بستن
کد خبر: ۱۰۵۱۱۳۳
مهدی مطهری‌نیا در گفت‌وگو با «آرمان ملی»:

غرب به توافق 2015 باز نخواهد گشت

غرب به توافق 2015 باز نخواهد گشت
آرمان ملی: توافق وین و بازگشت به آن در پیچ و خم‌های تودرتو قرار گرفته است. یکی تلاش دارد آن را احیا کند، دیگر سخن از احیای برجام البته به صورت موقت می‌زند. دیگری برجام را به صورت پلاس و همراه با برخی تعهدات دیگر می‌خواهد و دیگری از مرگ برجام سخن به میان می‌آورد. در این میان تهران بر لزوم بازگشت به برجام نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر تاکید دارد و آمریکا نیز هرچند به گونه‌ای در مورد برجام اظهار نظر می‌کند که اولویت واشنگتن در شرایط کنونی بازگشت به برجام نیست اما اصل بازگشت به برجام را نفی نمی‌کند و دائم از این سخن می‌گوید که با تهران از طریق واسطه‌های مختلف ارتباط دارد؛ ارتباطی که مشخص است که در ارتباط با برنامه هسته‌ای است، چرا که وزیر خارجه و رئیس‌جمهور ایران نیز دائما از پیام‌های مخفی آمریکا به تهران خبر می‌دهند. به نظر می‌رسد احیای برجام حتمی است و برجام نمرده است و در آینده نزدیک و البته احتمالا؛ شاهد آغاز مذاکراتی برای احیای برجام خواهیم بود. «آرمان ملی» در این ارتباط با مهدی مطهری‌نیا به گفت‌وگو پرداخته است.

اخيرا اميرعبداللهيان اعلام کرده به برجام بازخواهيم گشت. با اين وجود غربي‌ها پيام روشني در مورد مرگ يا بقاي برجام ارسال نمي‌کنند، آينده برجام را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

آنچه در باب برجام بايد مورد توجه قرار بگيرد، بيش از موضع‌گيري کشورهاي اروپايي، آمريکا و حتي چين و روسيه؛ موضع گيري برخي در داخل است. برخي نقدهايي در سال 2015، به مذاکره با غرب به ويژه آمريکا و مطرح کردن برجام به عنوان احيا کننده قراردادهايي چون ترکمانچاي، مي‌پرداختند اکنون از برجام و بازگشت به برجام سخن گفته مي‌شود. فقط گفته مي‌شود که يک تعهد توافق خوب بايد وجود داشته باشد. تکرار شروطي که در ارتباط با برجام در دو دولت حسن روحاني بيان مي‌شد ديگر ديده نمي‌شود. ديگر گفته نمي‌شود آنقدر تحريم کنيد تا تحريم دانتان پرشود.در حالي که اگر پرچم داران موضع‌هاي ديگر و گفتمان‌هاي ديگر کوچک‌ترين سخني در وضعيت داخلي بيان مي‌کردند که به نوعي با برجام لبه برخورد پيدا مي‌کرد، آن را پيام دادن به بيگانگان نسبت مي‌دادند مانند آنکه حسن روحاني کمبود آب را هم به برجام مرتبط کرد و يا جواد ظريف از قدرت نظامي آمريکا در صورت عدم توافق و امضاي برجام سخن گفت. بنابراين به نظر نمي‌رسد که ايران بخواهد از به عهده گرفتن مرگ برجام دوري کند و مواضع اخير دولتمردان ايران متوجه اين امر نيست که توپ را در زمين آمريکايي‌ها يا اروپايي‌ها بيندازند بلکه بيشتر متوجه ضرورت رسيدن به يک توافق است. اين امر براي غرب آشکار شده است يک امر پوشيده نيست لذا آنها با اين وضعيت از مذاکره سخن مي‌گويند اما به هيچ وجه به برجام يا توافق2015 با ويژگي‌هاي آن توافق باز نمي‌گردند. همان طور که به هيچ وجه از تحريم‌هاي دوران ترامپ عقب نشيني نکردند و به هيچ گونه‌اي حاضر نشدند که همه تحريم‌ها برداشته شود. ايران وقتي مي‌گويد همه تحريم‌ها برداشته شود همه تحريم‌ها متوجه پرونده‌هاي گوناگون در ارتباط با خود را مطرح مي‌کند. لذا بايد گفت: چه جوزف بورل و حتي رابرت مالي حتي تلاش اروپا به رغم فشارهاي موجود بين‌المللي از ناحيه آمريکا و ناراضي‌هاي ايراني خارج از کشور براي تحريم سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نمي‌تواند بيان کننده موضع اصلي اروپا و غرب عليه جمهوري اسلامي باشد. موضع آمريکا، اروپا و حتي چين و روسيه ديگر به 2015 باز نمي‌گردد. عامل ديگري که مي‌تواند ستون فقرات تاثير‌گذاري را داشته باشد، اين است که ايران امروز هم ديگر به ايران پيشا شهريور 1401 باز نخواهد گشت.

