آرمان ملي- حميد شجاعي: تحولات اخير جامعه حد فاصل دو ماه گذشته نشان ميدهد که جامعه در پي مطالبهگري در حوزه خواستهها و مطالبات خود است و اين مطالبات که در مقاطع مختلف نيز بارها مطرح شده، اما بدانها وقعي نهاده نشده است امروز به نحو ديگري بروز پيدا کرده و جامعه ميخواهد که اين بار دولت و مجموعه حاکميت با سعهصدر مطالبات آنها را پاسخ گويد و درصدد حل مشکلات آنها برآيد. چه اينکه اگر هم اعتراضي صورت گرفته و ميگيرد ناظر بر همين مطالبات و خواستههاي مدني و اجتماعي مردم است که خواهان شرايطي مساعدتر براي زندگي بهتر هستند. از طرفي چندي است که بسيار مطرح ميشود در راستاي رسيدن به يک نتيجه موثر و مطلوب در جهت حل مشکلات و مطالبات جامعه از يک سو و برونرفت از شرايط فعلي از سوي ديگر بايد در راستاي ايجاد زمينههاي گفتوگو در جامعه بود و شرايط اين گفتوگوها را در ساحتهاي مختلف مهيا کرد. گرچه بسياري نيز بر اين باورند که اساسا گفتوگويي موثر و مطلوب پيش رفته و نتيجه خواهد داد که مسالهمحور بررسي شود و طرفين بر يک مساله متمرکز شده و روي آن به گفتوگو و مفاهمه بپردازند. هر چند که لازم به ذکر نيست که از مقتضيات يک گفتوگو اين است که طرفين يکديگر را به رسميت بشناسند و به نظرات و خواستههاي يکديگر احترام بگذارند. بسياري از کارشناسان و سياسيون معتقدند که قانون اساسي بهعنوان يک چارچوب مورد تاييد هر دو طرف ميتواند بستري خوبي در راستاي گفتوگوها باشد. صد البته که اين گفتوگوها ميتواند در جايگاهها و ساحتهاي مختلفي همچون دانشگاهها، احزاب سياسي و حتي در درون حاکميت نيز صورت گيرد و در قالب گفتوگوهاي بين جرياني و ملي نيز صورت پذيرد تا در نهايت از دل آن نتيجهاي مطلوب بيرون آيد.
گفتوگو بايد مساله محور باشد
يک فعال سياسي اصلاحطلب در خصوص لزوم گفتوگو در شرايط فعلي جامعه اظهارداشت: ترديدي نيست که گفتوگو يکي از راهحلهاي مهم است و به هر حال يا بايد باهم ستيز کنيم يا اينکه بايد گفتوگو کنيم و اين گفتوگو ميتواند براي اينکه بايد چه کنيم موثر باشد. غلامرضا ظريفيان به «آرمانملي» گفت: پس بنابراين گفتوگوي ملي بهعنوان يکي از راهحلهاي مهم پيشروي حاکميت، جامعه است. وي افزود: گفتوگو الزاماتي دارد که اگر به آنها توجه نکنيم گفتوگو شکل نميگيرد و نهايتا به يک شعار يا آرزوي دست نيافتني تبديل ميشود. طرفين گفتوگو بايد بپذيرند که مسالههاي جدي بين آنها وجود دارد و اين مسالهها بايد مورد گفتوگو قرار گيرد. عضو مجمع ايثارگران اصلاحطلب بيان کرد: گفتوگو حتما بايد مسالهمحور باشد و نميشود که در مورد همه چيز صحبت کنيم. قطعا براي برونرفت از مسائلي که با آنها روبهرو هستيم و براي فهم دقيق مساله تا حل مساله نيازمند گفتوگو هستيم و بايد به اقتضائات اين گفتوگو توجه شود و طرفين به دنبال کشف حقيقت باشند.
گفتوگو حول محور منافع ملي صورت گيرد
يک فعال سياسي اصلاحطلب در خصوص تحولات اخير جامعه اظهارداشت: همچنان يک زبان مفاهمهاي بين تصميمسازان و مسئولان بهعنوان مخاطبان اصلي اين اعتراضات با معترضان شکل نگرفته است در حاليکه ضروري است خواستهها شنيده شود و پاسخهاي مناسبي ارائه شود. محمدجواد حقشناس براي برونرفت از اين شرايط پيشنهادي ارائه داد و عنوان کرد: در ابتدا بايد بپذيريم که «اعتراض» وجود دارد. وي با تاکيد بر ضرورت گفتوگو در سطح ملي، سياسي و حتي حاکميتي بيان کرد: گفتوگو بايد حول منافع ملي صورت بگيرد، اما اين گفتوگو زماني صورت ميگيرد که دو طرف يک نقطه مشترک داشته باشند. بهنظرم در شرايط فعلي بهترين محور مشترک «قانون اساسي» است. توجه داشته باشيم که قانون اساسي بر بسياري از مسائل از جمله آزادي بيان، آزادي رسانه و حق انتخاب، تفکيک قوا و استقلال قوه قضاييه تأکيد کرده است. عضو سابق شوراي شهر تهران تصريح کرد: امروز بايد «ضرورت گفتوگو» را بپذيريم و زمينهها و بسترهاي آن را فراهم کنيم و تحمل خود در برابر نقد و اعتراضات را بالا ببريم. از سوي ديگر صداوسيما نبايد يک جريان خاص را نمايندگي کند و تمام فضا را در اختيار اين جريان قرار دهد. اگر اين واقعيتها را ايجاد کنيم بسياري از مسائل و مشکلات رفع خواهد شد و ميتوانيم مرجعيت رسانهاي را از خارج به داخل منتقل کنيم.
سرمايهاي بالاتر از مردم وجود ندارد
يک عضو کميسيون امنيت ملي در خصوص لزوم گفتوگومحوري در جامعه اظهارداشت: دوستان اصلاحطلب ما شعار خوبي با عنوان «نقد درون گفتماني» داشتند؛ اين نقد براي همسايه نيست بلکه براي خودمان است؛ همه بايد صداي منتقد و معترض را بشنويم و اينکه ادبيات صداوسيما بايد به ادبيات و مطالبه مردم نزديک شود، به آن اعتقاد کامل دارم و برنامه موفق، برنامهاي است که مردم آن را دوست داشته باشند نه منِ نماينده. زيرا نظام جمهوري اسلامي، سرمايهاي بالاتر از مردم و مشارکت فعال مردم در تمام عرصهها ندارد. محمود عباسزاده مشکيني گفت: در بحث گفتوگو، اولا بايد به حق مردم اعتقاد داشته باشيم؛ در اينصورت به گفتوگو هم اعتقاد خواهيم داشتيم و وقتي اهل گفتوگو باشيم به مباني و ادبيات مشترکي هم نياز خوساهيم.