به نظر میرسد که اگر در پی سفر کارشناسان آژانس به تهران توافقی اتفاق بیفتد ایران میتواند به رغم فشارهای سیاسی حداقل فشارهای فنی را کم کند. کشورهای غربی هم در این مقطع با توجه به اینکه مذاکرات حداقل متوقف شده مایل هستند که توافقی میان ایران و آژانس صورت بگیرد که حداقل آندسته از نگرانیهایی که بدون برجام میشود به آنها رسیدگی کرد و ذیل توافق پادمانی ایران با آژانس است حل و فصل شود. بنابراین گمان نمیرود که این اتفاق بدون رضایت کشورهای غربی و قدرتهای اصلی صورت گرفته باشد یا بخواهد صورت بگیرد و اگر اتفاق بیفتد نیز تصور نمیشود آنها نیتی خلاف این داشته باشند که توافقی میان ایران و آژانس انجام بگیرد که مشکلات و اختلافاتی که وجود دارد را حل و فصل کند. در اینجا این نکته نیز مطرح میشود که توافقی که احتمالا ممکن است در این دور از گفتوگوها درباره مسائل باقیمانده پادمانی بین ایران و آژانس انجام بگیرد میتواند زمینهساز و تسریع کننده آغاز دوباره گفتوگوها و مذاکرات باشد. از این جهت از آنجا که این موضوع یک موضوع کلیدی در توقف مذاکرات بود میتواند تسریع کننده باشد. اما اگر هم به دلایل سیاسی شرایط از سرگیری مذاکرات احیای برجام مهیا نباشد فی نفسه همین توافق بین ایران و آژانس مورد استقبال کشورهای غربی هم قرار خواهد گرفت چون به هر حال موضوع نظارت ولو نظارتهای پادمانی در برنامه هستهای ایران برای غرب هر چند ایدهآل نیست ولی هنوز مهم است و بنابراین از آن استقبال خواهند کرد. برای ایران نیز البته مهم است چون این توافق میتواند روابط ایران و آژانس را به مسیر مثبت خود بازگرداند . از سوی دیگر به نظر میرسد این تحریمها و فضای منفی که در دو سه ماه گذشته سایه انداخته نه تنها بهخاطر ناآرامیهای ایران بلکه بهخاطر اتهام صدور پهپادهای ایرانی به روسیه و همینطور بهخاطر توقف مذاکرات احیای برجام همه میتواند یک فضای منفی را ایجاد کند. در ارتباط با سازمانهای بینالمللی نیز گمان نمیرود که سازمانهای فنی از این مسائل تاثیری بگیرند چون نگرانی آنها فراتر از چنین موضوعات تاکتیکی و موقتی است که اتفاق بیفتد اما درباره برخی سازمانها مثل سازمان ملل و کمیسیونهای مربوطه میتواند تاثیرگذارتر باشد. آنچه مهم است اینکه باید مسیر گفتوگو و دیپلماسی را همچنان زنده نگهداریم این روابطی که ممکن است بین ایران و سازمانهای بینالمللی به شکل منفی ایجاد شود و متاثر از این رخدادها میتواند موقت باشد به شرط اینکه دیپلماسی به مسیر خود بازگردد. البته این یک اتفاق دو یا چند جانبه است و همه کشورها باید از این توهم خارج شوند که فشار بر ایران چه بهخاطر مسائل داخلی ایران چه به لحاظ روابط ایران و روسیه میتواند مسیر سیاست خارجی ایران را عوض کند. این یک توهم است و فشار نمیتواند چنین کاری انجام دهد و بالعکس نتایج معکوس ببار خواهد آورد. اگر چنین درکی در طرف مقابل نیز ایجاد شود در آن حالت گفتوگوها و مذاکره میتواند به مسیر خود بازگردد و این فضای منفی که از آن صحبت میکنیم و ایجاد شده بین ایران و بعضی سازمانهای بینالمللی و سایر کشورها میتواند از بین برود و کاملا موقت باشد. در ارتباط با برجام نیز این فضا در آمریکا و اروپا تاثیرات منفی مخربی خواهد داشت. ما اکنون میدانیم بهخاطر فشارهایی که دولت بایدن تحمل میکند بهخاطر همین سه موردی که گفته شد و فعالیت لابیهای ضد جمهوری اسلامی در آمریکا و اروپا خیلی سخت خواهد بود که مذاکرات درکوتاه مدت از سر گرفته شود و هجمه بسیار بالایی بهخصوص برای دولت بایدن خواهد داشت. البته نه بدین معنا که دولت بایدن نمیتواند مذاکرات را سر بگیرد. به نظرم بایدن باید انتخاب کند که میخواهد ایران را در وضعیت جاری خود که از نظر آنها یک نگرانی در برنامه هستهای ایران وجود دارد نگهدارد یا اینکه به مذاکرات تن داده و به فشارهایی که از داخل آمریکا وارد میشود بیتوجهی کند و در مسیر احیای برجام قدم بردارد.