اقتصادی خود را پیش میبرند. چین هم در این قالب حرکت کرد. چینیها وقتی که دیدند سیاست آمریکا در منطقه سوارشدن بر تنشهای منطقهای است، ما دیدیم که آن مرز کهنه مناسبات راهبردی را کنار گذاشتند. از آنجا که عصر مناسبات راهبردی سپری شده و عصر تنوع مناسباتی شکل گرفته است، دیدیم که چینیها حتی حاضر شدند طرحهای تنشزدایانهای را ارائه دهند که شاید در یکطرفش دوستان آمریکا بودند. برای اوکراین و برای روابط ایران و عربستان سیاستی بود که چینیها در پیش گرفتند. تحلیلهایم دو کلیدواژه دارد: توسعه در داخل و تنشزدایی در خارج و معیار ارزیابی سیاستمداران در تحلیلم همین دو کلمه است. نه چپ و نه راست، نه اصولگرا و نه اصلاحطلب بلکه هر سیاستمدار یا جناحی که دنبال توسعه در داخل و تنشزدایی در خارج هست، آن جناح موفقتر است. معتقدم ایران هر چند دیر وارد این حوزه شد ولی باید استقبال کرد. معنای کاهش تنشها از بین رفتن عمق استراتژیک کشور نیست. در داخل ایران برخی از تندروها که بیارتباط با کاسبان تحریم نیستند که نانشان در تنش هست، عملا سعی میکنند تنشزدایی را در مقابل با سیاست عمق استراتژیک قرار دهند. اگر ایران و عربستان تنش را کاهش دهند و در گامهای بعدی به سمت تعامل حرکت کنند، در آنصورت عمق استراتژیک دو کشور که در مقابل هم بود، میتواند به صورت تعاملی عمل کند منعی را در این راه نمیبینم. تجربه گذشته هم نشان داد که افراطیون دو کشور عربستان و ایران که 7 سال تنش را به رابطه این دو کشور مهم منطقه و البته به کل منطقه تحمیل کردند هیچوقت مورد بازخواست قرار نمیگیرند. حداقل نگاهمان به ایران هست و تندروهایی که این تنشها را به کشور تحمیل کردند در صورتی که اگر تنش شکل نمیگرفت میشد از خیلی از بحرانها جلوگیری کرد. از حجاج ایرانی گرفته تا مسلمانانی که در دنیا چشم به سیاستهای مصلحانه مثل ایران یا عربستان دارند، گرفتار تنش شدند. فلذا معتقدم با این شرایط ایران وارد یک فاز تازهای شده که باید از آن استقبال کرد. به نظر میرسد اگر ایران تنشهای منطقهای خود را کاهش دهد آن موقع امکان اینکه به سمت حتی رفع مسائل جهانی خودش مثل موضوع هستهای هم حرکت کند وجود دارد. منتها چند شرط وجود دارد و شرط اول این است که تنشزایی در کشور ایران باید جرمانگاری شود. یعنی وقتی افراد تنشی را ایجاد میکنند، خود مسئولیت و تاوان این تنش را بدهند. اگر تنشزایی جرمانگاری شود، کشور تاوانهایی را نمیدهد که در گذشته داده است و امکان اینکه ظرفیتهای کشور صرف توسعه داخلی شود فراهم میشود. در قالب همکاریهای اقتصادی و تثبیت جایگاههای سیاسی دوستان ایران در منطقه و سیاستهای دیگری که معتقدم در آینده بیشتر از آن از ناحیه کشورهای مختلف منطقه خواهیم شنید اعم ازچین، عربستان و دیگران و ایران هم باید در این قالب حرکت کند. موضوع آخر هم اینکه نگاه تندروها به بهار تنشزدایی ایران، مقطعی و زودگذر نباشد بلکه امیدوارم یک راهبرد در کشور باشد.