بستن
کد خبر: ۱۰۵۰۲۳۵
مهران کرمی در نشست رسانه‌ها و اعتراضات:

نگاه سلیقه‌ای در برخورد با خبرنگار و رسانه جواب نمی‌دهد

نگاه سلیقه‌ای در برخورد با خبرنگار و رسانه جواب نمی‌دهد
کرمی: در کشور ما رسانه تعیین کننده نیست. بنابراین در یک فضایی است که برایش تعیین شده و این مساله به یک دوره خاص مربوط نمی‌شود بلکه می‌توانیم یک نگاه تاریخی به این مساله داشته باشیم. به این دلیل که رسانه یک امر وارداتی است و به جز در دوره‌های کوتاهی، نتوانسته تعیین کننده باشد

معمولا رسانه‌ها در هر رخدادي مي‌توانند نقش‌هاي مختلفي از اطلاع‌رساني درست تا خنثي بودن نسبت به يک رويداد را داشته باشند. شفقنا در سلسله نشست‌هاي خود با عنوان رسانه‌ها و اعتراضات به بررسي عملکرد رسانه‌ها پرداخته و ضمن آسيب‌شناسي به دنبال ارائه راهکاري منطقي و حرفه‌اي براي رسانه‌ها در بحران‌هاي مختلف است. مهران کرمي از مدير مسئولان رسانه‌اي و روزنامه‌نگار پيشکسوت و محمد قادري روزنامه‌نگار و فعال رسانه‌اي به بيان ديدگاه‌هايشان پرداختند.

در کشور ما رسانه تعيين‌کننده نيست

کرمي به بيان ضعف‌هاي رسانه‌هاي داخلي در پوشش حوادث اخير از منظر ارتباطي و رسانه‌اي مي‌پردازد و مي‌گويد: اول بايد به اين سوال پاسخ دهيم که آيا رسانه کنشگر است يا در يک فضاي کنشي ترسيم شده توسط ديگران فعاليت دارد. در کشور ما رسانه تعيين کننده نيست. بنابراين در يک فضايي است که برايش تعيين شده و اين مساله به يک دوره خاص مربوط نمي‌شود بلکه مي‌توانيم يک نگاه تاريخي به اين مساله داشته باشيم. به اين دليل که رسانه يک امر وارداتي است و به جز در دوره‌هاي کوتاهي، نتوانسته تعيين کننده باشد. با اين حال روح جاري همه تحولات هم رسانه است که در ايران به عنوان يک ابزار از آن استفاده مي‌کنند. او ادامه مي‌دهد: رسانه يک واسطه بين قدرت و جامعه است. طبيعتا رسانه وقتي مي‌تواند تعيين کننده باشد که بتواند در تعامل مثبتي با اين دو پديده قرار بگيرد و يک تعامل مثبتي هم بين اين دو وجه برقرار کند. در حالي که چنين عملکردي در اينجا غايب است و اگر از جامعه بپرسيم مي‌گويند که رسانه دروغ مي‌گويد و مخاطب عادي ما صداقت و راستي را در رسانه نمي‌بيند. قدرت سياسي هم همين نگاه بدبينانه را از سوي ديگري به رسانه دارد و رسانه را امانتدار خوبي نمي‌بيند و بر اين عقيده است که خط و خطوطش را از جاي ديگري مي‌گيرد. حتي در سال‌هاي 58، 59 و يا دهه 70 که تيراژهاي بالايي داشتيم اين نگاه وجود دارد که اين رسانه‌ها از بيرون خط مي‌گيرند. به همين دليل براي ارزيابي وضعيت رسانه‌ها فارغ از اين دو ديدگاه نمي‌توان چيزي متصور شد. قادري هم در ادامه صحبت‌هاي کرمي در بيان ارزيابي خود از ضعف‌هاي رسانه‌هاي داخلي در پوشش حوادث اخير مي‌گويد: طبيعتا در تحولات اخيرِ کشور، کاملاً مشخص شد که يکي از نقاط آسيب پذير نظام و جامعه ما، رسانه است. به اين معنا که هنوز ابعاد و کار ويژه‌هاي رسانه را درست درک نکرديم و چون درست درک نشده، طبيعتا نسخه دقيقي براي آن نمي‌پيچيم. جنگ ادراکي، جنگ شناختي، عمليات رواني، جنگ رواني و… موضوعاتي هستند که ابزارشان رسانه است ولي اينکه رسانه چه ابعاد و مولفه‌هايي پيدا کرده، نياز به بحث دارد. ما شناخت درستي از موج کنوني رسانه در دنيا و کشورمان نداريم. به اين معنا اگر يک نگاه تاريخي به اين مساله داشته باشيم که رسانه از کجا و چگونه شکل گرفت، در چه قالب‌هايي تطور پيدا کرد و تکميل شد تا به وضع موجود رسيد، طبيعتا به اين مي‌رسيم تا وقتي حاکميت و مردم به اين نکته پي نبرند که دوران رسانه‌هاي کلاسيک، سنتي و عمومي گذشته است و درک درستي از پديده انسان و رسانه نداشته باشند، نمي‌توانيم براي موضوعات، اتفاقات و تحولاتي که در هر جامعه به ويژه ايراني رخ مي‌دهد و مشخصا تحت تاثير فضاي شبکه‌اي است، نسخه دقيقي پيچيد يا فضا را کنترل و مديريت کرد و يا سوار بر اين موج شد تا حداقل از آسيب‌هاي پيش روي حکمراني نظام و حکومت پيشگيري کرد.

