بارداري در بيماريهاي خودايمني کبد يک وضعيت باليني پيچيده باليني است که ميتواند نگرانيهايي درباره تحمل حاملگي در مادر و احتمال وقوع عوارضي در مادر و جنين ايجاد کند که بايد تدبير کرد. بارداري با تاثير بر سيستم ايمني، در سير بيماري موثر است. در اين باب اختلاف زيادي بين پزشکان بهخصوص در رشتهاي مختلف وجود دارد. بايد دانست که اختلال در سيکل ماهيانه در خانمهاي مبتلا زياد ديده ميشود و همين امر شانس باردارشدن را کاهش ميدهد و بسياري از بيماران تنها بعداز شروع درمان و بهبودي نسبي بيماري، دچار سيکل ماهيانه طبيعي ميشوند. اينکه شدت بيماري کبدي و بيماري خودايمني تحت کنترل هست يا خير در هر تصميمي براي بارداري مهم است. در صورت شديدبودن بيماري کبدي و يا وجود نارسايي کبد در حد سيروزکبدي، احتمال زايمان زودرس و مرگ خودبهخودي جنين وجود دارد. بايد اين افراد قبل از تصميم براي بارداري با پزشک خود مشورت کنند. آنچه مهم است، مراقبت بيشتر در دفعات بيشتر و به فواصل کمتر است. در صورت امکان در سال اول شروع درمان، بارداربودن توصيه نميشود و بهتر است بيماري کاملا کنترل شود. در مورد مصرف داروها بايد گفت مصرف داروي «آزاتيوپرين» در بارداري توصيه نميشود، اما اگر بيمار به ناچار مجبور به ادامه آن باشد، بهتر است با مقادير کمتر استفاده شود. در اين باره اختلافنظر بسيار است. پزشکان متخصص زنان با مصرف آن در طول بارداري مخالف هستند، اما تجارب متخصصان کبد با مصرف آن و آنهم با مقاديرکم مخالف نيستند. در طول سالها تجربه، بارداريهاي کاملا بيخطر با تولد فرزندان سالم و زيبا را داشتهام و اين سبب شده تا به بيماران اطمينان خاط بيشتري دهم. نحوه مصرف داروها در طول بارداري کاملا به وضع بيمار بستگي دارد که هر ماه تصميمگيري ميشود. بهنظر ميرسد که مصرف داروهاي سرکوبگر ايمني در طول بارداري و شيردهي بيخطر بوده و ميزان ناهنجاريهاي مادرزادي بيشتر نيست. در چند هفته بعد از زايمان، احتمال شعلهورشدن بيماري وجود دارد. در اين زمان مقدار داروهاي مصرفي و مطابق نظر پزشک معالج افزايش داده ميشود. در واقع يک مشاوره دقيقي با پزشک معالج و بررسي وضعيت بيمار و مروري بر ميزان خطرات ميتواند به تصميمي درست منجر شود که نتيجه آن يک بارداري کمخطر و تولد يک نوزاد سالم است.