ایران و عربستان با میانجیگری چین پس از 7 سال رابطه خود را از سر گرفتند. این اتفاق چه پیامدهایی برای ایران و منطقه به همراه خواهد داشت؟
ایران و عربستان به عنوان دو کشور مهم خاورمیانه باید مشکلات خود را با هم حل کنند. این در حالی است که میانجیگری چین نیز در این زمینه حائز اهمیت است. در توافقی که بین ایران و عربستان به وجود آمد سه عنصر مهم وجود دارد. نخست میانجیگری چین است.پس از سفر رئیس جمهور چین به کشورهای عربی و مسائلی که در بیانیه پایانی این نشست با چین بیان شد باعث رنجش مقامات ایران شد.با این وجود برخی اخبار حاکی از این است که چینیها در همان سفر با مقامات عربستان درباره رابطه با ایران صحبت کرده بودند.در شرایط کنونی چین بخش مهمی از سهام آرامکو عربستان را خریده واز سوی دیگر بخش عمدهای از واردات نفت این کشور توسط عربستان تأمین میشود.این وضعیت درباره امارات متحده عربی نیز وجود دارد و چینیها در زیرساختهای امارات سرمایه گذاریهای زیادی کردهاند. به همین دلیل نیاز دارد که امنیت سرمایه گذاریهایی که صورت میدهد حفظ شود. در نتیجه اگر به هر دلیلی بین ایران و عربستان درگیری ایجاد شود سرمایه گذاریهای چین در منطقه به خطر میافتد. به همین دلیل تصمیم گرفت بین ایران و عربستان میانجیگری کند. موضوع دوم حضور دبیر شورای عالی امنیت ملی در پکن برای
امضای توافق با عربستان است.به صورت طبیعی این اتفاق باید توسط وزارت امور خارجه صورت می گرفت اما زمانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی به این سفر رفته به معنای این است که تصمیمی که در این زمینه گرفته شده فراتر از دولت و بلکه تصمیم نظام بوده است.به همین دلیل زیرمجموعههای دیگر باید از این تصمیم تبعیت کنند و اگر انتقادی نیز دارند نمیتوانند به دولت انتقاد کنند به دلیل اینکه مجموعه بالاتر از دولت چنین تصمیمی گرفته است.نکته سومی که باید به آن توجه کرد این است که این توافق با نظر و همراهی آمریکا بوده است.شرایط به شکلی نیست که چین و عربستان به صورت مستقل و بدون در نظر گرفتن دیدگاه آمریکا در این زمینه چنین اقدامی انجام داده باشند.بدون تردید این توافق با رضایت آمریکا صورت گرفته است. اینکه آمریکا در این زمینه به چه میزان تأثیرگذار بوده بستگی به اتفاقاتی دارد که از این به بعد رخ خواهد داد.
اصولگرایان تلاش می کنند این توافق را دستاوردی مهم برای دولت معرفی کنند.آیا در واقع این توافق با ابتکار و خلاقیت دولت به نتیجه رسیده است؟از سوی دیگر آنها عنوان می کنند ما با این قرارداد دست غرب را از خاورمیانه کوتاه کردهایم.آیا در واقع چنین است؟
هنوز جزئیات دقیق این توافق مشخص نشده و به همین دلیل مشخص نیست چه اتفاقی افتاده و دولت چه نقشی در این زمینه داشته و چه تعهداتی به طرف مقابل داده است. زمانی میتوان درباره دستاوردهای این توافق صحبت کرد که جزئیات آن مشخص باشد و دولت نیز دست بالا را در این توافق داشته باشد. این در حالی است که ما هنوز نمیدانیم چه اتفاقی افتاده و ایران در پی این توافق چه تعهداتی داده و در مقابل چه تعهداتی به دست آورده است.اگر کسانی که آن را دستاورد میدانند از جزئیات توافق اطلاع دارند موضوع دیگری است اما در شرایطی که جزئیات این توافق افشا نشده چطور میتوان دستاوردهای آن را متعلق به یک جریان سیاسی دانست؟ما دو قرارداد ما عربستان داشتهایم که یکی از آنها قرارداد امنیتی بود و دیگری نیز قرارداد مالی و اقتصادی بود که در دولت آقای خاتمی بین دو کشور بسته شده بود.تنها جزئیاتی که مطرح شده همین دو موضوع است که این موضوعات نیز ارتباطی به دولت ندارد.نکته دیگر اینکه عربستان بدون رضایت آمریکا با ایران توافق نکرده و این کار با رضایت آمریکا صورت گرفته است.عربستان و آمریکا با هم پیمان دارند که از نظر نظامی و امنیتی آمریکا به عربستان کمک
کند.وضعیت دو کشور در مدیریت آرامکو نیز پنجاه - پنجاه است و پنجاه درصد متعلق به عربستان و است و پنجاه درصد نیز به کنسرسیوم تعلق می گیرد که آن را اداره می کند.نکته مهم اینکه87 درصد این کنسرسیوم آمریکایی است.نکته دیگر اینکه مسائل امنیتی،نظامی و اقتصادی عربستان به شدت با آمریکا گره خورده است.به همین دلیل عربستان در وضعیت حداقلی بدون اطلاع آمریکا و در وضعیت حداکثری بدون رضایت آمریکا با ایران توافق نمیکند.در نتیجه هنگامی که توافقی صورت گرفته به معنای این است که این کار با رضایت آمریکا صورت گرفته است. به همین دلیل دست غرب و به خصوص آمریکا در کار است.عربستان زیر هژمونی آمریکا قرار دارد و نمیتواند خارج از هژمونی آمریکا عمل کند.
