جامعه ایران به عنوان جامعهای مذهبی است که طی چهل و سه سال گذشته تلاش بر این بوده که در این جامعه الگویی از حضرت فاطمه زهرا(س) دخت نبی اکرم(ص) ارائه دهند که بتواند برای زنان دیگر در رفتار اجتماعی و فرهنگی و سیاسی سرمشق قرار گیرد. اما به نظر میرسد که کارهای ناقصی در این حوزه صورت گرفت و آنطور که باید و شاید تلاش نشد تا به نوعی الگوی کاملی برای زنان ایرانی ارائه گردد و به اولین قدمهای این الگوسازی نزدیک نشد. به هر حال آنچه که مطرح میشود و حتی در روانشناسی علمی نیز مطرح است اینکه الگوهای مردم بیشتر الگوهای عملی هستند و سپس بنا بر الگوگیری از گفتار دیگران است. متأسفانه الگوهای ما قرار بود کسانی باشند که در کشور پست و مسئولیت دارند مثل خود ما نمایندگان که نتوانستیم آنطور که باید تلاشمان را تا جایی پیش ببریم که حداقل بتوانیم قدمهایی را به این الگوسازی نزدیک کنیم. به نظر میرسد که اگر هدفگذاریهایی که از ابتدا صورت گرفته بود مخصوصا در حوزه فرهنگی بر روی اساس مسائلی میرفت که به حوزه زنان بازمیگشت مثل مباحث رفع تبعیض یا بزرگداشت زنان نه فقط در اسناد و گفتار بلکه به صورت عملی بسیار میتوانست مفید باشد. متأسفانه نتوانستهایم شأن زنان جامعه را آنطور که هست و در شعارهای انقلاب بوده عملی کنیم. زنان راه درازی برای دستیابی به حقوق خود دارند. به دلیل اینکه جامعه ما جامعهای مردسالار است و متأسفانه تلاشهایی هم که در دورهای صورت گرفته و هر دولت و مجلسی که روی کارآمده متأسفانه آنها هم یا کنار گذاشته شده، در همان حد باقی مانده یا همان همان روزنه نیز بسته شده است. طبقات و اقشار مختلف جامعه به ویژه زنان در یک سری مسائل شاهد تبعیضاتی هستند که اگر این تبعیضها کاهش پیدا کند قاعدتا همه اقشار را در برمیگیرد. از زن خانهدار و کارگر تا زنانی که در کشور بالاترین مناصب را داشته و تحصیلکرده هستند. اگر بتوانند لایحه تامین امنیت زنان را بعد از 2 سال در مجلس به تصویب برسانند میتواند به نفع جامعه زنان باشد تا قدمهای بسیار زیادی که بعدها باید برداشته شود.