دولت سیزدهم و شخص رئیس جمهور قولهایی در مورد بهبود شرایط اقتصادی دادند هرچند تنها 17 ماه از عمر دولت گذشته اما شرایط هنوز بهتر نشده است؟
دولت تلاشهایی برای بهبود شرایط اقتصادی انجام داده و اینطور نیست که دولت سیزدهم همه چیز را رها کرده باشد. در حال حاضر شرایط خاص اقتصادی در دنیا به وجود آمده است. بسیاری از کشورهای دنیا از جمله کشورهای اروپایی با تورمهای غیرقابل باور روبهرو هستند. درحال حاضر فرانسه و انگلستان و حتی آمریکا با مشکلات اقتصادی روبهرو شدهاند. ایران هم عضوی از این کره خاکی است و نمیتوان شرایطش را جدا از آنها به تصویر بکشد.
یعنی معتقدید شرایط اقتصادی فعلی ایران تابعی از اقتصاد جهانی است؟
اگر در کشورهای غربی شرایط اقتصادی به گونهای بود که بر اساس ارقام و اعداد شرایط در این کشورها خوب و رو به رشد بود، آنگاه میتوانستیم در مورد ایران و در اقتصاد و عدم مطلوبیت شرایط بحث جدی کنیم. البته این تحلیل نافی آن نیست که رفتار اقتصادی دولت فاقد ضعف نیست. تیم اقتصادی دولت ضعیف است و نوعی ترمیم در این ارتباط نیاز است. نباید اینگونه باشد که دولت به سمت ترمیم اقتصادی پیش رود اما فاقد کارآمدی لازم باشد، این ترمیم مطلوب نیست. از این منظر اگر قرار است ترمیمی هم در کابینه صورت گیرد، این ترمیم باید مبتنی بر نظریات اقتصادی، کارشناسانه باشد و فردی که در سمتهای اقتصادی قرار میگیرد باید آگاه به فضای اقتصاد سیاسی و بینالمللی باشد.
به لزوم توجه به فضای بینالمللی اشاره کردید که فرد منصوب شده از سوی دولت باید این فضا را بشناسد، این شناسایی به چه معناست؟
امروز معادلات اقتصادی در سطح بینالملل با متغیرهای زیادی روبهروست که در گذشته اینگونه نبود. هر مقدار مصرف چینیها افزایش یابد، دستهای از کالاها با افزایش قیمت روبهرو میشود. این دسته از کالاها هم کالاهای مصرفی نیست. این کالاها در ارتباط با مسائل زیربنایی از جمله ساخت و ساز است. در حال حاضر رقابت اقتصادی بین چین و آمریکا بالاگرفته است. اروپاییها هم با چالشهایی روبهرو هستند. از جمله اینکه سوخت در اروپا افزایش یافته و از سوی دیگر این هراس وجود دارد که در اروپا مشکلاتی در مساله سوخت به وجود آید تا جایی که فرانسه عملا در حال اعطای وام برای خرید هیزم به مردم خود است. این موارد نشان میدهد که اوضاع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در اروپا بهم ریخته است. از این منظر اگر تغییراتی در دولت ایجاد میشود باید با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی در جهان باشد.
البته گویا خبری هم از زمستان سختی که نزدیکان دولت خصوصا برخی دیپلماتهای نزدیک به تیم هستهای از آن خبر میدادند، نیست!
برخی کارشناسان این مورد را مکرر اعلام میکنند که پیشبینی دولت در این زمینه محقق نشده است. برای این دسته از کارشناسان باید تاسف خورد. چه زمستانی سختتر از این برای اروپا! کشورهای اروپایی به دو قرن قبل بازگشتهاند و هیزم جمعآوری میکنند، آیا جمع آوری هیزم برای زمستان توسط مردم این کشورها و اعطای وام از سوی دولت در این زمینه در معنای زمستان سخت نیست؟
اگر دولت اصلاحاتی در حوزه اقتصادی ایجاد نکند. چه خواهد شد آیا امکان ادامه روند فعلی در اقتصاد وجود دارد؟
دولت باید با دقت بیشتری در زمینه اقتصادی تغییرات را ایجاد کند. البته نمیتوان از روند تخریبی در اقتصاد سخن گفت. زیرا دولت انصافا کارهای مثبتی هم در عرصه اقتصادی انجام داده است و این دفاع هم در معنای آن نیست که نقدی نسبت به دولت و تیم اقتصادی سیزدهم وجود ندارد. شرایط اقتصادی برای مردم سخت شده است. مردم احساس میکنند، از ارزش داراییهایی آنها کاسته شده است. در دولت آقای روحانی بخشی از این ارزش دارایی کاسته شده بود. در این دولت هم همین اتفاق در حال وقوع است.
