فوتبال ما الان سليقهاي شده است. فدراسيون فوتبال فاقد کميته فني است که برنامههاي گزينههاي مدنظر را دريافت و بررسي کند. در ليستي که از سوي فدراسيون رسانهاي شده به غير از دو سه نفر که رزومه خوبي داشتند ديگر گزينهها کارنامه قابل دفاعي ندارند که هدايت تيمملي فوتبال ايران به آنها سپرده شود. امير قلعهنويي که تواناييهاي خود را در ليگ برتر در عرصه مربيگري ثابت کرده و البته در مقطع بدي سرمربي تيمملي شد و به ناحق و شکل نادرستي از سرمربيگري تيمملي کنار گذاشته شد چون تيمش در ضربات پنالتي مقابل کره جنوبي حذف شد. هجمه خيلي بدي روي او وارد شد فقط براي اينکه سمت مربي خارجي بروند. اگر به ديگر کساني که براي سرمربيگري تيمملي گزينه شدهاند، با دقت نگاه کنيم برخي از آنها رزومه ندارند. حميد مطهري که مربي با اخلاقي است تازه در اين فصل سرمربي نساجي شده و نتايجي که گرفته باعث ناراحتي هواداران اين تيم شده است. مهدي تارتار نتوانسته با ذوبآهن نتايج خوبي بگيرد و تيمش در پايين جدول ايستاده، البته قصد تخريب اين مربيان را ندارم ولي مطرح کردن برخي مربيآنکه کارنامه مشخصي دارند بيشتر بازي فدراسيون با اسامي مربيان داخلي است. جواد نکونام هم در اين فصل نتايج مورد نظر را با فولاد خوزستان نگرفت و در نهايت دست به استعفا زد. البته او با فولاد به قهرماني جام حذفي و سوپرجام دست يافته است. کاريزماي مربيگري دارد و در تيمملي هم دستيار کيروش بود، به عنوان بازيکن هم سالها در لاليگا حضور داشت. در ميان گزينههايي که از آنها برنامه خواستهاند، يحيي گلمحمدي قرار ندارد که موفقيتهاي او با پرسپوليس قابل انکار نيست و کارنامه بسيار بهتري از برخي گزينههاي مطرح شده دارد. چرا نام اين مربي موفق نيست؟ فرهاد مجيدي هم عملکرد مثبتي داشته است. او مدرک مربيگري را در اروپا گرفته، با استقلال جام آورده و در کنار مربيان خارجي کار کرده، همچنين سرمربي تيمي خارجي شده است. ساکت الهامي هم نامش در ميان گزينهها نبود در حالي که تراکتور و نساجي مازندران را قهرمان جام حذفي کرد. هوادار هم در ميانه جدول است در حالي که بيشتر بازيکنان اين تيم براي فوتباليها ناشناس هستند. حسين فرکي مربي بسيار شناخته شده و اخلاقمداري است که موفقيتهاي قابل ذکري دارد اما 5 سال است که او در عرصه مربيگري حضور ندارد. اين مربي خوشنام بيماري آرتروز را در پاهاي خود دارد و واقعاً مشخص نيست مبناي معرفي اسامي اين مربيان براي تيمملي چيست. دو صورت دارد، يا ميخواهند مربيان ايراني را کوچک کنند يا اينکه به دنبال آن هستند تمامي اين مربيان انصراف دهند و آنوقت مربي خارجي بياورند. بيش از دو سه مربي نداريم که کارنامه قابل دفاعي دارند. دور از انتظار نيست برخي مربياني که نامشان براي تيمملي معرفي شده از سرمربيگري باشگاه خود اخراج شوند چون نتايج خوبي نگرفتند. اعلام کردن اسامي مربيان ايراني براي تيمملي را سياه نمايي فدراسيون ميبينم. شاکله اصلي تيمملي ما بازيکنان لژيونر هستند. آنها در اروپا بازي ميکنند و با تاکتيکهاي روز دنيا آشنايي دارند. بايد براي آنها سرمربي قوي آورد چون حرف سرمربي ضعيف را نميخوانند. بازيکن اگر سرمربياش را قبول نداشته باشد از او حرف شنوي نخواهد داشت. سرمربي تيمملي ايران بايد کاربلد باشد و با اعتماد به نفس کافي روي نيمکت بنشيند.