در يادبود زندهياد «تيمورپور» مطرح شد
حسرتهايي براي يک «شهريار»
مراسم يادبود شهريار تيمورپور، طراح چهرهپردازي و نقاش در سالن شهناز خانه هنرمندان ايران برگزار شد. بيتا عاليمهر از شاگردان اين هنرمند روي صحنه آمد و گفت: ايکاش اين حمايتها زمانيکه هنرمندان حضور داشتند، انجام ميگرفت. باعث تأسف است که ايشان را کنار خودمان نداريم. من سالهاي زيادي آقاي تيمورپور را ميشناختم، از او نقاشي ياد گرفتم و شهريار تيمورپور در اين راه من را بسيار تشويق ميکرد. عاليمهر اظهارکرد: اميدوارم قدردان هنرمندان تا زمانيکه در اين دنيا هستند، باشيم و از هنرمندان به موقع و به جا قدرداني شود. در ادامه مقصود نعيميذاکر، مديرعامل خانه تئاتر روي صحنه آمد و بيان داشت: فکر ميکنم آدمها موقعي به بهشت ميروند که از خودشان معنايي بهجا بگذارند. به دوستان گفتم آثار ايشان را آماده کنند تا ترکيبي را ايجاد کنيم و کتابي از او بهجا بماند. رسالت انجمنها همين است که مواظب هم در موقعيتهاي خاص باشند، هر کاري هم از من بر بيايد دريغ نميکنم و اميدوارم آثارش بهدست افرادي برسد که ديده شود. سپس رؤيا تيموريان بازيگر سينما پشت تريبون قرار گرفت و گفت: تصور ميکنم خارج از وظايف انساني مسئوليتهاي هنري کارهايي را در روزهاي پر از غم و رنج بر دوش ما ميگذارد پس بهنظرم راههايي وجود دارد که ميتواند ما را از تنهايي درآورد. از همين رهگذر پيشنهادي دادم که از آن استقبال شد، در واقع فکر کردم در اين روزگار بهترين کاري که ميتوانيم بکنيم همدلي، دلبستگي، احترام و تقدير از دوستان و همکاراني است که در خانه هستند، فعاليت ندارند يا در شرايط ويژهاي از زندگي هستند، در چنين شرايطي سرزدن محترمانه به آنها ميتواند افراد را چند ساعتي را خوشحال کند، اين پيشنهاد را دادم و آقاي ذاکر دنبالش را گرفت خانم مريم رحيمي مدير اجرايي «سفير مهرباني» هم خيلي کمک کرد. فکر ميکنم بعداز اين بهدليل اينکه استقبال زيادي از اين موضوع شده است، مسئوليت ما خيلي بيشتر خواهد شد. همينجا ميخواهم دوستاني که توانايي و حوصله دارند به ما بپيوندند و هر پيشنهادي دارند به ما بگويند. تيموريان ادامه داد: خوشحالم که امروز با آثار آقاي تيمورپور آشنا ميشويم، من بهصورت گذرا چند تابلوي او را ديدم و شگفتزده شدم، پس اين اجازه را ميخواهم که اولين خريد از آثار ايشان از طرف سفير مهرباني براي خانه تئاتر باشد. در ادامه سيدعلي تدين، کارگردان و مدرس تئاتر روي صحنه آمد و بيان داشت: ايکاش خود شهريار بود، اين مراسم بايد زماني برگزار ميشد که خودش بود، او را از سالهاي خيلي پيش ميشناسم ما خيلي با هم دوست بوديم، هيچکسي مثل شهريار، شهريار نميشود او فردي بسيار خاص و ويژه بود، شخصيتش در جامعه و خانه فرق ميکرد.