دولت در حال حاضر باید چه کاری در عرصه اقتصادی انجام دهد؟
دولت باید تلاش خود را بر این زمینه متمرکز کند که داراییهای مردم بیش از این ارزش خود را از دست ندهد. در این صورت حداقل نوعی آرامش در عرصه اقتصادی به وجود خواهد آمد. اکنون اقتصاد ایران نیازمند ایجاد آرامش است و اگر دولت بتواند نرخ ارز را کنترل کند، در این صورت نارضایتیها نسبت به دولت نیز در عرصه عمومی کاهش خواهد یافت.
شما بهبود شرایط را بر انجام تغییرات گذاشتهاید. دولت هم تغییراتی را ایجاد کرده اخیرا هم رئیس کل بانک مرکزی تغییر کرده است. آیا اساسا در این تغییرات تخصص و یا همان ملاکهایی که شما اعلام کردید، اعمال شده یا اینکه این تغییرات صرفا جابهجایی شاگرد و استاد است؟
باید این هنر مدیریتی وجود داشته باشد که از ظرفیتها در حوزه مدیریت استفاده شود. در این صورت کمتر با چالش روبهرو خواهیم شد. البته منظور این نیست که بدون چالش هم خواهیم بود. البته بخشی از مساله مدیریت است و بخشهای دیگر نیز در این زمینه وجود دارد که حائز اهمیت است. از افرادی باید در سمتهای اقتصادی و راهبردی استفاده کرد که دارای سوء مدیریت نباشند. افرادی که از کارآمدی لازم و تعهد خوب برخوردار باشند. این افراد باید دغدغهمند باشند تا بخشی از مشکلات جامعه را در حوزه مدیریتی خود بهبود دهند. هر مقدار کارآمدی مدیران بیشتر باشد اعتماد مردم هم افزایش خواهد یافت. اعتمادسازی با عملکرد خوب به دست میآید. اعتمادسازی یک جرقه نیست! اعتمادسازی یک فرآیند است. از این رو انتخاب افراد کارآمد در حوزههای حساس میتواند در بهبود شرایط نقش داشته باشد و ایجاد کارآمدی میتواند به افزایش رضایت مندی در جامعه منجر شود. این روزها دولت نیازمند افزایش اعتماد است و باید به اثبات برساند که در حال مدیریت کشور است.
در مناظرهها هر 5 کاندیدای اصولگرا بر لزوم ارائه برنامههای اقتصادی برای عبور از شرایط کشور تاکید داشتند. از محسن رضایی تا بقیه کاندیداها طوری سخن میگفتند و اعلام میکردند که برنامه داریم که اگر آنها بیایند، مشکلات حل خواهد شد. رئیسی هم از برنامه 7 هزار صفحهای اقتصادی سخن میگفت حال چرا شرایط اقتصادی با وجود همه آن وعدهها بهبود نیافت؟
آنقدر هم منفیبافی نکنیم. دولت کارهای مثبت زیادی انجام داده است. از جمله اینکه بدهی دولت قبل به بانک مرکزی توسط این دولت پرداخت شده است. در صندوق ذخیره ارزی هنگامی که دولت فعلی در قدرت قرار گرفت، رقم قابل توجهی ارز وجود نداشت. امروز ذخیره ارزی کشور در مقایسه با گذشته افزوده شده است. هر مقدار نقدینگی ارزی کشور در صندوق ذخیره بالاتر باشد، میزان تجارت ایران با کشورها افزایش خواهد یافت. امروز دیگر کسی در صف برای خرید مایحتاج خود قرار نمیگیرد. امروز همه چیز به وفور در مغازهها وجود دارد. درست است که قیمتها بالاست اما دیگر مردم در صف قرار نمیگیرند که مرغ بخرند. کسی منکر تورم و گرانی نیست. اینکه کالا به فراوانی در کشور وجود دارد به این علت است که صندوق ارزی کشور پر و پیمان شده است. پس دولت کار کرده و نباید مدعی شد که این دولت هیچ کاری نکرده است. اقداماتی توسط دولتها در اقتصاد صورت میگیرد که ظهرو و بروز آن مشخص نیست مگر اینکه گزارشی به مردم ارائه دهند. مثلا دولت رسما اعلام کند که در حال کاهش بدهیهای خود به بانک مرکزی است. چنین اقدامی که از سوی دولت صورت گرفته بسیار ارزشمند است. امروز میزان تجارت ایران
افزایش یافته است.
