آرمان ملي- حميد شجاعي: شرايط جامعه در حوزه معيشت و اقتصاد چندان مناسب نيست. اين در حالي است که بهرغم اينکه بسياري از عقلا و چهرههاي موثر در جامعه از درازکردن دست ياري به سوي دولت در جهت حل مشکلات سخن گفتهاند دولت سيزدهم همچنان روي برنامههاي 17 ماه اخير خود قدم برميدارد و در نهايت نيز وضعي اين چنين در جامعه شاهد هستيم. هر چند که موافقت اخير مقام معظم رهبري با عفو کاهش مجازات متهمان و محکومان اخير گام بسيار بلندي در راستاي تعامل بيشتر حاکميت و مردم بود؛ اما بهنظر ميرسد که در همين راستا در آستانه چهلوچهارمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي براي تعامل بهتر ملت و حاکميت بايد به شعارهاي اول انقلاب برگشت. مردم را در امور مختلف دخيل کرد و براي برونرفت از اين شرايط با فراخواندن عقلا و معتدلين راهکارهايي اتخاذ کرد.
لزوم استفاده از عقلا و نيروهاي معتدل
اصلاحطلبان همواره و در مقاطع مختلف تلاش داشتهاند تا به هر نحوي که شده کنشگري مستقل و فعالانهاي داشته باشند و مهمتر از آن بتوانند محوريت مطالبات جامعه را نيز برعهده گيرند. اين مهم نيز هر زمان که در قدرت حضور داشتهاند چه در 8 سال دولت سيدمحمد خاتمي موسوم به دولت اصلاحات و چه در ادواري که حضور پررنگي در مجلس و شوراي شهر داشتهاند در عملکرد آنها تاحدي معقولي متبلور بوده است. هر چند که ناگفته پيداست برخي عملکردهاي نه چندان موفق دولت حسن روحاني که آن را متمايل به اصلاحطلبان ميدانستند و عملکرد توام با انتقاد فراکسيون اميد مجلس دهم نيز در بروز نارضايتيهاي مردم که دستکم از آبانماه 98 شروع شد بيتاثير نبود. هر چند اگر به دو سال پيش از آبان 98 نيز مراجعه کنيم نارضايتيهاي ديماه 96 را نيز ميتوان در همين راستا بررسي کرد. اين در حالي است که اصلاحطلبان و مشخصا رهبر اصلاحات يعني سيدمحمد خاتمي همواره بهدنبال راهکاري براي حل مشکلات کشور بودهاند و هر از چندي با بيانيهها و نامههايي راهکارهايي ارائه دادهاند. همين اخيرا نيز شاهد بوديم که خاتمي در بيانيهاي به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب نوشت: «به نظر من «اصلاح خود» هم در ساختار و هم رويکرد و هم رفتار، کمهزينهترين و پرفايدهترين راه برونرفت از بحران است. اگر راه اصلاحخواهي و اصلاحطلبي به شيوه سابق به بنبست رسيده است و اگر اصلاحطلبي ظرفيتي بيش از اصلاحطلبان به معناي متعارف دارد- که دارد، ميتوان گفت و اميدوار بود که اگر اين جزيرههاي جدا از هم به هم بپيوندند و خود را در کنار مردم و آشنا با دردهاي مردم و دغدغهدار نسبت به کشور و صلاح آن نشان دهند و با شفافيت و نيز با اتخاذ شيوههاي مدني خشونت پرهيز صداي خود را به جامعه و حاکميت برسانند.» حال اينکه برخي جريانات اساسا راهکارهاي برخي چهرههاي سياسي شناخته شده براي حل مشکلات جامعه را برنميتابند و نهايت تلاششان نيز اين است که سازوکاري فراهم کنند تا جريان مقابل از صحنه انتخابات، کنشگري و تاثيرگذاري در جامعه کنار رفته و به حاشيه رانده شود. آنچه مسلم است امروز براي حل مشکلات کشور و همراهي با مردمي که امام(ره) آنها را ولينعمتان و صاحبان اصلي انقلاب ميدانست چهرههاي سياسي ديگر که از نفوذ کلام بيشتري در ميان مردم برخوردار هستند بايد به ميدان بيايند و در راستاي وحدت ملي، رفع مطالبات مردم تلاش کنند. چهرههايي مانند علياکبر ناطقنوري، علي لاريجاني، حسن روحاني، اسحاق جهانگيري و محمدجواد ظريف که هم در جامعه و هم در حاکميت از جايگاه بهخصوصي برخوردارند. قدرمسلم اگر اين اتفاق بيفتد و جامعه راهکارهايي ببيند که باعث حل مشکلات اقتصادي شده است از نارضايتيها کاسته و اعتماد عمومي و سرمايه اجتماعي بيشتر خواهد شد.
حاکميت بايد نگران باشد که خاتمي هم از اصلاحطلبي عبور کرده
يک فعال سياسي اصلاحطلب در تحليل بيانيه سيدمحمد خاتمي اظهارداشت: همواره جامعه از خاتمي بهعنوان رهبر يک جريان سياسي انتظار دارد که در مقاطع حساس و بزنگاه، کنش مناسب و موضعگيري دقيق داشته باشد. در چندماه گذشته که ايران پرچالشترين روزهاي خود را تجربه ميکرد و خاتمي نميتوانست بدون واکنش از اين شرايط عبور کند و جامعه نيز چنين خواستهاي از او داشت و اگر واکنشي نشان نميداد جاي سوال داشت. محمدجواد حقشناس گفت: جريان اصلاحطلبي و شايد چهرهاي مانند خاتمي به آرامي پذيرفتند که روند، روند مطلوبي نيست و از اقبال گذشته هم ديگر خبري نيست و اوج اين را در حمايت خاتمي از فهرست شوراي شهر 1400 ميبينيم که آن ليست بيش از 30 هزار راي نياورد، در حاليکه در دوره قبل از آن بهدليل حمايت خاتمي، نفر اول ليست 1 ميليون و700 هزار راي آورد. اين سقوط آرا به فاصله 4 سال يک زنگ خطر بود اما برخي نه تنها از اين موضوع نگران نشدند بلکه آن را يک پيروزي تلقي کردند که از شر يک رقيب هميشگي خلاص شده و فکر ميکردند که با آمدن دولت يکدست، ميتوانند آنطور که تمايل دارند کشور را اداره کنند. عضو شوراي پنجم شهر تهران بيان کرد: موضعي که خاتمي در همراهي با جنبش اعتراضي ميگيرد، صريحترين موضعي است که طي سالهاي اخير از او ديديم. وي اظهارکرد: زمانيکه وي ميگويد «اين شيوه اصلاحطلبي اگر نگوييم ممتنع شده است دستکم به صخره ستبر بنبست برخورد کرده است و مردم هم حق دارند از آن نوميد شوند.» مُهري است در تاييد يا آرزويي که اصولگرايي منتظر آن بود که جريان اصلاحطلبي کارش به پايان برسد. عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي اذعان کرد: حاکميت بيشتر بايد نگران شود کسي مانند خاتمي از اصلاحطلبي هم عبور کرده است. حاکميت اين را بايد بهعنوان هشدار در نظر بگيرد و اصلاحات را از درون خود شروع کند. وي تصريح کرد: اين بيانيه شايد کافي نبود اما ضروري بود و بهتر است که اين روند توسط ديگر احزاب اصلاحطلب و فعالان سياسي همچون ناطق نوري که سکوت کردهاند، بهتر است سکوتشان را بشکنند و با مردم حرف بزنند و اگر نقدي به حاکميت دارند بيپرده بگويند.