اما ايراني‌ها تنها به بازگشت به برجام 2015 مي‌انديشند و اميرعبداللهيان گفته البته پنجره مذاکرات هم تا ابد باقي نمي‌ماند و از سوي ديگر احتمال پلن بي ‌از سوي ايران وجود دارد، اين مورد را چگونه تحليل مي‌کنيد؟

اگر به توافق 2015 بازگردند امر مثبتي اتفاق افتاده است. شروطي که بعد از برجام مطرح شد، شروطي که منتهي به مذاکرات وين به ويژه در دوره دولت سيزدهم رئيسي شد، با شرط فرسايشي نشدن مذاکرات مطرح شد. برداشتن همه تحريم‌ها، راستي‌آزمايي آن تعهد به اقدام عملي در چارچوب برجام نيز جزو آن بود اکنون چندان هم مطرح نمي‌شود ولي سخن از برجام 2015 و بازگشت به آن گفته مي‌شود که اين امکان پذير نيست. چه برسد که محتمل باشد، چراکه در مذاکرات وين در اواخر دولت روحاني و پس از آن در دولت رئيسي اين مهم حاصل نشد و نهايتا هم به آنجا رسيد که آژانس پرونده ايران را مختومه اعلام کند که آن هم نشد. پس از آن از سوي ايران گفته مي‌شود در واقع گريز از آغاز پلن بي ‌به حساب مي‌آيد و اين برداشت از سوي افرادي که با الفباي استراتژيک آشنايي دارند، سخت نيست. از اين رو پلن بي ‌ايران چه خواهد بود؟ آن خواهد بود که از برجام خارج شود و در نهايت اعلام کند که به اقداماتي شاخص دست زده است و اين مي‌تواند اتحاد بين‌المللي حول محور آمريکا با گفتمان تل‌آويو را بيشتر افزايش دهد و منتهي به برخوردهاي بيشتر در خليج فارس و برخوردهاي فرا سياسي در ارتباط با تهران شود و اين نياز به آمادگي بيشتر تهران از نظر سياسي، اقتصادي و حتي فرهنگي ارزشي در بافت و موقعيت کنوني دارد و کمک مي‌کند که پلن بي ‌آمريکايي‌ها عليه ايران با هزينه‌هاي بيشتري آغاز شود. لذا پلن بي ‌با فرا مساله ضربه نخست روبه‌رو است. اگر ايران اعلام خروج از برجام و اعلام غني سازي 92 درصد را بکند اگرچه از منظر غرور ملي مي‌تواند براي مدتي تجهيز کننده حرکت محسوب شود اما پيامدها و مهم‌تر از پيامدها، خروجي‌هاي آن مي‌تواند ريسک باشد.

