یک استاد دانشگاه در خصوص نقش و تاثیر سلبریتیها در جامعه اظهار داشت: در جامعه ما نخست این لیبرالها بودند که به سمت سلبریتیسم حرکت کردند اما این سلبریتیزه شدن سیاست منحصر و محدود به جریان لیبرالیسم اسلامی نماند. دلیلِ فرش قرمزی که سیاست پیش پای سلبریتیهای آمریکایی پهن کرد یکی از موضوعهایی که این روزها، به محل تامل و پرسش بسیاری از اهالی فکر و رسانهها تبدیل شده، نسبت بین سلبریتیها و عرصه سیاسی است و اینکه از اساس سلبریتی در بزنگاههای سیاسی چه نقشی را بازی میکند. ابراهیم فیاض گفت: واقعیت اینکه از دوره ریگان در آمریکا، لیبرالیسم به سمت مذهبگرایی رفت و این زمینهای برای ورود سلبریتیها به میدان سیاست شد و در ادامه، سلبریتیها برای پیش بردن این سیاست (لیبرالیسم مذهبی) به میدان آمدند. یکی از سردمداران این جریان، مایکل جکسون بود که در کنار ریگان قرار گرفت. سلبریتیها نوعی از محافظهکاری دموکراتیک را در سیاست آمریکا رقم زدند و به نوعی این جریان راست و محافظهکار بود که به سمت سلبریتیها رفت تا به سیاست خود مشروعیت بخشد و برای این مهم، پولهای عجیب و غریبی را هزینه میکرد و از سلبریتیها برای کسب اعتبار اجتماعی خود بهره میگرفت. به این ترتیب، ثروت افسانهای سلبریتیها ریشه در این مواجهه نخبگان سیاسی با آنها دارد. وی افزود: در ایران سلبریتیها بعد از ماجرای دوم خرداد وارد سیاست شدند. در ابتدا، دوم خردادیها سوسیال دموکرات بودند اما بلافاصله به سمت لیبرالیسم کشیده شدند و به سمت سلبریتیهای سینمایی و ورزشی هجوم آوردند. این سبب شد تا سلبریتیها به یک طبقه اشرافی در جامعه ایران تبدیل شوند. بنابراین، در جامعه ما، نخست این لیبرالیسم اسلامی بود که به سمت سلبریتیسم حرکت کرد اما این سلبریتیزه شدن سیاست منحصر و محدود به جریان لیبرالیسم اسلامی نماند و این بخش از جامعه (سلبریتیها) به جریان راست هم ورود پیدا کردند. این استاد فلسفه بیان کرد: سیاست در همه جهان سقوط کرده و به همین دلیل رئیسجمهوری فرانسه در تماشای جامجهانی به دنبال کسب رأی و در واقع اعتبارگرفتن از سلبریتیهاست. دولت احمدینژاد با وجود اینکه در ابتدا خود را به عنوان دولتی مردمی معرفی میکرد بعد از دو، سه سال با سلبریتیهای سینمایی رابطه برقرار کرد. واقعیت اینکه سیاستمداران لیبرال و سوسیال دموکرات در جامعه ما به دنبال اعتبار اجتماعی بودند و میکوشیدند این اعتبار را از طریق سلبریتیها کسب کنند و سلبریتیها نیز این اعتبار اجتماعی را به ازای کسب ثروت از بیتالمال معاوضه میکردند و اینجا بود که سلبریتیها به قهرمانهای پوشالی جامعه بدل شدند. به این ترتیب اعتبار از سلبریتی به سیاست و کسب پول از ثروت عمومی به سلبریتیها منتقل میشد. به همین دلیل هم هست که سلبریتیها در ایران پولهای بادآورده دارند؛ هیچگاه کار یک فوتبالیست سختتر از کار یک استاد دانشگاه و یک متفکر نیست. در همه جوامع سوسیالیستی و لیبرالیستی غرب، متفکران فقیرند و هرگز از ثروتهای افسانهای سلبریتیها بهرهای ندارند.