دلیل سکوت مرد نارمکنشین تایید رفقایش است؟
احمدینژادیها در صف بهارستان!
آرمان ملی - یاسمین طالقانی: غیبت درازمدت مرد نارمکنشین بهتدریج سبب سوالات زیادی شده و مشخص نیست او چه برنامهای دارد که اینگونه روزگارش را در سکوت میگذراند. احمدینژاد با پایان دوران ریاستجمهوریاش چهره دیگری از خود به نمایش گذاشت. چهره معترض به وضعیت کشور و فراموش کرد که خودش ۸ سال بر مسند مهمترین کرسی اجرایی آن نشسته بود. البته اعتراض اصلی او به بازداشت مشایی و بقایی بود که برخی آنها را تصمیمسازان اصلی حرکات احمدینژاد میدانند. برای احمدینژاد در این برهه دیگر حفظ آرامش معنایی نداشت. رفتارهای او چنان بود که بسیاری در انتظار بازداشت او بودند چرا که مردم را در میدان ۷۲ نارمک جمع میکرد و اظهاراتی داشت که قابل تامل بود. رفتارش با رفتار قابل انتظار از شخصیتی که ۸ سال رئیسجمهور بود، تفاوت داشت. اکنون که ساکت است آیا باید منتظر اقدام غیرمنتظرهای بود؟ برخی این سکوت را آمادهباشی برای ورود نیروهای احمدینژاد در انتخابات 1402 میدانند و برخی دیگر معتقدند تمدید حضورش در مجمع تشخیص سبب رضایت او شده است. یک سایت خبری دیروز نوشت: پرونده قضائی نزدیکان احمدینژاد احتمالا یکی از دلایل سکوت خبری او
است. چند ماه است که احمدینژاد و تیم او در سکوت خبری بهسر میبرند. بعداز انتشار تصویر حرفهای در گوشی احمدینژاد و اژهای در مجمع تشخیص مصلحت، او دیگر در رسانه دیده نشد. چند روزی بعد از اعتراضات پیرامون فوت مهسا امینی، انتظار میرفت احمدینژاد با همان نطق گویا و اعتراضی خود وارد عمل شود و در سفرهای استانی خود در میان مردم سخنرانیهای عوامپسند انجام دهد؛ اما همان زمان احکام اعضای جدید مجمع تشخیص صادر شد و سکوت خبری احمدینژاد تداوم یافت. به قول عبدالرضا داوری، مشاور سابق احمدی نژاد، او بعداز این حکم، کارمند جمهوری اسلامی شد. آنچه مشخص است مواضع احمدینژاد بر مبنای یک چارچوب فکری و دغدغه درونی نیست، بلکه مواضعش نسبت به منافع و خواستههایش قابل تغییر است و سکوت چند ماه اخیر که خلاف رویه و منش رسانهای اوست را میتوان بر این مبنا تحلیل کرد.
چشم احمدینژادیها به مجلس است؟
نکته جالب آنجاست که یک نماینده مجلس در نقش سخنگوی احمدینژاد به ایفای نقش میپردازد یعنی مواضعی دارد که برخی اوقات با دیدگاههای رئیس دولتهای نهم و دهم تفاوتی ندارد. در سایت «دولت بهار» که متعلق به حامیان محمود احمدینژاد است بیش از همه به انتشار مواضع و دیدگاههای علیرضا بیگی، نماینده تبریز پرداخته شده است. یکی از شباهتهای این نماینده با احمدینژاد نگارش نامههای متنفاوت است. بهعنوان نمونه 22 آذر سالجاری علیرضا بیگی به رئیس سازمان صداوسیما نامه نوشت و گفت: «بهنظر میرسد صداوسیما درصدد تطهیر برخی جریانات سیاسی و مهندسی افکار عمومی در جهتدهی به سمت اجارهنشینان رحم دولت آقای روحانی است که حتما ظلم آشکار در حق ملت ایران محسوب میشود. هر چند مدتهاست که مردم از این دو تفکر عبور کرده اند.» یا اظهارکرد: «وزارت کشور بهعنوان ناظر عملکرد نیروی انتظامی که اختیارات قابل توجهی هم از رهبری دریافت کرده، باید مسئولیت خود را در مدیریت یا سوءمدیریت رخدادهای اخیر بپذیرد.» از دیگر نزدیکان احمدینژاد که احتمال حضور آنها در انتخابات مجلس هست، میتوان به حمیدرضا حاجبابایی، علیرضا علی احمدی، شمسالدین حسینی، مرتضی
تمدن، غلامحسین الهام، محمد عباسی، مهدی غضنفری، کامران دانشجو، محمدرضا میرتاج الدینی، عبدالرضا شیخ الاسلامی و ... اشاره کرد.
آنانی که وارد پاستور شدند!
تعدادی از یاران احمدینژاد پس از حضور سیدابراهیم رئیسی در پاستور به آنجا نقل مکان کردند و در جایگاه وزیر و مسئولیتهای دیگر به ایفای نفش پرداختند. عیسی زارعپور (وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات)، حسین امیرعبداللهیان (وزیر امور خارجه)، محمدعلی زلفیگل (وزیر علوم، تحقیقات و فناوری)، محمدمهدی اسماعیلی (وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی)، احمد وحیدی (وزیر کشور)، جواد اوجی (وزیر نفت)، علیاکبر محرابیان (وزیر نیرو) و سیدحمید سجادی (وزیر ورزش و جوانان) در دولتهای نهم یا دهم حضور داشتهاند. حضور یاران سابق احمدی با واکنشهای از سوی اهالی سیاست روبهرو شد. جواد امام فعال سیاسی اصلاحطلب در گفتوگویی با ایلنا گفت: «این کابینه بیشتر شبیه کابینه سوم آقای احمدینژاد است؛ بههرحال آقای رئیسی شعار مستقل بودن داده بود در صورتیکه کاملا مشخص بود که دستفرمان ایشان اصولگرایی است و با این لیستی که معرفی شد عملا نشان داد که کابینه ایشان وجه اشتراک زیادی با کابینه آقای احمدینژاد دارد. چه اینکه برخی از آنها وزرای آقای احمدینژاد بودند، رئیس تیم اقتصادی که اکنون رئیس سازمان برنامه و بودجه است، وزیر آقای احمدینژاد بوده، تعدادی دیگر
یا وزیر بودند یا معاون وزیر یا تعدادی از اصولگرایان مجلس دهم هستند.»