اول: حالت عجيبي است اينکه اسم روزنامهنگار را يدک بکشي و اما نتواني وظيفهات را درست انجام دهي. اين روزها زياد به روزنامهنگاري فکر ميکنم هرچند من يک روزنامهنگار بازنشسته هستم. که از اسفند سال گذشته از شغل روزنامهنگاري خداحافظي کردهام. اما اين شغل مرا رها نميکند اين از آن شغلهاي فضول و عميق است که تا ته سلولهايت نفوذ کرده شايد ژنهايت را هم دستکاري کرده باشد کسي چه ميداند... دوم: امروز اينستاگرامم را باز کردم، يعني بعد از امتحان چند فيلترشکن متفاوت توانستم باز کنم، درست در وسط عصر ارتباطات ما با فيلترشکنها دست و پنجه نرم ميکنيم، ديدم شهرام اقبالزاده منتقد ادبي، در صفحهاش از درگذشت بهزاد غريبپور، تصويرگر کتابهاي کودک و نوجوان خبر داده است. غمگين شدم. هنرمند برجستهاي بود. اگر هنوز روزنامهنگار بودم بايد چيزي مينوشتم. تصويرگريهايش را دوست داشتم. ياد کارتي ميافتم که جلوي روي من است. پوستر دخترکي که ني ميزند و کلاهش لانه پرندههاست... چقدر اين تصوير زيباست. بهزاد غريبپور مديريت هنري کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان و انتشارات افق، محراب قلم، قدياني، سروش را در کارنامهاش داشت. تدريس در دانشکده هنرهاي زيبا، مديريت هنري چندين نمايشگاه بينالمللي همچون براتيسلاوا بولونيا و کاتالونيا يوگسلاوي. از ديگر فعاليتهاي او ميتوان داوري کنکور نوماي ژاپن در سال 1998، شرکت در نمايشگاه سارمده ايتاليا و شرکت در يک دوره تصويرگري به دعوت يونسکو در براتيسلاوا 2001 اشاره کرد. بهزاد غريبپور در سالهاي 1988 و 1994 برنده دو جايزه از کنکور نوماي ژاپن شد. تصويرگريهايش را دوباره ميبينم در اين سالها خيلي وقتها او داور جشنوارههاي تجسمي بود. اسمش را مدام ميشنيدم يک جايي در مصاحبهاي گفته بود که برخي از تصويرگران کتاب کودک صرف کار تصويرگري و زيبايي کار برايشان اهميت دارد و در تصويرسازي به سن و فهم کودک کمتر توجه ميکنند؛ اين درحالي است که يقينا درک و فهم کودک جايگاه نخست را در تصويرگري کتاب کودک دارد. البته هستند تصويرگراني که به هماهنگي بين متن، تصوير و تناسب آن با سن مخاطب بسيار اهميت ميدهند. او ميگفت: «برخي از منتقدان کتاب کودک که معتقدند؛ کتابهاي کودک نبايد تصوير داشته باشند چراکه تصوير ذهنيت و تخيل کودک را محدود ميکند، موافق نيستم چرا که تصوير در بسياري از موارد به پرورش تخيل در کودک کمک ميکند و کودک با بهرهگيري از آن دنياهاي جديدي را براي خود خلق ميکند.»بهزاد غريبپور و هنرمنداني که در حوزه کتاب کودک و نوجوان کار ميکنند نقش مهمي در بالا بردن سواد بصري کودکان دارند. توجه به مفاهيم و معاني متن کتاب توجه به حس مکان و زمان و ترس و شادي و نيازهاي کودک و نوجوان را بايد بتوانند در تصويرشان به مخاطب منتقل کنند. تصويرگري بزبز قندي را يادم ميآيد. بزي زيبا با سبدي پر از علف تازه در دست. پر از حس مادرانه و نگراني. ياد کتاب مستطاب اميرارسلان نامدار ميافتم. در تصويرگري اين کتاب به نقاشي ايراني توجه داشت. طرح جلد کتاب چهل قصه منوچهر کريمزاده يا کتاب همه حق دارند گزيده لطيفههاي ملانصرالدين. گفتند که بيماري از پايش انداخته است. در اين سالهاي خبرنگاري و روزنامهنگاري مدام از نمايشگاههاي هنري ديدن کردم و اگر بهزاد غريبپور اثري داشت در نمايشگاهي مشتاق بودم ببينم. حالا او نيست من معتقدم هنرمندان ايراني در حوزه تجسمي چيزي از هنرمندان جهان کم ندارند. سوم: دلم ميخواهد بزنم بيرون راه بروم خب وقتي بازنشستهاي بايد بتواني بروي در پارک يا خيابان راه بروي اما امروز چهارشنبه 23 آذرماه ساعت 10صبح، کيفيت هوا در کلانشهر تهران روي شاخص 171 در وضعيت هواي ناسالم براي عموم (قرمز) ثبت شده است. مازوت چه ميکند؟ اين سوخت بيکيفيت نيروگاهها.. . . يک هفتهاي هست که باز مدرسهها غيرحضوري شدهاند و اميدوارم مدارس بتوانند با اين کندي اينترنت کلاسهاي غيرحضوري را درست برگزار کنند. چهارم: داشتم از روزنامهنگاري ميگفتم که از آن شغلهاست که هيچ وقت هيچ ساعتي از روز دست از سرت برنميدارد. پر است از بيمها و اميدها. مسئوليت اجتماعي دارد. مردم از تو توقع دارند بيتفاوت نباشي بنويسي و راهحل داشته باشي براي هر چيز از سياست و سياه سرفه و زندگيهاي برباد شده... يا آينده اقتصاد و قيمت رو به رشد سکه و دلار و يا اعتراضات. مردم از تو ميخواهند بيتفاوت نباشي اما اگر بخواهي بنويسي هم مسائلي خواهي داشت. بنابراين در دوراهي بدي قرار ميگيري. ميخواهم حالا با اين احوال يک چيزي درباره بهزاد غريبپور بنويسم. يا درباره وضع کشنده آلودگي هوا يا شرايط اجتماعي اين روزها.... در اين افکار غوطهورم که پيامکي دريافت ميکنم. هشدار! شهروند گرامي با وجود بارشهاي چند روز گذشته، حجم ذخاير آب سدهاي تهران به پايينترين ميزان خود در نيم قرن گذشته رسيده است. مصرفمان را تا حد امكان كاهش دهيم. شركت آب و فاضلاب استان تهران آخر: به تصوير کارتپستال با تصوير بهزاد غريبپور خيره ميشوم. هر چه هوا پر از دود مازوت باشد و سدها خالي و مردم نگران بالا رفتن دلار و فقيرتر شدن خويش، هنرمندي مثل غريبپور ميتواند تصوير دخترکي را ترسيم کند که شاد نيلبک ميزند و در کلاهش پرندهها لانه کردهاند و آواز ميخوانند. جهان خاکستري ما به هنر محتاج است. اين روزها بيشتر...