اخيرا اسلامي رئيس سازمان انرژي اتمي گفته است که تعاملات ايران با آژانس مثبت است. گويا قرار است گروسي به تهران بيايد و احتمال مختومه شدن پرونده ايران وجود دارد، نوع مواجهه ايران با آژانس را چگونه مي‌دانيد؟

برگ آژانس براي غربي‌ها اهميت دارد. امکان بسيار کمي وجود دارد که غرب از اين برگه امتياز عليه جمهوري اسلامي ايران، امتيازي کسب نکرده؛ پرونده ايران را مختومه اعلام کند. لذا اگر اينگونه باشد باز هم توافق؛ توافق 2015 نخواهد بود. اگر آمريکايي‌ها به دنبال بازگشت ايران به برجام بودند از همان گام اول چه آژانس، چه اروپا در آژانس برگه سبز خود را به گروسي نشان مي‌دادند. نمي‌خواهم بگويم که آژانس صد درصد تحت سلطه و چيرگي يک کشور يا چند کشور يا غرب قرار دارد اما بايد بپذيريم که آژانس نيز موجوديت ناشي از بهم پيوستگي اراده‌هاي کشورهاي قدرتمند را در خود نهفته دارد لذا اگر آژانس پرونده ايران را مختومه اعلام کند اين بدان معنا نيست که آژانس خواب نما شده است و به ناگاه به اسنادي دست يافته است که اکنون به ايران امتياز بدهد. ممکن است ايران اعلام کند آنچه ما داريم مکفي است و آژانس آن را پذيرفته است، اما براي تحليلگراني که تلاش مي‌کند که واقعيت‌ها را ببينند، همين بسته شدن ممکن و نه احتمالي نشانه‌هاي بسيار زيادي براي خود همراه دارد.

نوع مواجهه تل‌آويو را در شرايط کنوني چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟ بورل هم اعلام کرده نبايد شرايط آنگونه پيش رود که تحولات به نفع تل‌آويو باشد.

شخصيت جوزپ بورل که هم اکنون هماهنگ کننده سياست خارجي در اروپاست شخصيت به غايت چپ به گرايش‌هاي سياسي قابل تعمق در اروپا محسوب مي‌شود. از اين رو مي‌بينيم که اکنون وي تنهاست اگر چه تمايلات شديدي اروپا به حفظ ميراث ديپلماتيک خود يعني برجام دارد اما ديگر مانند گذشته ‌گذار از برجام را سخت نمي‌بيند. اين جوزف بورل است که مواضعي را اتخاذ مي‌کند و آن مواضع را با ادبياتي بيان مي‌کند که به طبع با ادبيات وزراي سياست خارجه مهم اروپا يعني آلمان انگلستان و فرانسه و کشورهاي قدرتمند ديگري مانند هلند، اتريش و سوئد و نروژ همراه نيست و شکاف بين اين موضع را به خوبي مي‌توان رديابي کرد. به نظر مي‌رسد که تلاش وي نه تنها حفظ ميراث اروپا بلکه تلاش براي اثر‌گذاري انديشه سياسي ضد چيرگي آمريکا بر عرصه اروپا و در عين حال نگاه تجديد نظرانه اروپايي است که به‌طور کامل از سوي پايتخت کشورهاي قدرتمند اروپا حمايت نمي‌شود. از طرف ديگر اين پايتخت‌ها نيز نمي‌خواهند اين کانال ارتباطي را از دست بدهند لذا در يک وضعيت ضعيفي از برجام ياد مي‌کنند.

آيا ممکن است شرايطي به وجود ‌آيد که برجام يکباره احيا شود؟

شگفتي در عرصه سياست خارجي نيست بلکه در زمين سياست داخلي است. ايجاد اين شگفتي بسيار سخت است و آن ايجاد اتحاد عملي براي همگرايي ملي در ميان سلايق گوناگون سياسي به گونه‌اي است که دايره محدود کننده خودي و غير خودي در عرصه سياست داخلي ايران برداشته يا حداقل بسيار تساهل گونه باشد. به بيان ديگر آنچه قدرت ايران را در عرصه سياست خارجي تجهيز مي‌کند، اکنون بيش از هر زمان ديگري قدرت ملي است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی