امسال آنقدر خبرهاي تلخ و ناگوار تکرار شده که گويي هر روز با انتظار يک فاجعه تازه آغاز ميشود. در اين ترديدي نيست که کلانشهر بستر رخدادهاي شگفت و چالشهاي بزرگ است بهويژه تهران که ابرشهري پيچيده، آميزهاي از قديم و جديد، بافت فرسوده در کنار بافت نوپديد و خود يک کشور به شمار ميرود. اين که شهر کلانشهر تلقي شود فقط با ملاک فراواني جمعيت نيست. گستردگي، پيچيدگي، جمعيت، موقعيت و کارکردهاي کلانشهر اداره کردن آن را دشوارتر و نيازمند تخصص، تجربه، تسلط، قاطعيت و در عين حال انعطاف نسبت به مشورت و همکاري ميسازد. با اينهمه متأسفانه مديريت شهري کلانشهرهاي ما بهشدت اثرگرفته از فضاي سياستزده و رفت و آمد جبهههاي سياسي بوده است بسياري از انتصابها، بودجهنويسيها و اولويتهاي اجرايي متناسب به نيازها و بايستهها صورت نميپذيرد. تهران پيچيده هم فرصتهاي بسيار و هم تهديدها و خطرهاي پيدا و پنهان زيادي در دل خود دارد که در ميان کشمکشهاي تصاحب سياسي ناديده گرفته ميشوند. پيامد اين وضعيت به حاشيه رفتن استقرار قانون و مقررات و فرصتطلبي برخي افراد از اين فضاها براي گريز از مقررات و ناديده گرفتن ضوابط بوده است. مصداق آن مساله سازههاي ناايمن و پرخطر تهران، سياههي ساختمانهاي ناايمن و اقدامهاي لازم در مورد آنهاست. درست است که ما بيش و پيش از همه به آموزش و بهبود آگاهيها و مهارتهاي شهروندي بايد بپردازيم تا شهروندان داوطلبانه در انجام قانون و پايدارسازي مقررات همراهي کنند، ولي همواره در جايي که سود و زيانها کلان ميشود جامعه نيازمند مقررات قوي و سامانه اجرايي پرتوان و مسلط براي پيشگيري از تخلف و تقلب و دور زدن قانون است. مساله ايمني سازهها در تدوين مقررات ملي ساختمان فصل و مبحث ويژهاي دارد و مقررات روشن شده است و ما کمبود مقررات در اين زمينه نداريم. با اينهمه سودخواهي کوتاهبينانه و دم غنيمت شمردنها موجب شده که نه تنها مقررات به درستي رعايت نشود بلکه چرخههاي فسادآميز در فرايند نظارت و پيگيري و مقابله با تخلفها فعال باشند. فشارهاي اقتصادي و اجتماعي و پيچيدگيهاي بوروکراتيک (ديوانسالارانه) بسياري از شهروندان را خسته ميکند تا جايي که خود و ديگران را در معرض خطرهاي بزرگ قرار ميدهند.
در سالهاي گذشته پس از تجربه اندوهبار ساختمان پلاسکو بررسي وضعيت ساختمانها بهويژه ساختمانهاي عمومي و پررفت و آمد و ازجمله ساختمانهاي نهادهاي عمومي و کاري پيگيري شد و در نهايت به سياههاي بيش از صد ساختمان بسيار پرخطر و ناايمن و بيش از چندصد ساختمان نيازمند مداخلهاي جدي (ايمني، آتش، ناپايداري سازه و...) انجاميد. با توجه به بايستههاي اين سياهه انتشار عمومي نشد ولي به دستگاه قضائي و نهادهاي مسئول جهت اقدام ارسال شد و حتي بر سر رسانهاي شدن يا نشدن اين سياهه بحث بالا گرفت. من بر اين باورم دانستن مردم بدون اقدام موثر نهادهاي مسئول که فلسفه کار و فعاليتشان تضمين امنيت و خدمت و آسايش جامعه است، در عمل به تغييري نميانجامد و در واقع شانه خالي کردن از مسئوليت نهادي و مقصر کردن مردم است براي همين خواستهي شورا و شهرداري وقت مداخله موثر نهادهاي بالادستي با توجه به سياههي تهيهشده بوده است.
با همهي اين تلاشها و با وجود آگاهي از خطرهاي بزرگي که بيتوجهي به وضعيت اين ساختمانها ايجاد ميکند، متأسفانه حتي برخي از اين ساختمانها بازگشايي و دوباره فعال شدند. برپايه توضيح ارائه شده در رسانهها در مورد ساختمان خيابان بهار هم با وجود پلمب، فک پلمب غيرقانوني رخ داده بوده و فاجعه رقم خورده است. اينجا ما با چند نکته سروکار داريم:
- شهرداري در مواردي که بخواهد فشار به مالکان ساختمانها وارد ميکند، عمل غيرقانوني قراردادن نيوجرسي سيماني جلوي ساختمانها را انجام ميدهد، در حالي که يا بايد بر اساس تخلف صورتگرفته حکم قضائي صادر و ساختمان يا واحد مذکور تا رفع مساله مسدود شود يا اقدام به قراردادن نيوجرسي از سوي شهرداري متوقف شود. واقعيت در شهر خلاف اين را نشان ميدهد پس شهرداري حتي به شيوه خلاف قانون جايي که بخواهد به شهروندان فشار وارد کرده و ميتواند مانع فعاليت ساختمان شود.
- روندهاي اداري حل مساله در شهرداري و ديگر سازمانها آنقدر کشدار، پرحاشيه و فرساينده و حتي گاهي همراه با هزينهتراشيهاي غيرقانوني است که شهروندان رو به ميانبرهاي خطرناک و حتي فسادآميز ميآورند.
- پيچيدگي و گستردگي مسائل تهران و کلانشهرها موجب ميشود پيگيري و پايش دشوارتر باشد و هماهنگي بين سازمانها دچار مساله ميشود. نتيجه آنکه هر که هر کژکاري ميکند و در نهايت آتشنشاني(که سازماني درگير مساله بودجه، وضعيت سازماني کارکنان، محدوديتهاي تجهيزات و پيامدهاي تحريم هم هست) باري را بر دوش ميکشد که حاصل کاستيهاي حوزههاي ديگر و ناکارآمدي بخشهاي گوناگون است!
ادامه صفحه 9