اين روزها پيش هر کسي که مينشينيد يا به طريقي با آنها صحبت ميکنيد، تقريبا اولين سوال اين است که دلار چند شده؟ يا ميداني دلار شده ... تومان؟ بعد هم بلافاصله با عباراتي با اين مضمون که تا کجا ميخواهد پيش برود؟ همه چيز گران ميشود و اداره تامين هزينههاي زندگي خيلي سخت ميشود. بعضيها هم ميگويند که ديگر نميتوانيم، ادامه دهيم. هر چه پسانداز هم داشتيم خورديم، ديگه نداريم. شرمنده زن و بچهها هستيم و صحبتهاي از اين قبيل که دلمان را به درد ميآورد. اين روزها جامعه کارگري هم نگران چگونگي تعيين ميزان حقوق و مزاياي خودشان هستند، معلمان هم دنبال رتبهبندي و اينکه طرح به کجا خواهد رسيد. در اين بين حال نيازمندان و خانوادههاي فقير، خانوادههايي که بيماران صعبالعلاج دارند، به مراتب نگران کنندهتراست. چون هيچ راهي براي تامين جبران هزينههاي اضافي و کمرشکن درمان ندارند. در اين شرايط به عنوان مددکاراجتماعي که ديدهباني ميکنم، از منظر اجتماعي، خيلي نگرانم که اين شرايط مسايل مشکلات اجتماعي، آسيبهاي اجتماعي در مردان و زنان و کودکان و نوجوانان، رهاکردن سالمندان، افراد داراي معلوليت، کودکان، بيماران صعبالعلاج، بيماران رواني و... در جامعه در خيابانها و کوچهها، ميادين و فضاهاي بي دفاع شهري و... بيشتر شود. طبيعتا دراين زمينه همه سازمانهاي مرتبط بايد بيشتر از قبل آماده پذيرش افراد با اين مشکلات باشند. از جمله اين سازمانها پليس، دادگاهها ، کميته امداد، بهزيستي، شهرداريها از جمله شهرداري تهران است که بار بسياري از اين مشکلات مربوط به افراد بيخانمان را دارد به دوش ميکشد که اگر نبود فعاليت شهرداري در تهران، غم بسياري ازما به خاطر مرگهاي بيخانمانها در سرما و گرما در خيابانها و بيغولهها بيشتر ميشد. اي کاش شورايهاي اسلامي بويژه شوراي اسلامي شهر تهران براي حمايت از فعاليتهاي شهردار تهران در اين زمينه حمايتهاي بيشتري داشته باشند. لذا در اين شرايط که نشانگان حال خوبي را نويد نميدهند دلم ميخواهد اخباري بشنوم که حال همهمان خوب شود. اين اخبار خوب را در حوزههاي مختلف اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، يهداشتي و درماني و... منتظر هستم. منتظر هستم تا لبخند رضايت را روي چهره همه اقشار با هر زباني، جنسي، قوميتي و.. ببينم. البته اي کاش به گونهاي بود که جاي لبخند قهقهه شادي را ميشنيدم. خيلي وقت هست از ته دل شاد نشديم و شادي نکرديم. شادي که حق همه است ولي مدتهاي مديدي است که در سبد زندگي برخي اين ضرورت زندگي، حذف يا کمرنگ شده است.