با توجه به این توافق چشمانداز رابطه ایران و عربستان به چه صورت است؟آیا وضعیت تنها در ظاهر آرام خواهد بود و خصومتها همچنان وجود دارد و یا اینکه دو کشور میتوانند در مسیر همکاریهای دوجانبه نیز حرکت کنند؟
عربستان یک طرح توسعه برای خود تا سال2040 طراحی کرده که به یک کشور بدون نفت، با ثروت بسیار بالا و رفاه اجتماعی بالا تبدیل شود.چشم اندازی که پیشروی این کشور قرار دارد از چنین مسیری باید عبور کند.تغییراتی نیز قرار است در حوزه اجتماعی و به صورت گام به گام در این کشور انجام شود.این طرح توسعه در مرحله نخست نیاز به امنیت و در مرحله بعدی نیاز به تعامل و همکاری با همه کشورهای منطقه و جهان دارد.به همین دلیل نیز در شرایط کنونی مشاهده می کنیم عربستان در عین حالی که با آمریکا و کشورهای اروپایی کار میکند با روسیه،چین،هند و... نیز کار می کند و رابطه اقتصادی و سیاسی دارد.عربستان متوجه این نکته شده که اگر خود را در یمن و یا نقاط دیگر درگیر کند نمیتواند به چشم انداز توسعهای که برای خود ترسیم کرده دست پیدا کند.به صورت کلی کشورها برای اینکه به رشد و توسعه اقتصادی دست پیدا کنند نیازمند ثبات هستند. این ثبات در سیاست خارجی نیز باید وجود داشته باشد.به همین دلیل نیز در شرایط کنونی عربستان در عرصه بینالمللی سیاست تنازعی را دنبال نمیکند و بلکه سیاست رقابتی را دنبال می کند.مثال بارز این وضعیت چین است که در عین حالی که در حوزه
سرمایهگذاری عمل می کند اما هیچگاه با آمریکا وارد تنازع نمیشود و همواره در فضای رقابتی به مسیر خود ادامه میدهد. این سخن به معنای این است که چین در عین حالی که رقیب آمریکا بهشمار میرود اما وارد حوزه تنازع با آمریکا نمیشود. این در حالی است که روسیه وارد این حوزه شده و در شرایط کنونی با آمریکا در وضعیت تنازع قرار دارد.عربستان نیز به این نتیجه رسیده که در عرصه بینالمللی به جای اینکه وارد فضای تنازع شود باید وارد فضای رقابتی شود.هنگامی که یک کشور در عرصه بینالمللی وارد تنازع میشود مجبور میشود هزینههای بیشتری پرداخت کند. به همین دلیل کشورهای مختلف به سمت چنین رویکردی حرکت نمیکنند و با هوشمندی توسعه و رشد را فدای تنش و جنگ نمیکنند.نکته دیگری که در این زمینه وجود دارد این است که ایران و عربستان نمیتوانند همسایههای خود را انتخاب کنند و کنار هم قرار گرفتن این کشورها اختیاری نبوده است.در واقع شرایط ژئوپلیتیک هر دو کشور وضعیت کنونی را به آنها تحمیل میکند و نه شرایط استراتژیک.البته در این زمینه رقابتهایی نیز بین ایران و عربستان وجود دارد. به هر حال ایران قرائتی از اسلام دارد که با قرائتی که عربستان
دارد متفاوت است.در گذشته و در زمان آقای هاشمی و خاتمی ایران و عربستان دوبار با هم توافق کردند و همکاریهای خوبی نیز داشتند.اینکه در توافق اخیر چه اتفاقی رخ خواهد داد و آیا این توافق باعث میشود همکاریهای دو کشور بیشتر شود یا خیر بستگی به شرایط و تصمیماتی دارد که طرفین در آینده خواهند گرفت.
توافق ایران و عربستان باعث ریزش قیمت دلار در کشور شد. به چه میزان این احتمال وجود دارد که توافق با عربستان که با رضایت آمریکا صورت گرفته زمینههای احیای برجام را نیز فراهم کند؟
در شرایط کنونی ایران و آمریکا در ماجرای احیای برجام با هم سرشاخ هستند. به همین دلیل من فکر نمیکنم توافق ایران و عربستان روی احیای برجام تأثیر بگذارد. با این وجود این توافق میتواند به اندازهای باشد که عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس به آمریکا بگویند که با ایران به توافق دست پیدا کرده اند.در چنین شرایطی مهم این است که آمریکاییها چه تصمیمی خواهند گرفت. در مورد ریزش قیمت دلار پس از توافق ایران و عربستان نیز باید عنوان کنم این یک شوک روانی است و پس از مدتی فروکش میکند. اقتصاد ایران دارای چالشهای جدی است که باید در یک فضای پارادایمی مشکلات آن را حل کرد.به همین دلیل نمیتوان توافق ایران و عربستان را دلیل مهمی برای بهبود وضعیت اقتصادی ایران قلمداد کرد.ما باید به صورت ساختاری چالشهای اقتصادی را حل کنیم.