خداوند مهربان را سپاس میگویم که توفیق داد «نوروز» دیگری را تجربه کنیم. از نوروز سال قبل تا این نوروز، اتفاقاتی در جامعه افتاده که برخی خاطرها را آزرده کرد. در این سال خانوادههایی عزیزان خود را از دست دادهاند و ما هم در جامعه مددکاری اجتماعی عزیزانی را داریم که عزادار فوت اعضای خانواده خود هستند. ضمن ادای احترام به همه این خانوادهها که از جمله آنها میتوانم به بزرگ مددکار اجتماعی ایران زمین زندهیاد «دکتر سیداحمد حسینی حاجی بکنده» اشاره کنم که باور از دست دادنش بسیار دشوار است. اما باید پذیرفت که با همه دلتنگیها و دشواریهایی که تحمل غم از دست دادن این عزیزان دارد، زندگی برای همه مردم ایران عزیز همچنان جاری است. « نوروز» را بهانه میکنم تا به خودم یادآوری کنم که در سال جدید بیش از هر زمانی نیاز داریم تا مروج مهربانی باشیم، هوای همدیگر را بیشتر داشته باشیم، حقوق همدیگر را بیشتر رعایت کنیم، بهقول حافظ شیرازی «نیکی به جای یاران» را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم، تقسیم خندهها و ترمیم گریهها را پیشه خویش قرار دهیم، تفاوت در زبان، نژاد، جنسیت و... را بهانهای برای تبعیض قرار ندهیم چون جهان با این بزرگی برای همه مردم و مخلوقات خداوند است حتی کسانی که هم کیش ما نیستند .زیبایی زندگی به پذیرش همین تفاوتها و تنوعها، ولی داشتن زندگی مسالمتآمیز در کنار یکدیگر و با احترام متقابل به حقوق همدیگر است و حتی بر این باورم که لازمه حکمرانی باز و مطلوب هم پذیرش و احترام به همین تنوعهاست. خلقت انسانها به رنگها، زبانها و نژادهای مختلف و ظهور ادیان مختلف الهی هم میتواند پیام پذیرش تنوع اجتماعی و فرهنگی را به ذهنها متبادر کند. پس تلاش کنیم همچون باران باشیم که برایش تفاوت نمیکند که کجا و بر سقف کدام خانه میبارد. بهقول شاعر «باران که شدی، مپرس این خانه کیست/ سقف حرم و مسجد و میخانه یکی است/باران که شدى، پیالهها را نشمار / جام و قدح و کاسه و پیمانه یکی است». همین جا میخواهم یادی کنم از دوست دیرینهام زندهیاد فرهود جلالی کندلوسی که گفته بود: محبت و گذشت هاکن، خش بواش/ کمک و خیرات، همش پش دواش/ کوه ره محبت هاکنی، کاه وونه/ کوه دل دله، تنه راه وونه»؛ «محبت و گذشت کنید تا خوش باشید، برای انجام کار خیر سعی کنید از دیگران سبقت بگیرید/ به واسطه محبت کوه تبدیل به کاهی بیارزش میشود و در هسته مرکزی کوه (سختترین قسمت کوه) به خاطر محبت برای شما جا باز میشود». مولانا هم در این خصوص در مثنوی معنوی چنین اشاره میکند: خیــر کـــن بــا خـلق، بهـر ایزدت/ یــا بـــرایِ راحــت جــان خـودت/ تــا هـمــاره دوســت بینی در نظــر/در دلت نـایــد ز کین نـاخوش صور». پذیرش تنوع اجتماعی و فرهنگی میتواند عاملی باشد تا از محبت کردن به هیچ کس دریغ نکنیم. بهراستی که جهان چقدر زیباتر میشود اگر همه ما بدون حب و بغض و از روی انسانیت تلاش کنیم تا جایی برای دیگران هم باز کنیم تا تفاوتها، عاملی برای احساس «طردشدگی اجتماعی» در جامعه ایجاد نکند. «نوروز» و عیدهایی شبیه آن، بهانهای هستند تا یادآوری کنند که نه خشونت و تبعیض بلکه شادی، سرزندگی، سرخوشی و عدالت در دسترسی به خدمات، امکانات و مواهب سرزمینی حق همه مردم است .بیاییم همه با هم هنگامی که یا «محول الحول والاحوال» را میخوانیم از خداوند بخواهیم تا همیشه صلح، آرامش، سرزندگی و سرخوشی مردم در همه جهان از جمله ایران عزیز را شاهد باشیم. « نوروز» با همه رمز و رازهایش را با احترام به همه مردم از جمله شما، همکاران و خانواده محترم، گرامی میدارم.