آرمان ملي: شما هم اين فيلم را ديدهايد؟ 2 مرد با لباسهاي سبز صدري، در يک فضاي سنگلاخي که به کوهستانهاي غرب کشور ميماند، بهدنبال مردي ديگر هستند که صورتش را پوشانده، اسلحهاي در دست دارد و بيپروا به سمت لباس سبزها شليک ميکند که اتفاقا يکي از آنها هم اسلحه دارد؛ اما بهنظر ميرسد که قرار نيست و نبايد از آن اسلحه استفاده کند؛ اين را هم کسي که همراه و همکارش است(به لحاظ هم شکل بودن لباسها) با دست به او گوشزد ميکند. دو اسلحه به دست، براي لحظاتي در فاصله چند متري مقابل هم قرار ميگيرند و... تصوير بعدي دو مرد را نشان ميدهد با همان لباسهاي صدري، نقش بر خاک قهوهاي رنگي که تکههايي از چمن و علفهاي خشک روي آن قرار دارد مثل اين است که کاه پاشيدهاند براي عزاداري. صورتهايي به رنگ خون و دستاني از دو سو، گشوده که انگار ميخواهند بعد از مرگ هم طبيعت را زمين را آسمان را، اين مام ميهمن را سخت در آغوش بفشارند. تصوير دوم به فيلم اول از تعقيب و گريزي که گفته شد، مربوط نميشود اما فضاي مجازي پر است از اين تصاوير و فيلمها، کافي است جستوجو کنيد؛ محيط بان. همين يک کلمه. يکي دو روز گذشته، خبر آمد که مجلس شوراي اسلامي با اصلاح قانون حمل سلاح توسط محيط بانها مخالفت کرده! علي سلاجقه، رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در واکنش، علت مخالفت مجلس را اين دانست که محيط بانان، بهرغم اينکه مسئوليت نيروهاي نظامي وانتظامي را دارند اما مشمول اين نيروها نيستند و نميتوانند سلاح حمل کنند. او گفت که اصلاح اين قانون در دستور کار است و وضعيت محيطبانان بايد تعيين تکليف شود. سلاجقه همينطور به وضعيت پرداختي محيط بانها اشاره کرد که مانند کارمندان است و در نهايت ابراز اميدواري که «تلاش ميکنيم تا مشکل محيط بانان در مساله حمل سلاح حل شود.» براي اينکه يک شماي کلي از وضعيت محيط بانها دستمان بيايد سري به مقاله پژوهشي «مروري بر قوانين حقوقي حمايتي از محيط بانان، حلقه مفقودشده از حافظان بيحفاظ محيط زيست» که توسط سه نفر از کارشناسان دانشگاهي در رشته حقوق به رشته تحرير درآمده، زديم؛ در اين مقاله آمده است؛ از آنجا که محيط بانان در منطقه بهصورت شبانهروزي بايد حضور داشته باشند، ميزان شيفتهاي کاري آنها در مناطق تحت حفاظت به لحاظ کمبود نيروي انساني، بيش از چيزي است که بايد باشد. همچنين با وجود حجم بالاي کاري محيط بانان، دستمزد آنها از متوسط جامعه بسيار پايينتر است. تجهيز محيط بانان نيز از ديگر اقداماتي است که بايد انجام شود؛ موتورسيلکت، نصب دوربين و استفاده از پهپاد از اين دستاند. يکي ديگر از دغدغههاي مهم محيط بانان بحث حفاظت از عرصههاي طبيعي در برابر زمينخواران است. بنابراين، لازم است منابع طبيعي در اين موضوع ورود کند و مانع سوءاستفاده برخي افراد سودجو شود. از طرفي محيط بانان نياز به حمايتهاي قانوني دارند و بايد براي آنان قاضيهاي مخصوص تعيين شود و پروندههاي آنان در دادگاههايي برگزار شود که قاضي به مشکلات محيط زيست اشراف کامل داشته باشد. بله؛ شکارچي ميتواند به تو شليک کند يا به هر نحو ديگري جان تو را بگيرد اما تو نميتواني صدمهاي به او برساني حتي براي دفاع از جان خودت بنابراين يا بايد کشته شوي يا اگر حتي سهوا يا به علت خطاي ديد، تيري شليک کردي و تير به شکارچي اصابت کرد، زندان و قصاص انتظارت را ميکشد. وقتي به شغل محيط باني، سختيهاي کار شبانهروزي در محيطهاي جنگلي و کوهستاني و دريايي و... در زمستان و تابستان فکر ميکنيد، دريافتي اندکشان که کفاف زندگي را نميدهد و مهمتر از همه آنها امنيتشان که هر لحظه ممکن است توسط شکارچيان غيرمجاز به خطر بيفتد، به اين سوال جدي ميرسيد که چه چيزي سبب ميشود فردي شغل محيط باني را انتخاب کند؟ آيا تنها عشق نيست که اين معادله پيچيده را حل ميکند؟