رویای اتحاد نفتی
ایران و عربستان
پس از آنکه طی چند روز اخیر پس از هفت سال ایران و عربستان در پکن با میانجیگری چین به توافق رسیدند این مساله پیش آمد که مناسبات و تحولات منطقهای ناشی از این توافق به چه سمت و سویی خواهد رفت و اساسا فواید و ثمرات اقتصادی این توافق برای طرفین چگونه خواهد بود. فواید اقتصادی که شعبه اصلیاش به فروش نفت میخورد و از آنجاکه دو کشور صادرکننده نفت هستند این مساله اهمیت دو چندانی پیدا میکند. اما آنچه بهنظر میرسد گرچه تهران و ریاض به اشتراکاتی رسیدهاند و توافقی حاصل شده اما تصور نمیشود که در کوتاهمدت تمامی مسائل حل و فصل شود و بهرغم بازگشایی سفارتخانهها و کنسولگری طرفین اما باید مدتها زمان بگذرد تا روابط به حالت سابق بازگردد. لذا باید این نکته را در نظر گرفت که مساله مهمی همچون اتحاد نفتی طرفین هنوز چیزی در حرف است و رسیدن به این مهم مستلزم گذشت زمان و رسیدن به اشتراکات طرفینی است.
اتحاد نفتی؟
پس از اعلام توافق میان ایران و عربستان و بازگشت دو کشور به پیمان سال ۱۳۸۰، عدهای با خوشخیالی عجیبی از اتحاد نفتی دو کشور میگویند و آن را نقطه طلایی این توافق معرفی میکنند. چنین تحلیلهای شگفتانگیزی در حالی از سوی رسانههای دولتی و نزدیک به دولت به افکار عمومی راه مییابد که نگاهی کوتاه به روند همکاریهای ایران و عربستان، نشان میدهد اصولا چنین اتحادی هیچگاه در تاریخ نفت دو کشور دیده نشده است. تهران و ریاض، پرچمدار دو گروه مخالف هم در اوپک هستند؛ ایران حتی در دوران پیش از انقلاب همواره سعی کرده است بیش از «سهم بازار» به «قیمت نفت» توجه کند و به همین دلیل موافق کاهش تولید برای افزایش بهای جهانی طلای سیاه بوده است. در ادبیات اوپکیها، به گروهی که ایران کشور شاخص آن است «کبوترها» اطلاق میشود. در مقابل کبوترها، «بازها» قرار دارند که «سهم بازار»، از قیمت نفت برایشان مهمتر است؛ این گروه معتقدند سهم بازارشان خط قرمز آنهاست حتی اگر قیمت نفت کاهش شدید داشته باشد. ازنظر این گروه که رهبری آن را عربستان در دست دارد، نباید با افزایش بهای جهانی نفت به کاهش سهم اوپک از بازار دامن بزد. این دو گروه چند دهه است که
در اوپک به رقابت با یکدیگر مشغول هستند که با توجه به شرایط زمانی، در اتخاذ تصمیمی مشترک به توافق میرسند هرچند با چالش و اختلاف بسیار. اما در این میان، ایران و عربستان اغلب در مقابل یکدیگر قرارگرفتهاند و آسمان آنها ابری بوده بهطوریکه بارها کار به رد و بدل طعنههای سیاسی دولتها به یکدیگر کشیده شده است. این وضعیت، نشات گرفته از تفاوت دیدگاه دو طرف است، ولی نمیتوان از تلاش ریاض، برای افزایش قدرت خود و کاهش نفوذ تهران در اوپک چشمپوشی کرد. جز چند استثنا که موقت بوده، موضع طرفین به هم نزدیک نبوده است و رقابتی که میان دو کشور نهادینه شده، موجب شده تا دو قطب متضاد و حتی دشمن در اوپک روبهروی هم قرار بگیرند.شرایط امروز ایران و تولید کمتر از ۳ میلیون بشکهای آن، در مقابل تولید ۱۰ میلیون بشکهای عربستان قدرتی برای عرضاندام ندارد و طی سالهای اخیر که تحریمها، تولید نفت ایران را کاهش داده، وزیران نفت کشورمان تبدیل به یک «ناظر» قدرت اصلی از آن کشورهایی است که تولید بیشتری دارند و اصولا، حرف این کشورها به کرسی مینشیند. از سوی دیگر، در همان روزهایی که روابط دو کشور، عادی بود این ریاض بود که دست برتر را در
اوپک داشت چه برسد به امروز که رابطه دو کشور، بسیار شکننده است حتی با توافق اخیر. ریاض، میداند برای کنترل تهران بهمنظور توازن یک رابطه سیاسی و منطقهای، باید درجه اقتصاد ایران در حدی نگاه داشت که مانع از برنامههای تهران شود؛ به همین دلیل منطقی است نهتنها مانند گذشته با رقیب خود برخورد نکند، بلکه در سیاستهای نفتی عرصه را بر ایران تنگ کند. با این وجود و بدیهیاتی که درباره جنس ارتباط نفتی دو کشور وجود دارد، برخی معتقدند که توافق اخیر، یک اتحاد نوظهور را کلید خواهد زد!