نحوه برداشت از منابع اوليه از اهميت زيادي برخوردار است. ما وقتي کالاي بيکيفيت توليد ميکنيم، بايد از منابع بيشتري براي بازتوليد آن محصول خرج کنيم. بنابراين زماني که ما براي ساختوساز از مصالح بيکيفيت استفاده ميکنيم، بعد از مدتي مستهلک ميشود و مجبور هستيم دوباره براي بازسازي و ساخت مجدد آن ساختمان کلي وقت و هزينه صرف کنيم. حال اگر سيستم بازيافت عمراني هم دچار ضعف و نقض باشد، اين مشکل دوچندان ميشود، چرا که منابعطبيعي و خدادادي محدود است و بازيافت برخي از مواد هزاران سال طول ميکشد، از طرفي با استفاده بيرويه از اين منابع، سرمايههاي ملي براي آيندگان به نابودي کشيده ميشود. گاهي بهاشتباه شنيده ميشود که پسماندهاي عمراني و ساختماني تنها از جنبه زيباسازي شهري ميتوانند آلودگيهاي بصري ايجاد کنند و محيط زيست را به خطر نمياندازند، اما نکته حائزاهميت اين است که پسماندهاي ساختماني همانند ساير زبالههاي شهري ميتوانند براي محيط زيست مخرب باشند، چراکه بسياري از اين پسماندها بهطورشبانه و غيرقانوني در بستر رودخانهها و دريا ريخته ميشوند و با ايجاد آبگرفتگي بهشدت گرفتن سيلابها در برخي مناطق دامن ميزنند. همچنين، پسماندهايي که در کنار جادهها و مسيرهاي بينشهري ريخته ميشود، تصادفات و راهبندانهاي طولاني را پديد ميآورند. با رها کردن زبالههاي ساختماني و بيتوجهي به بازيافت آنها، بخش عظيمي از منابعطبيعي به حال خود رها ميشوند و به چرخه توليد بازنميگردند، از اينرو ضرورت دارد که در کشور ما سرمايهگذاري و فناوريهاي نوين راه خود را به اين سمت پيدا کنند تا ديگر شاهد هدررفت سرمايه ملي نباشيم. ما بايد با اصلاح الگوي مصرف برداشت منابعطبيعي را کاهش دهيم و از اين منابع بهطورکامل استفاده کنيم. همچنين، بتوانيم بعد از تبديل شدن اين منابع به پسماند، عمليات بازيافت را بهطورکامل اجرا کنيم تا دوباره قابلاستفاده شوند. متأسفانه در دهههاي اخير شاهد بيکيفيت شدن مصالح ساختماني توليدشده در کشور هستيم. اين موضوع علاوه بر اين باعث ساختوسازهاي ناايمن و غيراستاندارد، برداشت از منابعطبيعي را چند برابر ميکند و در مرحله بازيافت نيز بلااستفاده ميشود. بايد دانست که مصالحي که بعد از 20 سال مستهلک ميشود، در برابر مصالح باکيفيتي که بيش از 100 سال عمر ميکند، 5 برابر بيشتر به منابعطبيعي ضرر ميرساند، از اينرو ساختوساز استاندارد با مصالح باکيفيت ميتواند در حفظ منابعطبيعي ما نقش کليدي ايفا کند. صنايع ساختمان جزو صنايع مادر است که نياز مبرم به منابعطبيعي دارد. براي توليد هر يک از مصالح ساختماني هزينه و وقت زيادي صرف ميشود، چراکه مواد اوليه بيشتر اين مصالح از معادن کشور تهيه و با هزينههاي سنگين حملونقل به کارخانجات توليد مصالح ساختماني ميرسد و در نهايت براي ساختوساز آماده ميشود. با نگاهي به مراحل بازيافت پسماندهاي عمراني مشاهده ميکنيم که اين فرآيند بسيار کمهزينهتر و کمدردسر از توليد است و به محيط زيست کمک ميکند. حجم بالاي زبالههاي شهري بهويژه نخالههاي ناشي از تخريب بافتهاي فرسوده منجر به بروز مشکلات فراوان در مناطق پرجمعيت ميشود، از اينرو توجه به بازيافت آنها بهدليل مسائل زيستمحيطي، کمبود مکانهاي دفع زباله، ايجاد منظرهاي نامناسب و کمبود مصالح اوليه امري بسيار ضروري است. در حال حاضر مديريت نخالههاي ساختماني دانشي بسيار ضروري است که با تصميمگيري اصولي، برنامهريزي دقيق و کنترل توليد دورريزهاي ساختماني همراه است.