سفر گروسی، دبیرکل آژانس به ایران از منظر رسانهها سفر مثبتی ارزیابی شد اما از میان صحبتهای گروسی میتوان به این نتیجه رسید که احتمالا ایران و آژانس نتوانستهاند تمامی مسائل باقیمانده را حل و فصل کنند با این وجود نمیتوان اینگونه تحلیل کرد که ایران و آژانس به راهکارهایی برای حل برخی موارد در پرونده هستهای ایران در آژانس نرسیدهاند. ادبیات آقای گروسی در درون ایران ملایم تر از ادبیات آقای گروسی در خارج از ایران بود و میتوان این تفاوت بیان آقای گروسی را درک کرد اما با این وجود توافقاتی بین ایران و آژانس صورت گرفته است که رویکرد آقای گروسی به طور کلی منفی نیست. حال باید در انتظار بود که گزارش آقای گروسی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی چگونه خواهد بود. نوع گزارشدهی آقای گروسی میتواند بر نظرات شورا تاثیر بگذارد. اگر اظهار نظر آقای گروسی نتواند شورا را راضی کند که پرونده هستهای ایران گامی به جلو رفته است و خواستههای آژانس از سوی ایران در حال اجراست،آنگاه با توجه به اینکه شورای حکام هر سه ماه یکبار تشکیل جلسه میدهد، ممکن است تصمیم نه چندان مثبتی علیه ایران گرفته شود. از این رو اگر آژانس چنین تصمیمی بگیرد میتوان به این نتیجه رسید که گزارش آژانس گزارش رضایت بخشی نبوده و آمریکا و کشورهای اروپایی از سفر آقای گروسی به تهران رضایت نداشتند. در صورت غیرسازنده بودن گزارش آقای گروسی و رای و نظر شورای حکام امکان اینکه پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده شود، دور از ذهن نیست. در این صورت ممکن است تحریمهای قبل از سال 2015 با مکانیزم ماشه علیه ایران اجرایی شود. در این مرحله کار سخت خواهد شد و بعد از قطعنامههای مکرر شورای امنیت ممکن است پرونده ایران بار دیگر به ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل برود که چنین وضعیتی برای تهران و حتی منطقه مطلوب نخواهد بود. از این منظر پیشنهاد این است که تهران دیپلماسی ویژهای را در این زمینه آغاز کند و به رفتار دیپلماتیک خود شتاب بدهد تا هم پرونده هستهای و هم مسائل مربوط به برجام و بازگشت به آن توام با یکدیگر حل و فصل شود. چرا که برجام و پروندههای آژانس در هم تنیده شده است. آمریکا و اروپا این روزها رویکرد مثبتی با برجام ندارند از این منظر نمیتوان بدون حل و فصل هر دو پرونده با هم دیگری را حل و فصل کرد.