بستن
کد خبر: ۱۰۵۲۲۰۴

فعالیت‌های هسته‌ای و غصه‌های ناتمام آن

فعالیت‌های هسته‌ای و غصه‌های ناتمام آن
یوسف مولایی استاد دانشگاه

پرونده هسته‌ای دارد به یک پرونده ماراتنی نفس‌گیر تبدیل می‌شود. یعنی فرآیندهایش ادامه دارد و به یک جای قطعی هم منتهی نمی‌شود و وقت گیر و هزینه‌بر است. ایران در یک موقعیتی است که یا باید شرایط آژانس را بپذیرد، درمورد رصدکردن پادمان‌ها و پاسخ به سوالاتی که برای آژانس ابهام ایجاد کرده یا دوباره منجر به صدور قطعنامه در شورای حکام می‌شود البته اگر به شورای حکام برود با وتوی روسیه مواجه خواهد بود ولی یک اجماعی در درون جامعه جهانی می‌تواند علیه این پرونده شکل بگیرد و ابزاری برای فشار بیشتر بر ایران باشد. تا آنجا که می‌توانم نظر دهم، ایران مایل به همکاری‌های بیشتری است که با آژانس بتوان برای پاسخگویی به ابهامات کنار آمد. اما اینکه همکاری ایران چقدر بتواند آژانس را متقاعد کند الان با فرض غنی‌سازی 84 درصدی که آژانس اصرار دارد و بازرسانش رد آن را پیدا کرده‌اند، موضوع را پیچیده کرد‌ه است. از این رو سفر آقای گروسی بعید است که بتواند خیلی راهگشا باشد چون ایران باید به صورتی که برای آژانس قابل درک باشد، اقدامات خودش را توجیه و ثابت کند که انحرافی از فعالیت‌های هسته‌ای صلح آمیز نداشته است. بنابراین آقای گروسی دارد تست می‌کند تا آخرین شانس را قبل از اجلاس شورای حکام بیازماید. اگر شورای حکام سخت گیری کند باید پرونده را به شورای امنیت بفرستد و وتو خواهد شد و اگر بخواهد همینطور ادامه دهد نگران این است که ایران از این هم بیشتر پیشرفت کند و به فعالیت‌های غیرصلح آمیز از نظر آژانس وارد شود. لذا پیش بینی آینده سخت است، از یکطرف قطعنامه برای ایران صادر خواهد شد ولی بعید به نظر می‌رسد که به شورای امنیت برود منتها این قطعنامه‌ها می‌تواند توجیهی برای به‌کارگیری مکانیسم ماشه از طرف اروپایی‌ها باشد که در این صورت به منزله مرگ کامل برجام و صف‌آرایی طرفین علیه همدیگر خواهد بود در یک موضوعی که به امنیت جهانی مرتبط است. در حقیقت باب مذاکرات و فعالیت‌های دیپلماتیک بسته می‌شود و طرفین باید زورآزمایی خود را در حوزه نظامی ببرند که کار بسیار خطرناک و پرهزینه‌ای است و بعید به نظر می‌رسد اروپایی‌ها به این فکر باشند که این مسیر را طی کنند. از طرفی اسرائیل به عنوان یک عامل سیاسی که به سیاست‌های منطقه‌ای ایالات متحده آمریکا وابستگی کامل دارد، تجهیزاتش در حدی که آمریکا موافقت سیاست‌هایش باشد، می‌تواند خطرساز باشد. بیشتر یک جنگ روانی است که اسرائیل هرازگاهی فعال می‌کند ولی در عین حال نباید دشمن را دست‌کم گرفت. به هر حال اسرائیل امکانات ضربه زدن به فعالیت‌های هسته‌ای ایران را دارد و اینکه از این امکانات استفاده کند یا محاسبه کند که خطر بیشتری برایش وجود دارد که دست به کاری بزند که ایران متضرر شود، به هر حال محاسباتی دارد و به این راحتی هم نیست که بتواند تهدیدات خود را عملی کند ضمن اینکه خطر هست و وجود دارد. واقعیت این است که به زبان دیپلماتیک طرفین در یک جنگ روانی فشار حداکثری به همدیگر وارد می‌کنند شاید یک طرف تحت تاثیر این فشارهای روانی از خود انعطاف نشان دهد و به طرف مقابل امتیاز دهد. آمریکایی‌ها تهدید می‌کنند و تحریم‌ها را فعال کردند. الان واقعا در برجام دیگر مواردی که به نفع ایران معلق شده بود، همگی فعال شدند و از ظرفیت برجام هیچ استفاده‌ای نمی‌کنیم. نه در صادرات نفت، نه در کشتیرانی، نه در بیمه، نه در حوزه واردات کالا، نه در گشایش‌های اعتباری و نه در سیستم بانکی عملا مثل اینکه مکانیسم ماشه درمورد برجام دارد اجرا می‌شود بدون اینکه اعلام شود. یعنی همه مواردی که با مکانیسم ماشه باید علیه ایران فعال شود و ما به قبل از برجام برگردیم و قطعنامه 2231 کلا کنار برود، در عمل دارد اجرا می‌شود. ولی در حرف طرفین می گویند فعلا برجام نمرده ودر حالت کماست!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی