در این دو سه روز که از سخنان علیرضا زاکانی شهردار تهران در نشست پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به مناسبت ۱۶ آذر - روز دانشجو- میگذرد بیشتر درباره لحن و ادبیات او گفته یا نقل و نقد شده با اشاره به تعابیری چون «شماها گروه فشارید / وقتی میخواهی اسم انقلاب را ببری، گلوت رو خوب بمال!» حال آنکه هر که با ادبیات آقای زاکانی آشنا باشد میداند ملاحظه کرده و ادبیاتی بهداشتی به کار برده هم او که پیشنهاد وزارت بهداشت در دولت رئیسی را نپذیرفت. البته آنچه در معرفی خود میگفت نه پیشینه فرماندهی بسیج دانشگاه علوم پزشکی تهران یا اکتفا به تحصیلات در رشته پزشکی هستهای که بیشتر تأکید بر عضویت در هیات علمی به اضافه سابقه افشاگری فساد و برخوردار نبودن از مال دنیا بود. این اشاره که بچه میدان شوش تهران است نیز احتمالا بهخاطر آن بود که دانشجویان برخی از تعابیر او را بیادبانه ندانند و به حساب فرهنگ داشمشتیگری و لوطیمنشی بچههای جنوب شهر بگذارند و نشان صمیمیت. نکته مغفول مانده اما غلظت رویکرد سیاسی شهردار تهران است که البته منحصر به او نیست، چراکه اتفاقا هر شهردار تهران که سعی کرده خود را غیرسیاسی نشان دهد
بعدتر دریافته اشتباه کرده زیرا هرچند شهرداری تهران نهادی خدماتی- اجتماعی و غیر سیاسی است و امتیاز روزنامه آن هم در ابتدا عنوان سیاسی نداشت اما شهردار تهران سیاسیترین مقام غیر سیاسی ایران است! در دولت دوم حسن روحانی هم ابتدا یک چهره کاملا سیاسی برای شهرداری تهران انتخاب شد و بعد از ماجراهایی که مجال ادامه کار را از او (محمد علی نجفی) ستاند این تصور غالب شد که بهتر است شهردار تهران غیرسیاسی باشد و در ادامه محمد علی افشانی و پیروز حناچی شهردار تهران شدند. اولی البته به سبب انتساب به حزب اعتماد ملی هویت سیاسی دارد اما اشتهار سیاسی ندارد و دومی به رغم تعلق به خانواده سیاسی بیشتر به عنوان استاد ممتاز معماری دانشگاه تهران مشهور و بسیار هم خوشنام است منتها آنچه او نیز درنیافت این بود که شهردار تهران سیاسیترین مقام غیر سیاسی ایران است! غلامحسین کرباسچی یکی از مشهورترین شهرداران تهران تا امروز یعنی از ۱۲ خرداد ۱۲۸۶ که مجلس شورای ملی تأسیس نهادی به عنوان «بلدیه» را الزامی کرد و در این ۱۱۵ سال تهران که ۶۲ شهردار (با احتساب سرپرستان کوتاه مدت یا شهرداران موقت) به خود دیده کرباسچی و قالیباف از مشهورترینها به
شمارند. از آن ۱۱۵ نفر کریم آقا بوذرجمهری، احمد نفیسی و غلامرضا نیکپی سه شهردار مشهور پیش از انقلاباند و محمد توسلی، غلامحسین کرباسچی و محمد باقر قالیباف نیز سه شهردار مشهور بعد از انقلاب. نام محمود احمدینژاد را به این خاطر نیاوردم که شهرت او بهخاطر دوران شهرداری تهران نیست بلکه به سبب دوران ریاستجمهوری است اگرچه اولی را سکوی دومی کرد، اما هم او هم نشان داد «شهردار تهران سیاسیترین مقام غیر سیاسی است» چون از خیابان بهشت، چشم به ریاستجمهوری داشت و صدا و سیما نیز به صورت گل درشت همکاری میکرد تا جایی که در سال ۸۳ در روزی که سیدمحمد خاتمی رئیسجمهوری یکی از مهمترین و پولآورترین فازهای عسلویه با مشارکت توتال فرانسه را افتتاح میکرد تلویزیون به خبر افتتاح پل عابر پیاده با پله برقی در میدان هفتم تیر تهران با مشارکت یک برند لوازم خانگی با حضور شهردار اصولگرا (احمدینژاد) توجه داشت! به دبیرکل سابق حزب کارگزاران سازندگی اشاره شد. میتوان از دبیر کل پیشین حزب مؤتلفه هم گفت. او که بود؟ محمدنبی حبیبی شهردار تهران قبل از مرتضی طباطبایی و غلامحسین کرباسچی. جدای دبیران کل سابق دو حزب میتوان از دبیر کلی کنونی
نهضت آزادی ایران نیز گفت تا بدانیم او که پس از مهندس مهدی بازرگان و دکتر ابراهیم یزدی این جایگاه را یافته کیست؟ مهندس محمد توسلی اولین شهردار تهران بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷. از ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶ هم محمدباقر قالیباف شهردار تهران بود و رکورد طولانیترین مدت را به جای گذاشته است. هم او که با حفظ عنوان شهردار تهران در دو انتخابات ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ نامزد ریاستجمهوری شد (در سال ۱۳۸۴ هنوز شهردار تهران نشده بود). بنا بر این ملاحظه میشود که شهرداری تهران اگرچه نهادی غیر سیاسی است اما شهردار تهران جایگاه یا شهرت سیاسی دارد و بهخاطر همین درباره عضویت او در هیات دولت بحث درمیگیرد. پیروز حناچی میخواست تصویر شهرداری غیر سیاسی را ترسیم کند، اما سیاسی نبودن کمکی به حملات اصولگرایان به شهرداری نکرد. در دوره قالیباف هم البته رئیسجمهوری وقت کنار او نبود، چراکه احمدینژاد او را رقیب خود میدانست. اینکه سه شهردار سابق تهران (توسلی، کرباسچی و قالیباف) چهرههای شاخص سیاسی امروز هستند و شهردار فعلی هم به عنوان یک فعال سیاسی شناخته میشود که برای ورود به مجلس از قم نامزد شد و از همان نمایندگی قم استعفا کرد تا شهردار تهران شود
همه حاکی از آن است که شهرداری تهران عنوانی سیاسی است ولو شهرداری تهران در مقام نهاد سیاسی نباشد و وظایف آن در عرصههای خدماتی و اجتماعی و از زمان کرباسچی به این سو فرهنگی نیز تعریف شود.