آساره کياني: اين است که ميگويند حرص نخوريد و بيخيالش باشيد؛ قبول اما بعضي اوقات اصلا نميشود بيخيالش شد و حتي اگر شما بيخيالش شويد او بيخيال شما نميشود و نميفهميد از کجا و کي يکهو روي سرتان خراب ميشود؛ چشمهايتان قرمز ميشود؛ دستهايتان گزگز ميکند و بعد هم رگهاي مغزتان پاره ميشود يا بيخبر از همه جا کليهتان از کار ميافتد باز خدا را شکر شما يوزپلنگ نيستيد و در صورت لزوم ميتوانيد عمل پيوند کليه را انجام دهيد؛ پيروزِ بدبخت که داشتند بررسي ميکردند ببينند کليه گربهاي چيزي را ميتوانند بچپانند توي بدنش که نشد. اما پيروز چرا اين قدر حرص خورد تا کليهاش از کار افتاد و همه دوستداران محيط زيست و اميدواران به آيندهاي روشن را ناکام گذاشت؟ پزشکان جانورشناس و حيوان درمانگر، دلايل متفاوتي را براي مريض شدن اين حيوان زبان بسته ذکر ميکنند از جمله اينکه او حاصل ازدواج فاميلي بود، زود سزارين شد، روش سزارينش مناسب و تخصصي نبود، شير مادر نخورد و غذايش مناسب نبود و حتي بعضي دامپزشکان گفتند اينکه به ظاهر و در تصاوير، او را بزرگ ميديديد، نه فتوشاپ بلکه کار تزريق هورمونهاي رشد بوده تا موهاي يوز بيچاره پوش پيدا کرده و او را بزرگتر نشان دهد. خيلي هم به نحوه مراقبت از او و آن همراه هميشگياش با موهاي بلند که کنارش ميخوابيد و با او سلفي ميگرفت و کارهاي اينستاگرامي ديگر، انتقاد ميکردند که اين چه وضعش است و مگر پيروز اسباب بازي است؟ او بايد وحشي بار ميآمد و آماده زيست در جنگلهايي با درختان انبوه و سر به فلک کشيده ميشد که نشد. بعضي هم معتقد بودند که بايد از دامپزشکان و متخصصان امور حيوانات خارجي که درسشان را بارها پس داده و حيوانات زيادي را نجات دادهاند، کمک خواسته و استفاده ميشد. اما دليل مهم ديگري براي غم و غصه خوردن پيروز، وجود داشت؛ اسارت. نتيجه يک تحقيق جهاني که از کالبدشکافي 243 پوزپلنگ در اسارت، به دست آمده، مشخص کرده که استرس و متعاقب آن، نارسايي کليه عامل اصلي مردنشان بوده. بر اساس همان پژوهشي که گفتيم، يوزپلنگها نسبت به بقيه گربه سانان، بيشتر مستعد استرس هستند، از طرفي عمر طولانيتري هم در اسارت دارند بنابراين بيشتر هم مستعد ابتلا به بيماريهاي کليوي حاد هستند. وجود بيماري مزمن کليوي در يوزپلنگهاي خردسالي مثل پيروز بينوا، هشدار ميدهد که بايد هر کاري از دستمان برميآيد انجام دهيم تا استرس به جان يوزهاي اسير نيفتد. البته اين اسارتي که ميگوييم، به نفع خود يوز است چون اگر بيرون باشند يا خودشان ميميرند يا کسي ميکشدشان پوستشان را ميکند، ميزند به ديوار خانهاش و از خطوط و نقش برجستههاي آن، لذت ميبرد. باري؛ کلام به درازا انجاميد و از بحث محوري اين نگاشته، دور شديم؛ حرص نخوريد؛ رها کنيد و بگذاريد خودش بگذرد؛ اصلا از اين حرفهاي انگيزشي هست توي بعضي صفحات مجازي، از همانها گوش کنيد، يک وقتي هم ديديد کليهتان دارد از کار ميافتد، از عرق شيرين بيان استفاده کنيد. همه عطاريها دارند؛ يا گياهش را ميگيريد، ميتراشيد و ميجوشانيد و بعد ميخوريد يا عرقش را ميخريد؛ درمان خوبي است براي درد معده. هيچ قصدي هم نبود که در اين سطور بيسر و ته، به بحث خريد و فروش کليه هم اشاره شود و ديگر قصد غر زدن نداريم که بگوييماي ميخواهيم کليهمان را براي تامين مخارج بفروشيم يا کليهمان از کار افتاده پول نداريم بخريم و از اين حرفها...
والسلام
پيروز باشيد