پس چه زمانی باید این اقدامات دولت برای مردم محسوس شود و مردم درک کنند که کارهایی در این دولت آغاز شده و امروز به نتیجه رسیده و سطح زندگی آنها بهبود یافته است؟
اقدامات زیربنایی دولت و بسیاری از اقدمات اقتصادی دولتها زمانبر است. در زمان انتخابات چون افراد به صورت شخصی اظهارنظر میکنند و تحلیلها و برداشتهای آنها از یک جریان سیاسی نشانه میدهد. اگر در ایران احزاب قدرتمند وجود داشتند و آن احزاب کاندیدا خود را معرفی میکردند و احزاب رسما تئوریهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خود را در رقابتهای انتخاباتی باز گو میکردند و مردم در رقابتهای انتخاباتی به تئوریها رأی میدانند و اگر شکستی به وجود میآمد، این احزاب بودند که از صحنه حکمرانی کنار میرفتند امروز شاهد شرایط بهتری بودیم و شاید پله پله وضعیت اقتصادی و معیشتی و حتی سیاسی در رقابتهای انتخاباتی بهبود مییافت. در چنین شرایطی مردم بهتر میتوانستند بهتر شرایط را رصد کنند و گرفتار برخی شعارها نمیشدند.
پس بسیاری از شعارها در زمان انتخابات برای گرفتن رأی مردم است.
باید بپذیریم که برخی از شعارهای انتخاباتی در هر انتخاباتی و حتی توسط هر شخصی که داده میشود، بهشدت پوپولیستی هستند. در چنین شرایطی ارائه شعارهای پوپولیستی به جامعه برای کسب رأی و در قدرت قرار گرفتن اجتناب ناپذیر است و از گذشته تا به امروز این شعارها وجود داشته است. شما یک رئیسجمهور را نام ببرید که یک سوم شعارهای خود را محقق کرده باشد. هیچ رئیسجمهوری نتوانسته حتی یک سوم شعارهای خود را عملیاتی کند. چون شعارها پوپولیستی بود و شعارهای حزبی نبوده است. در نتیجه از پشتوانه کافی برخوردار نبوده است. روحانی اعلام کرد که 100 روزه مشکلات اقتصادی کشور را حل خواهد کرد، فیلم سخنان ایشان هم وجود داشت اما وی تکذیب میکرد و میگفت این شعار توسط من ارائه نشده است. دیگران هم همین طور و بر کسی در این زمینه خرده نبایدگرفت. با کمال تاسف مشکل در فقدان تحزب است. احزاب کارآمد در ایران وجود ندارد و در فقدان احزاب منسجم هر کاندیدایی حرف خود را میزند. کسی هم بعدها کاندیداهای پیروز را به علت انتخاب عملیاتی شدن شعارها مورد باز خواست قرار نمیدهد. هر چند که مقام معظم رهبری بارها تاکید کردهاند که کاندیداها باید سخن و شعارهایی بدهند
که بعدها بتوانند آن را اجرا کنند و با در نظر گرفتن ظرفیتهای کشور باید شعار دهند و شعارهایی ندهند که نتوانند اجرایی کنند. شاهد هستیم که از نامزدهای ریاستجمهوری تا نامزدهای مجلس شعارهایی سر میدهند که چون قابلیت عملیاتی شدن ندارند مردم را ناراضی میکنند و این فقدان نارضایتی به پای نظام سیاسی گذاشته میشود. درحالی که اساسا ظرفیتهای اجرای آن شعارها حتی و جود نداشته است.