آزادي بيان را فراهم کنيد، ببينيد خبرنگاران ما ضعف دارند يا خير

کرمي با اشاره به دلايل شکست جريان‌سازي رسانه مي‌گويد: در اين قضيه دو نکته وجود دارد اول رسانه‌هاي وابسته به حاکميت و دولت، دوم رسانه‌هاي بخش خصوصي و مستقل. ما هرقدر به جلو حرکت مي‌کنيم بخش خصوصي کارکرد و حضور خود را از دست مي‌دهد و کمرنگ‌تر مي‌شود. يک زماني رسانه‌هاي سطح اول ما بخش خصوصي بودند ولي روز به روز ضعيف‌تر شد. علاوه بر آن بخش دولتي هر زماني تابع دگرگوني قدرت است به عنوان مثال روزنامه ايران و يا همشهري با تغيير دولت‌ها تحت تاثير رويکرد دولت وقت و وابسته به آن قرار مي‌گيرند. اين در حالي است که يک رسانه بايد مخاطب ثابت خود را پيدا کند. وقتي اين دگرگوني در ديد سياسي و سياست‌گذاري در رسانه پيدا مي‌شود، رسانه يکسري مخاطب را از دست مي‌دهد و ممکن است مخاطب جديدي هم پيدا نکند. بنابراين بخش دولتي ما هم آسيب ديده است. او با اشاره به مشکل عکاسان خبري براي پوشش از رويدادهاي خياباني مي‌گويد: در اين چند ماه اخير اگر توجه کرده باشيد ما با پديده‌اي با عنوان عکس خبري مواجه هستيم. کدام عکاس يا خبرنگار مي‌تواند در سطح جامعه (ميدان و خيابان) به صورت عادي عکاسي يا خبرنگاري کند؟ اگر شما خبرنگار يا عکاس را به عنوان کسي بشناسيد که به رسالت خبري‌اش عمل مي‌کند يک نوع برخورد مي‌کنيد و اگر نگاه بدبينانه داشته باشيد به نحو ديگري برخورد مي‌کنيد. بنابراين شما نمي‌توانيد انتظار داشته باشيد تا از رسانه درک مستقيم و عيني داشته باشيد. همين مي‌شود که اين رسانه‌ها کارکردشان را از دست مي‌دهند و ما به سمت رسانه‌هايي مي‌رويم که جزئي تر، موردي‌تر و آماتور‌تر هستند و کساني خط مشي تعيين مي‌کنند که نگاه حرفه‌اي به اين قضيه ندارند. شهروند خبرنگار در اين رسانه‌ها يک روند طبيعي است که در کيفيت تصوير و کيفيت ارائه خبر تأثير مي‌گذارد. وقتي از اين کارکرد تهي باشيد نمي‌توانيد مخاطب خود را جذب کنيد به همين دليل معتقدم تضعيف عملکرد صورت گرفته است. به عقيده من مرجعيت اصلي توليد خبر همچنان در داخل است ولي مرجعيت انتشار آن به خارج از کشور منتقل شده. قادري هم در بيان دلايل شکست جريان سازي رسانه مي‌گويد: در تکميل صحبت‌هاي آقاي کرمي بايد بگويم ما ضعفي روشن و مشخص در رسانه‌هاي داخلي خود با عنوان «عدم مهارت در توليد محتوا» داريم. مي‌توانيم اين عدم مهارت را بخش بندي کنيم و دلايلي براي آن به‌شماريم و ببينيم چرا اين توانمندي وجود ندارد؟ طبيعتا اين توانمندي در قياس با جرياني هست که ما معتقديم از آن ضربه خورديم و در يک تقابلي قرار داريم که طرف مقابل در يکسري مولفه‌ها زور بيشتري دارد. ناگفته نماند که شايد ما هم در يکسري مولفه‌ها دستمان بالاتر باشد. جمع ماجرا نشان مي‌دهد که ما ضربه پذيرتر شديم و روايت غالب را از دست داديم. کليدي‌ترين مساله اين است که ما در رسانه‌هاي داخلي‌مان به هر دليلي در مهارت توليد محتوا ضعف داريم. اين ضعف هم در فرم و شکل و هم در جنس محتوا و متن تبلور پيدا مي‌کند. کرمي در بخش ديگري تاکيد کرد: شما آزادي بيان و آزادي پس از بيان را فراهم کنيد، ببينيد خبرنگاران ما ضعف دارند يا خير. اگرچه خيلي از استعدادهاي ما رفته‌اند ولي استعدادهاي ديگري هم شکل گرفته‌اند. با اين حال به دلايل امنيتي و اقتصادي پايين اين حوزه کمتر خبرنگاران توانمند در اين حرفه باقي مي‌مانند. اگر هم مهارتي دارند در حوزه‌هاي ديگر مثل روابط عمومي استفاده مي‌کنند. همه اين موارد وجود دارد ولي معلول علت ديگري است که من آن را ايجاد فضاي رسانه‌اي که مستلزم آزادي بيان، آزادي پس از بيان و در عين حال اقتصادي بودن اين شغل روزنامه‌نگاري مي‌بينم. کرمي توضيح مي‌دهد: ما بايد بررسي کنيم که نيازمند رسانه هستيم يا نه؟ اگر نياز داريم، الزامات آن چيست؟ جنس کار رسانه، فرهنگي و هنري است و امنيتي نيست. اگر قواعد امنيتي بر آن حاکم شود به نتايجي مي‌رسيم که حتي خلاف آن نگاه امنيتي است که به آن نگاه مي‌کنيم. يعني مي‌گوييم از بعد امنيتي اين خبر نبايد منتشر شود يا اينکه صلاح نيست رسانه چنين رويکردي داشته باشد ولي از رسانه انتظار مرجعيت خبري داريم. من هم معتقدم رسانه حتما بايد در چارچوب قانون عمل کند، اما بايد در چارچوب همان قانون هم با آنها برخورد شود. او ادامه مي‌دهد: در برخورد با خبرنگار و رسانه نبايد نگاه سليقه‌اي داشته باشيم، چراکه تبعات خطرناکي از جمله خودسانسوري دارد. از طرفي ديگر نگاه امنيتي داشتن هم به رسانه آسيب زاست. اگر به اين درک برسيم که هر نهادي کارکرد خود را انجام دهد زودتر به نفع عمومي مي‌رسيم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی