کساني که از اتوبان تهران- ساوه و سپس ساوه- همدان تردد داشتهاند، مطمئنا با تصادفاتي در طول مسير روبهرو شدهاند که متاسفانه کشته هم داشته است. اگر از جاده قديم ساوه- همدان هم بگذريم که بيش از 35 کيلومتر از مسير را نگارنده هفتهاي يکبار در آن حرکت مي کنم، به جاده مرگ معروف است و در اکثر روزها، در همين مسير کوتاه چندين تصادف که عمدتا با کشته شدن سرنشينان اتومبيل است، روبه رو هستم. اتوبان ساوه- همدان هم دو خط اتومبيلرو دارد و از معدود اتوبانهايي است که فقط دو خط براي تردد دارد. بهاصطلاح بزرگراهي است که آن را اتوبان مينامند. اين بزرگراه چندين استان کشور را به تهران وصل مي کند. نبود راه آهن فعال در اين استانها، اتوبان ساوه را به شاهراه حمل و نقل کالا تبديل کرده است و عمده اتومبيلهايي که در اين اتوبان دو بانده در حرکت هستند، تريلر و کاميونهاي سنگين هستند و همين باعث شده يک باند از دو باند اتوبان که در تصرف ماشينهاي سنگين است، زودتر از باند ديگر آسيب ببيند و به اجبار خودروها تلاش ميکنند از باند سالم استفاده کنند که باعث کندي حرکت و برخورد اتومبيلها با ماشينهاي سنگين ميشود.تفاوت را در تصادفاتي که بين اتومبيل ايراني و خارجي در همين جاده ها بهوقوع ميپيوندند به عينه ميشود ديد. در تصادف زنجيرهاي که در اتوبان ساوه مدتي قبل اتفاق افتاد و چندين اتومبيل با يکديگر تصادف کردند و کشته هم داشت، کشتهها همه از لابه لاي اتومبيلهاي ايراني بيرون کشيده شدند و سرنشينان اتومبيلهاي خارجي سالم و بعضا اندکي زخمي شدند. مدتي قبل سردار حسيني، جانشين پليس راهور کشور آمار جالبي از اتومبيلهاي درحال تردد در خيابانها و جادههاي کشور و ميزان سوخت آنها و تفاوت سوخت اتومبيلهاي داخلي با خارجي دادند. پيشنهاد دادند اگر به جاي اتومبيلهاي موجود که مصرف بالايي دارند، اتومبيل خارجي وارد کنيم و از مابهالتفاوت سوختي که اتومبيلهاي نو وارداتي با اتومبيلهاي فرسوده توليد داخل صرفنظر کنيم، چه اتفاقي ميافتد؟ طبق اطلاعاتي که در آمار بيمه مرکزي ايران ثبت است، در سال 1399، هجده و نيم ميليون اتومبيل در کشور درحال تردد بودند و به گفته وزير صمت که در شهريورماه سال گذشته راجع به سوخت اين دسته از اتومبيلها گفته است، مصرف سوخت اتومبيلهاي موجود 1/8 ليتر در صد کيلومتر است. شوراي اروپا از سال 2019 شرکتهاي اتومبيلساز را ملزم کرده است تا اتومبيلهايي که ساخته ميشود بايد مصرف سوختشان کمتر از پنج ليتر در يکصد کيلومتر باشد. درحال حاضر در کشور ما به ازاي همان 18 ونيم ميليون اتومبيلي که تردد مي کنند، 85 ميليون ليتر در حالت عادي و در روزهاي منتهي به تعطيلات تا يکصد ميليون ليتر بنزين مصرف ميشود. حال فرض کنيم اتومبيلهاي موجود در کشور مطابق استاندارد شوراي اروپا بودند يعني کمتر از 5 ليتر بنزين مصرف مي کردند. با يک ضرب و تقسيم ساده، روزانه 37 و نيم درصد کمتر از ميزان فعلي