به عنوان مقدمه، لطفا کمي درباره مجموعه شعر «هيچ کدام» توضيح دهيد.
از آنجا که اين مجموعه برگرفته از غزلهاي عاشقانهام است، شايد اين مطلب در ذهن مخاطب نقش ببندد که شاعر تنها زيست و دغدغه عاشقانه داشته؛ اما ميدانيم که شعرِ شاعر هم حاصل زيست اوست و هم تخيل او و اگر با نگاه عميقتري اشعار کتاب را بخوانند، دغدغه اجتماعي و اقتصادي شاعر را در برخي ابيات به راحتي درمييابند که همواره دغدغه اصلي مردم بوده و هست. بسيار خرسندم که مورد لطف دوستان قرار گرفته و به چاپ دوم رسيده است و همچنين تشکر ميکنم از مديريت خوب انتشارات شاني براي حمايت و همکاري از مولفين در راستاي معرفي و نشر آثارشان.
براي چاپ اين مجموعه چه اهداف و انگيزههايي شما را مجاب به اين کار کرد؟
مهمترين هدف و انگيزه يک نويسنده يا شاعر براي چاپ اثر، ارتباط موثر با مخاطبين حوزه فعاليت خود است و چه لذتي بالاتر از اينکه مخاطب با يک بيت و يا حتي يک مصرع از کتاب ارتباطي برقرار کند تا شعر، در ذهنش تداعي و بر زبانش جاري شود. از اهداف ديگري که هنرمند براي معرفي آثار خود دنبال ميکند، نشر فرهنگ، هنر و ادبيات است که اين را ميتوان جزء رسالتهاي يک هنرمند نيز عنوان کرد.
با توجه به اينکه تيراژ کتابهاي شعر در وضعيت اسفناکي بهسر ميبرد، شما چه نگاهي به اين مقوله داريد و اساسا فکر ميکنيد چه راهکارهايي براي رفع اين معضل دامنگير وجود دارد؟
اساسا براي حل يک معضل بايد دلايل ايجاد آن را بررسي کنيم. به نظر من پايين بودن سرانه مطالعه در خانوادههاي ايراني؛ از دلايل عمده پايين آمدن تيراژ کتاب است و همچنين بياعتمادي مردم به کيفيت محتواي کتابها نيز به اين مشکل دامن زده. در حال حاضر تيراژ کتابهاي شعر به 500 نسخه رسيده است. حس بياعتمادي به کتابهاي مميزيشده نيز عامل ديگري است که به حذف و اضافه شدن متن و برهم خوردن ساختار کتابها منجر ميشود. همچنين در ايران سيستم منظمي براي پخش سراسري کتاب وجود ندارد و توزيع کتاب به دست گروهي خاص رقم ميخورد. از سوي ديگر؛ از آنجا که خانواده به عنوان اولين نهاد اجتماعي، نقش بسزايي در ارتقاي سطح فرهنگ، رفتارها و عادتهاي فردي دارد، بايد آشنايي فرزندان با مطالعه از خانواده آغاز شود و رغبت و علاقه افراد به کتاب، در خانواده شکل بگيرد. به نظر من يکي از ضروريترين نيازهاي اعضاي خانواده، داشتن برنامه تدوين شده در امر کتابخواني است و وجود يک کتابخانه هرچند کوچک که اعضاي خانواده قسمتي از آن را به کتابهاي مورد علاقه خود اختصاص دهند و ديگر اينکه خواندن بخشي از کتابهاي مورد علاقه خانواده به صورت دسته جمعي، تمايل اعضاي خانواده را براي مطالعه کتاب تقويت ميکند. اختصاص بخشي از سبد خريد ماهانه خانواده به کتاب و مجلات، ميتواند پيامرسان اين مطلب باشد. کتاب نيز مانند خوراک و پوشاک و ديگر نيازهاي انساني فرد ميتواند بخشي از نيازهاي روحي او را اغنا کند. هديه دادن و هديه گرفتن کتاب نيز ميتواند در بالا بردن فرهنگ کتابخواني نقش موثري داشته باشد. باتوجه به شرايط موجود، اميدوارم اتفاقات بهتري براي ادبيات و شعر رقم بخورد و صداي شعر همه کساني که به زيبايي احساس را قلم زدند به گوش مخاطبانشان در تمام اين جغرافياي خاکي برسد. شعر احساسها را پيوند ميزند و چه چيز در اين جهان پرهياهو زيباتر از زبان شعر براي ابراز حس يکي بودن، دوست داشتن و دوست داشته شدن ميتواند وجود داشته باشد.
