برجام توافقي است که از ابتدا اعلام شد که بر مبناي اصل برد- برد منعقد شده است. اصل برد- برد است که موجب ميشود طرفين بهره خود را از برجام ببرند. اکنون نيز نياز به انعقاد معاملهاي است که طرفين بتوانند در احياي برجام دستاوردهايي داشته باشند. اگر چنين شود ميتوان از مثمر ثمر بودن هرگونه بازگشت به برجام سخن گفت. در گذشته ايران يک طرفه تعهدات خود را انجام داد و تمامي گامهايي که بر اساس برجام بايد برميداشت را برداشت اما به به فسخ يک طرفه آمريکا روبهرو شد و سرنوشت برجام به اينجا رسيد. ترامپ با وقاحت تمام زير امضاي آمريکا زد. اکنون ايران اعتمادي به غربيها ندارد و طرفين برجام بايد تعهدات خود را انجام دهند و بعد از راستيآزمايي، ايران تعهدات خود را انجام دهد. البته غربيها به مسائل داخلي ايران دلخوش کرده بودند تا از طريق ناآراميهاي داخلي، ايران از مواضع خود در هستهاي کوتاه آيد که چنين اتفاقي نيفتاد و آن پروژه شکست خورد. غربيها بيش از ايران نيازمند برجام هستند با توجه به بنبستهايي که غرب در تحميل شرايط خود با ايران رسيده اکنون طرح توافق موقت را رسانهاي ميکنند تا با گامهاي کوچکتر اين اعتمادسازي صورت بگيرد. آنها اگرچه به دنبال اشل کوچکتري از برجام هستند اما اين اشل کوچکتر نمودي از آن اشل بزرگتر خواهد بود که غرب تعهدات خود را به هر اندازهاي که تعهد ميدهد، را انجام داده و ايران راستيآزمايي کند و به همان ميزان ايران نيز تعهدات خود را انجام دهد. زيادهخواهي در اين رابطه از سوي طرفين قابل قبول نيست و گامها در برجام موقت بايد متناظر و همانند هم باشد تا اين توافق ولو کوچک شکل بگيرد. پيامهاي رد و بدل شده در همين راستاست و احتمال اينکه در گام اول تبادل زندانيان در دستور کار وجود باشد، وجود دارد و گامهاي بعدي را شاهد خواهيم بود. غرب راهي ندارد جز اينکه به تعهدات خود پايبند باشد در غير اين صورت ايران تئوريهايي را در نظر دارد از جمله پلنبيکه وزير خارجه آن را هم اعلام کردهاند که هزينه آن برعهده غرب است چرا که آنها بودند که نخواستند با ايران وارد تعامل شوند. ايران هيچگاه نقض عهد نکرده است اما چنانچه غربيها به نقض عهد خود ادامه دهند، برجام بيمعنا خواهد بود. طرف غربي بايد در صورت به بنبست رسيدن برجام در انتظار تبعات سخت آن باشند.