بنزين مصرف مي کرديم يعني به جاي 85 ميليون ليتر در حالت خوشبينانه 53 ميليون ليتر بنزين مصرف ميشد. قيمت جهاني بنزين به طور متوسط هر گالن سه و نيم دلار است. اگر اين 32 درصد بنزين را که با اتومبيلهاي فرسوده به هدر ميرود و محيط زيست را هم آلوده مي کند آن را به همان قيمت جهاني به ديگر کشورها بفروشيم روزانه 32 ميليون دلار سودآوري خواهيم داشت. اگر توجه کنيم بنزين را در داخل سه هزار تومان به دست مصرف کننده ميرسانيم و اگر دلار همان 38 هزار و پانصد تومان باشد و روزانه 32 ميليون ليتر بنزين را به قيمت 38 و نيم هزار تومان معادل دلاري که به جاي 4200 تومان رايج شده است به حساب خزانه واريز کنيم تا به وضع شرکتهاي اتومبيل سازي موجود سروساماني بدهد، عدد نجومي به دست خواهد آمد. دو ميليون از اين اتومبيلها اقساطي هستند. به گفته کارشناسان اتومبيلهاي فرسوده و اقساطي 5 ليتر بيشتر از ديگر اتومبيلها بنزين مصرف ميکنند. اگر جمع اعداد پيش گفته از تفاوت مصرف بنزين اتومبيلهاي موجود در ايران با استاندارد معمولي اروپا و نيز مصرف بالاي اتومبيلهاي فرسوده و اقساطي را با هم جمع کنيم روزانه بيش از هزار و دويست ميليارد تومان مابهالتفاوت مصرف سوخت داريم. به آمار ديگري از مرکز آمار ايران و ديگر مراکز تحقيقاتي توجه کنيد: بررسي صورتحساب مالي ساليانه دوخودروساز کشور يعني سايپا و ايران خودرو به تنهايي نشان ميدهد که هزينههاي اين دو خودروساز در سال 1399 کلا هشت و نيم هزار ميليارد تومان بوده است که عبارت از حقوق و دستمزد و هزينههاي جاري اين دو خودروساز است. درآمدي بيش از يکهزار ميليارد تومان بابت مابه التفاوت مصرف سوخت فعلي يعني هشت و نيم ميليون ليتر با سوخت جايگزين يعني 53 ميليون ليتر که عدد 32 ميليون را استخراج کرديم، با فروش روزانه 32 ميليون ليتر بنزين با قيمت فوب خليج فارس و دريافت وجه آن همه حقوق و هزينههاي دو شرکت خودروساز را در صورت تعطيلي پرداخت خواهد شد و مابهالتفاوت آن را صرف تحقيق و رسيدن به فناوري روز اتومبيل سازي برسانيم. ظاهرا روزي هزار خودروي داخلي توليد و به دست مصرف کننده ميرسد. اگر به جاي خودروي بي کيفيت داخل خودروي خارجي با قيمت مثلا 25 هزار دلار که خودروي متوسطي است وارد کنيم، چه اتفاقي ميافتد. با اين اتفاق همه هزينههاي جاري شرکتهاي تعطيل شده خودروساز را پرداختهايم و هم با اضافه دريافتي که خواهيم داشت نسبت به از رده خارج کردن خودروهاي فعلي اقدام ميشود و در مدتي نامتعارف همه ناوگان را نوسازي شده با مصرف استاندارد جهاني در اختيار خواهيم داشت. در اين مدت کارکنان و مديران دو خودروساز که تعطيل شدهاند اما حقوق آنها از همين مابه التفاوت پرداخت ميشود به مطالعه و تحقيق مي پردازند و اتومبيلي مي سازند که مشابه خارجي باشد. صفهاي طولاني اتومبيل در پمپ بنزينهاي ايران با خلوتي پمپ بنزينهاي اروپا نشانه هدررفت سرمايه ملي از نظر سوخت است.