امروزه به گمان ادبيات و بهخصوص شعر چه کارکردي ميتواند در حوزه اجتماعي سياسي و فرهنگي داشته باشد؟
اگر امر آموزش و شکلگيري علاقه به ادبيات و شعر از دوره خردسالي صورت پذيرد و در برنامهريزي تدوين شده کتب درسي يا حتي به عنوان سرفصلهاي مهارتمحوري خواندن شعر و آموزش نوشتن و اهميت پرداختن به ادبيات گنجانده شود، ما به اين نتيجه خواهيم رسيد که نسل جوان و نوجوان قطعا براي پيشبرد اهداف اجتماعي، سياسي و فرهنگي خود از اين مقوله بهرهمند خواهد شد. اصولا پايهريزي فرهنگي در هر جامعهاي به رشد فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي آن جامعه کمک بسزايي ميکند و نيز زيربناي اخلاقي را هم مستحکم خواهد کرد. ادبيات و شعر بزرگترين سرمايه فرهنگي يک جامعه است و سرمايه شاعري و نويسندگي به جغرافياي تاريخي و فيزيکي محدود نميشود؛ آنچنانکه نقش موثر ادبيات و شعر در دههها و عصرهاي مختلف در تاريخ مشهود است، بنابراين از ادبيات ميتوان در همه حوزههاي آموزشي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و... استفاده درست و کاربردي کرد.
چه رابطهاي از منظر نقـــد و نظرهاي ادبـــي ميان شعر و رمان امروز هست و اينکــــه آيا به گمان شما ميتوان شعر امروز را با همان پارامترهاي نقد ادبيات داستاني سنجيد؟ و اگر پاسخ شما مثبت است بفرماييد که چرا؟
از نظر زبانشناسي مدرن دقيقترين تعريفي که براي شعر ميتوان قائل شد اين است که شعر از خاستگاه استعاري زبان شکل گرفته و متکي بر جانشيني کلمات است؛ ولي بافتهاي کلان زبان از جمله داستان و رمان از خاستگاه مجازي زبان شکل گرفته و حاصل فعاليت ذهن در محور همنشيني هستند؛ در نتيجه شعر و رمان يا داستان از نظر رويکرد زباني در نقد جديد با هم متفاوت هستند؛ ولي گاهي ما در يک شعر، با روايت روبهرو هستيم و يا در يک رمان، با انتخاب شاعرانه کلمات. در اين حالتها به نوعي نقد تلفيقي نياز پيدا ميکنيم که براي دستيابي به آن و شيوههاي مناسب، بايد با نظريههاي ادبي آشنايي داشت.
چه توصيـــهاي براي شاعران تازه کار داريد تا بتوانند به زبان امروز شعر بنويسند؟
کسي که در آغاز راه است بايد به الگوهاي پيش روي خود نگاه کند؛ يعني شاعر وقتي شاعر ميشود که از ديگران سر خط بگيرد اما در ديگران نماند. شاعر نبايد در مدلهاي شعري خود توقف کند بلکه بايد از آنها عبور کند و با شناسايي استعدادهاي خود به باروري آنها کمک کند. حتي ممکن است بعضي از شاعران در يک فرم خاص از يک قالب شعري موفق باشد؛ بنابراين شاعر نوقلم بايد به تدريج با شناخت موسيقي روح و ذهن خود از شاعراني که الگوي خود قرار داده عبور کند تا بتواند خودش را پيدا کند. همچنين تجربياتش را در معرض نگاه و نقد جدي مخاطب قرار دهد و از نقد نهراسد تا شعرش به باروري برسد.
در ايـــن سالها فروغ براي شاعران زن به عنوان يک سمبل مطرح شده شمــا به عنوان يک شاعــــر امروزي چه نگاهي به فروغ و شعر زنانه او داريد؟
فروغ را بهعنوان شاعر بيپروايي ميشناسند که در روزگاري که زنان زندگي اجتماعي محدودي داشتند، نگاه و احساسات و زبان زنانه را وارد ادبيات فارسي کرد. وي داراي 6 دفتر است که کتابهاي «تولدي ديگر» و «ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد» از مهمترين آثار اوست. اما آنچه نقش فروغ فرخزاد را در تاريخ شعر فارسي درخشان کرده است، جسارت و سنتشکنيهاي زباني و حسي او بوده است. شعرها و گفتاوردهاي او طي زندگي کوتاه هنرياش مورد تحسين منتقدان و محبوبيت فراوان نزد مردم و ادبيات دوستان بوده است. فروغ جريان تازهاي را در شعر فارسي به وجود آورد؛ او با عاشقانههايي که از عمق وجود يک زن سروده ميشد، به شاعران زن نشان داد ميتوانند بدون ترس از قضاوتهاي اجتماعي چيزهايي را که به آن فکر ميکنند به قلم تحرير درآورند.